انقلاب اسلامی :: انقلاب ‌اسلامی در خرمشهر

انقلاب ‌اسلامی در خرمشهر

12 فروردین 1397

سیدرضا فندرسکی

بندر خرمشهر از شهرهای جنوبی استان خوزستان است که به علت همجواری با خلیج فارس و کشور عراق از نظر اقتصادی و سیاسی دارای اهمیت بسزایی است. در این گزارش به رویدادهای انقلابی و مبارزات مردم این شهر علیه حکومت پهلوی، طی سالهای 1356 و 1357 می‌پردازیم.

در ششم آبان 1356، چند روز پس از درگذشت مشکوک آیت‌الله سیدمصطفی خمینی، دو مجلس ختم در مساجد جامع و صاحب‌الزمان(عج) خرمشهر برگزار شد. در این دو مجلس، یک روحانی به نام شیخ ‌محمودی از قم، سخنرانی کرد، اما حرفی از امام ‌خمینی به زبان نیاورد. گویا شهربانی خرمشهر، تعهدات لازم را از این روحانی گرفته بود.

روز بیست ‌و یکم دی، اجتماعی در مسجد اصفهانی‌های خرمشهر برگزار شد که تعدادی از آنان دانش‌آموزان یک هنرستان بودند. در این تجمع، شعارهای انقلابی مانند «مرگ بر این حکومت یزیدی» سر داده شد. به گزارش ساواک، نماز جماعت ظهر آن روز، در اکثر مساجد خرمشهر برگزار نشد. عدم برگزاری نماز جماعت ظهر و عصر در روزهای بیست ‌و هفتم و بیست ‌و هشتم دی نیز ادامه یافت.

در همین ایام، خبر شهادت جمعی از مردم ایران، طی اعلامیه‌ای در هنرستان صنعتی خرمشهر منتشر شد.

به مناسبت چهلم شهدای قیام 19 دی قم، قرار بود مجلس ترحیمی در بیست ‌و نهم بهمن در یکی از مساجد خرمشهر برگزار شود، اما مأموران شهربانی از برگزاری مراسم جلوگیری کردند. در این روز، عده‌ای پس از مراسم ختم در یکی از مساجد، در خیابان خلیج فارس تظاهرات برپا کردند. ساواک توانست چند تن از فرهنگیان خرمشهر را در میان جمعیت، شناسایی کند.

در اوایل اسفند، شیخ محمدطاهر آل‌شبیر ‌خاقانی(1) از روحانیان خرمشهر، درباره شهدای آن روزهای قم سخنرانی کرد. به گزارش ساواک، خاقانی همواره از مردم می‌خواست مغازه‌های خود را تعطیل کنند و علاوه بر آن از برگزاری نماز جماعت نیز خودداری می‌کرد.(2)

به مناسبت چهلم شهدای وقایع یزد، جهرم و اهواز، مراسمی روز نوزدهم اردیبهشت 1357، در مسجد جامع خرمشهر برگزار شد.

برگزار نکردن نماز جماعت، از تاکتیک‌های مبارزاتی روحانیت علیه حکومت پهلوی بود. به همین علت، در بیست ‌و چهارم اردیبهشت، نمازجماعت در خرمشهر و چند شهر دیگر خوزستان به نشانه اعتراض به کشتار مردم قم، برگزار نشد و روحانیت خوزستان در تلاش بود تا این کار را به مدت یک هفته ادامه دهد.(3) در گزارشی از ساواک آمده است که این روند تا بیست‌وهشتم اردیبهشت ادامه داشت.

بر اساس گزارش ساواک در اوایل خرداد، دانشجویی به نام سعید بهبهانی‌نیا که فردی مذهبی، انقلابی و دانشجوی دانشگاه تهران بود برای ادامه فعالیت‌های خود به خرمشهر رفت.

روز هشتم خرداد، بیست نفر از جوانان با حمل پرچم سفیدی که روی آن نوشته شده بود: «ما خواهان حکومت‌ اسلامی به رهبری امام‌ خمینی هستیم» در خیابان، شعارهای انقلابی سردادند.

نهم خرداد، ساواک به نقل از یکی از کسبه بازار صفای خرمشهر گزارش داد که بر اساس اعلامیه‌ای از قم، روز پانزدهم خرداد، مغازه‌ها تعطیل و راهپیمایی برپا خواهد شد.

روز بیست‌وسوم خرداد، سیصد نفر از کارگران اداره برق ناحیه جنوب اعتصاب کردند و با تجمع مقابل اداره برق، خواستار رسیدگی به وضعیت خود شدند.

روز بیست‌وپنجم خرداد، عده‌ای از دانش‌آموزان که ساواک تعداد آنها را سی نفر اعلام کرد با در دست داشتن کتاب‌های دکترعلی شریعتی و سردادن شعارهایی مانند «الله‌اکبر» و «زنده باد خمینی» راهپیمایی کردند که با مداخله مأموران پراکنده شدند. امامان جماعت دو مسجد جامع و صاحب‌الزمان (عج) اعلام کردند مردم مغازه‌ها را در بیست‌وهفتم خرداد تعطیل کنند. در آن روز به مناسبت چهلم شهدای قم و کازرون، یک‌سوم مغازه‌های خرمشهر تعطیل بود.

دریکی از گزارش‌های ساواک به فعالیت‌ها و سخنرانی‌های انقلابی یک روحانی به نام عبدالله‌ محمدی(4) اشاره شد. بر اساس این گزارش، وی در سیزدهم مرداد در مسجد النبی(ص) خرمشهر سخنرانی کرد که به دنبال آن مردم به خیابان آمده و راهپیمایی کردند. در پی این سخنرانی، ساواک در شانزدهم مرداد وی را دستگیر و روانه دادسرای‌ نظامی تهران کرد. به دنبال این اقدام ساواک، روحانیان خرمشهر در همان روز جلسه‌ای تشکیل داده و تصمیم گرفتند با هماهنگی بازاریان، بازار را تعطیل کنند.(5)

شب بیست‌وسوم مرداد، پس از پایان مجلس روضه‌ای در منزل یکی از اهالی خرمشهر، تظاهراتی توأم با درگیری برپا شد. این تظاهرات به کمک ژاندارمری و پایگاه نیروی دریایی پایان یافت. ده نفر از تظاهرکنندگان نیز دستگیر و تحت بازجویی قرار گرفتند. یکی از دستگیرشدگان هم به تهران اعزام شد.

در سوم شهریور، تظاهراتی در خرمشهر برگزار شد. با ادامه این تظاهرات و درگیری‌ها، از سوی شورای هماهنگی شهر، وضعیت زرد اعلام شد.

روز شانزدهم شهریور، نیمی از مغازه‌های خرمشهر تعطیل شدند. نوزدهم شهریور هم عده‌ای از روحانیان خرمشهر، طی جلسه‌ای تصمیم گرفتند روز بیستم، بازار و مغازه‌ها تعطیل شود و مردم در خانه بمانند و نماز جماعت نیز برگزار نشود.

در پی ناپدید شدن امام‌موسی صدر، جامعه روحانیت خرمشهر در سوم مهر با ارسال تلگراف‌هایی به سران لیبی و سوریه، خواهان پیگیری آنان شد.(6)

روز ششم مهر، به مناسبت رحلت امام‌صادق(ع) مجلسی از طرف شیخ محمدطاهر ‌شبیری خاقانی در مسجد امام‌صادق(ع) خرمشهر برگزار شد.

به تدریج اعتصاب‌ها در خرمشهر آغاز شد. روز دوازدهم و سیزدهم مهر، کارکنان اداره‌ پست خرمشهر در محل‌ کار حاضر شدند، اما از انجام امور محوله خودداری کردند. روز پانزدهم مهر نیز کارمندان بهداری و بهزیستی خرمشهر، اقدام مشابهی انجام دادند. روز هفدهم مهر 220 نفر از پزشکان، کارکنان و پرستاران بیمارستان شیر و خورشید سرخ خرمشهر دست از کار کشیدند.(7)

اعتصاب کارکنان بهداری و بهزیستی تا نوزدهم مهر ادامه داشت. در این روز کارگران سازمان بنادر و کشتیرانی خرمشهر و کارگران تخلیه و بارگیری خرمشهر نیز به اعتصاب‌کنندگان پیوستند.

هجده مهر، پنج ناشناس، سوار بر خودروی وانت‌بار با مواد آتش‌زا به کنسولگری عراق در خرمشهر حمله کردند. در درگیری بین مأموران محافظ و مهاجمان، یک مأمور کشته شد.

در بیست‌وسوم مهر، معلمان خرمشهر از رفتن به کلاس درس خودداری کردند. در این روز، معلمانِ اعتصابی در دبیرستان دخترانه ایراندخت اجتماع کرده و خواسته‌هایشان را بیان کردند.(8)

به گزارش استانداری خوزستان، در بیست‌وهفتم مهر، علاوه بر اعتصاب اداره‌های دولتی استان، کارگران، رانندگان و مأموران آتش‌نشانی شهرداری خرمشهر نیز به صف اعتصاب‌کنندگان پیوستند.

در آخرین روز مهر، دانش‌آموزان خرمشهر تظاهراتی برپا کردند که منجر به دستگیری سه تن از آنان شد.(9)

روز دوم آبان، فرهنگیان خرمشهر، همانند روزهای قبل، اجتماع کردند. روز پنجم آبان نیز اجتماعی با حضور سه‌هزار نفر در مسجد جامع برگزار شد و یک روحانی سخنرانی کرد. در پایان این مراسم مردم به درخواست سخنران با آرامش، مسجد را ترک کردند. نظیر این مراسم دو روز بعد با حضور 8500 نفر برگزار شد. سخنران این مراسم خواستار تشکیل حکومت ‌اسلامی به رهبری امام‌ خمینی شد. همچنین در این روز، فرهنگیان حاضر در دبیرستان ایراندخت به خیابان‌ها آمده و با شعارهای «درود بر خمینی» و «ما شاه نمی‌خواهیم» راهپیمایی کردند.

در روز هشتم آبان، تظاهرات گسترده‌ای در خرمشهر برگزار شد؛ این تظاهرات از مسجد امام ‌صادق(ع) و پس از برگزاری نماز جماعت، آغاز شد. طول صفوف راهپیمایان به چندین کیلومتر می‌رسید و مردم با نظم و ترتیب بسیار، پشت سر صد موتورسوار و دوچرخه‌سوار حرکت می‌کردند.(10) اوایل آبان نیز مدارس خرمشهر همچنان تعطیل بود. شهر شادگان نیز در روز نهم آبان شاهد یک راهپیمایی آرام بود.

در همین روزها عده‌ای از کارکنان گمرک، اداره دارایی، بازاریان و اقشار دیگر به پشتیبانی از فرهنگیان و دانش‌آموزانی که در مقابل دادسرای خرمشهر متحصن شده بودند، به آنان پیوستند و با سردادن شعارهایی در حمایت از امام ‌خمینی و مخالفت با حکومت پهلوی، خواهان اجرای خواسته‌های فرهنگیان شدند. فرهنگیان همچنان در مقابل دادسرا به تحصن خود ادامه دادند و سرتاسر دیوار دادسرا را با عکس‌های امام‌ خمینی تزیین کردند.

روز هفدهم آبان، شیخ  محمدطاهر آل‌شبیر خاقانی به روحانیان خرمشهر، آبادان و اهواز اطلاع داد که آیت‌الله‌ سید کاظم شریعتمداری به روحانیان اعلام کرده به مردم اطلاع دهند تا روز هجدهم آبان به عنوان اعتراض به اعلام حکومت‌ نظامی، بازار و مغازه‌ها را تعطیل کنند. آل‌‌شبیر خاقانی به همراه سه نفر دیگر از روحانیان خرمشهر تلاش برای تعطیل کردن مغازه‌های شهر را آغاز کردند. به دنبال اقدامات آنان، در روز هجدهم، مغازه‌های شهرهای خرمشهر، اهواز و آبادان به حال تعطیل درآمدند.

روز بیستم آبان، مصادف با روز عید قربان، روزی خونین در تاریخ مبارزات مردم خرمشهر است؛ در این روز به گزارش ساواک، ده‌‌هزار نفر از مردم به خیابان‌ها آمده و در حمایت از امام‌ خمینی و علیه مقامات حکومت پهلوی شعار دادند. در نتیجه تیراندازی مأموران حکومت، هفت نفر از مردم به شهادت رسیده و بیست‌وپنج نفر مجروح شدند. عصر همان روز، مجدداً تظاهراتی روی داد و در جریان تیراندازی مأموران، یک نفر از مردم به شهادت رسید و چهار نفر نیز مجروح شدند. به دنبال بحرانی شدن وضعیت خرمشهر، شورای تأمین شهر تشکیل و مقرر گردید شانزده نفر از عوامل اصلی اقدامات مردمی دستگیر شوند که هفت نفر از آنان دستگیر شدند. روز بعد، مغازه‌های خرمشهر تعطیل شد. خانواده‌های شهدای روز قبل هم در مقابل بیمارستان برای تحویل گرفتن پیکر شهدا اجتماع کردند. پس از دریافت پیکر شهیدان، مردم راهپیمایی کردند که منجر به تیراندازی مأموران حکومت پهلوی شد؛ در نتیجه این تیراندازی‌ها یک زن و یک مرد به شهادت رسیدند. در این روز قسمتی از بازار سیف آتش گرفت و چند مغازه طعمه حریق شدند.(11)

وقایع این روزهای خرمشهر، انعکاس وسیعی در کشور داشت و در اعلامیه‌های مختلف به آن اشاره شد. کشتار مردم در این روزها، حتّی محسن پزشکپور، نماینده خرمشهر در مجلس ‌شورای‌ ملی را مجبور کرد در تذکری به دولت ازهاری، خواهان روشن شدن علل و مسببین این کشتارها شود. از شیراز آیت‌الله‌ بهاءالدین محلاتی، طی تلگرامی به شیخ محمدطاهر آل‌شبیر خاقانی کشتار مردم بی‌گناه خرمشهر را محکوم کرد.

روزنامه اطلاعات وضعیت خرمشهر را در روز بیست‌وسوم چنین ترسیم ‌کرد: «خرمشهر، همچنان حالت یک شهر مرده را داشت. خیابان‌ها خلوت، مغازه‌ها بسته، بانکها تخریب شده و سینماها سوخته بودند. فقط نظامی‌ها حضور داشتند که مسلسل در دست از مجسمه پدر شاه نگهبانی می‌کردند. تانک‌ها در چهارراه‌ها مستقر بودند. نظامی‌ها به تعداد زیاد در شهرک‌های کارگری فرح‌آباد و شاه‌آباد نیز حضو داشتند.»(12)

به نوشته روزنامه خراسان، مدارس ابتدایی خرمشهر، روز بیست‌وچهارم آبان باز شدند و دانش‌آموزان سر کلاس‌ها حاضر شدند.(13)

اوضاع بحرانی خرمشهر ساواک را بر آن داشت تا نماینده خود را برای ملاقات نزد  ‌شیخ محمدطاهر آل‌شبیر خاقانی بفرستد. نماینده ساواک ضمن اهدای یک جلد کلام ‌الله به وی، مطالبی درباره اوضاع کشور و تلاش‌های پنهانی عوامل کمونیست برای بهره‌گیری از احساسات مذهبی مردم بیان کرد و از وی خواست با استفاده از نفوذ خود از بروز حوادث ناگوار در ماه‌های محرم و صفر جلوگیری کند.(14)

روز پنجم آذر، اکثر مغازه‌ها در خرمشهر و شهرهای مجاور تعطیل بود. شب‌هنگام در اثر آتش‌سوزی در کارخانه اتیان‌گاز، 9 نفر از کارگران مجروح شدند.

در یازدهم آذر، شب‌هنگام مجلس وعظ و سخنرانی در مسجد جامع برپا شد که طی آن واعظی از مشهد به نام حسینی سخنان تندی علیه حکومت پهلوی بیان کرد. وی در پایان از مردم خواست با آرامش مسجد را ترک کنند. بر اساس این گزارش، ساواک اظهارات وی را تحریک‌آمیز خواند و دستور داد از او تعهد کتبی گرفته شود. طبق تصمیم شورای تأمین خرمشهر، این روحانی بازداشت شد اما چون حاضر به دادن تعهد نشد، مسجد جامع تعطیل گردید.

در تظاهرات روز بیستم آذر، یک زن به شهادت رسید.

در روز بیست‌ویکم آذر، گمرک و ناحیه برق جنوب در اعتصاب به سر بردند. دو روز بعد، بمبی دست‌ساز توسط چند نفر به خانه یکی از کارکنان ساواک خرمشهر پرتاب شد که به دیوار خانه برخورد کرده و باعث شکسته‌شدن شیشه‌های خانه و مجروح‌ شدن یکی از عاملان پرتاب بمب به نام حسن مجتهدزاده گردید. فرد مجروح در روز بیست‌وهفتم آذر بر اثر شدت جراحات به شهادت رسید.(15)

وخامت اوضاع در خرمشهر باعث شد شورای تأمین این شهر در روز بیست‌ودوم آذر تشکیل شود و تصمیم به برگزاری راهپیمایی طرفداران حکومت در روز بعد بگیرد. آل‌‌شبیر خاقانی که از این موضوع مطلع شده بود از کلیه کسبه خواست مغازه‌های خود را در روز بیست‌وسوم آذر بسته و از خانه‌ها خارج نشوند.

روز بیست‌وششم آذر، اعتصاب گمرک و ناحیه برق جنوب در خرمشهر همچنان ادامه داشت. به منظور ترغیب کارکنان گمرک به ادامه اعتصاب، هیئت مدیره‌ای از کارکنان این اداره برای جمع‌آوری پول تشکیل شد تا در صورتی که از طرف دولت به آنان حقوقی پرداخت نشد از محل وجوه جمع‌آوری شده به کارکنان نیازمند کمک شود. در اثر اعتصاب کارکنان گمرک خرمشهر و عدم ترخیص کالا، تا روز 29 آذر حدود 600 هزار تن کالا در محوطه انبار گمرک انباشته شده بود و 42 فروند کشتی در انتظار تخلیه بار بودند. بر اساس گزارش‌های ساواک، گمرک و ناحیه برق جنوب خرمشهر تا روز پنجم دی همچنان تعطیل بودند.

روز نهم دی در خرمشهر و شادگان مانند چندین شهر دیگر خوزستان، تظاهرات برپا شد. به نوشته روزنامه کیهان در روز دهم دی هم در خرمشهر تظاهراتی روی داد. مأموران حکومت پهلوی در تعقیب تظاهرکنندگان به اداره آموزش و پرورش حمله کردند و عده‌ای از معلمان و مراجعان را کتک زدند و گروهی را نیز دستگیر کردند. به دنبال این حادثه، رئیس آموزش و پرورش خرمشهر به عنوان اعتراض اداره را تعطیل کرد.(16) تظاهرات در روز بعد هم ادامه یافت و مردم با آتش زدن لاستیک، سعی در ایجاد راه‌بندان داشتند. کارکنان راه‌آهن خرمشهر و چند شرکت دیگر در این روز در حال اعتصاب بودند.

روز سیزدهم دی مردم خرمشهر در دسته‌های کوچک و در نقاط مختلف شهر ضمن تظاهرات، اقدام به آتش‌زدن لاستیک و ایجاد راه‌بندان کردند که با تیراندازی مأموران همراه بود. خرمشهر در این روز تعطیل بود. در صبح و عصر روز هفدهم دی نیز تظاهراتی در خرمشهر روی داد.

در پی اعلام عزای عمومی در روز هجدهم دی توسط امام‌ خمینی و مراجع قم، در شهرهای مختلف ایران از جمله خرمشهر تظاهراتی صورت گرفت. در این تظاهرات، بیش از ده‌هزار نفر از مردم شرکت داشتند. مأموران با تیراندازی سعی داشتند مردم را که مقابل مسجد جامع اجتماع کرده بودند، متفرق سازند، اما موفق نشدند. عصر این روز نیز مجدداً تظاهراتی برگزار گردید.(17)

بر اساس گزارشی درباره روز هجدهم دی‌، تجار خرمشهر و آبادان به کارکنان اداره بندر و گمرک این شهرستان که از مدت‌ها قبل در اعتصاب بودند، اعلام کردند که همچنان به اعتصاب ادامه دهند و در صورت عدم پرداخت حقوق آنان توسط دولت، این تجار، حقوق و مزایای آنها را پرداخت خواهند کرد. دو نفر از تجار نیز مبالغ قابل توجهی پول در اختیار کارمندان قرار دادند. چنان که پیش‌تر نیز اشاره شد، صندوقی توسط خود کارکنان تشکیل شده و هر یک از کارمندان مبلغی از حقوق خود را در آن واریز کرده بودند تا در صورت اخراج یا عدم پرداخت حقوق، کارکنان نیازمند از این صندوق، حقوق دریافت کنند.(18)

به گزارش روزنامه کیهان در راهپیمایی پنج‌هزار نفری مردم خرمشهر در روز بیستم دی، یک نفر از مردم بر اثر تیراندازی مأموران مجروح گردید.(19)

در روز بیست‌ویکم دی، تظاهرات عظیمی با حضور صدهزار نفر از مردم در خرمشهر برگزار شد که عشایر منطقه هم در آن شرکت داشتند. مردم در این تظاهرات، نام چندین خیابان را تغییر دادند.(20) روز بعد نیز راهپیمایی بزرگی با حضور هشتادهزار نفر از مردم خرمشهر برگزار شد که به گفته خبرگزاری پارس، علت این راهپیمایی اطلاع یافتن مردم از این موضوع بود که عده‌ای درصددند تظاهراتی به نفع حکومت پهلوی برگزار کنند.

در روز هفتم بهمن 1357 هم تظاهراتی با حضور سی‌هزار نفر از عشایر و سایر طبقات مردم در خرمشهر برگزار شد.

پی‌نوشت‌ها:

1- وی در سال 1358 به قم رفت و در سال 1364 درگذشت.

2- انقلاب‌اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج سوم، سند ص 81

3- همان، ج پنجم، سند ص 436

4- آیت‌الله‌ شیخ‌عبدالله‌ محمدی، نماینده امام‌ خمینی در استان ایلام و امام‌ جمعه شهر ایلام از سال 1360 تا 1371

5- انقلاب‌اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج هشتم، سند ص 231

6- کیهان، شمـ 10573، ص 2

7- رستاخیز، شمـ 1034، ص 2

8- همان، شمـ 1039، ص 4 و 17

9- اطلاعات، شمـ 15740، ص 17

10- رستاخیز، شمـ 1051، ص 18

11- اطلاعات، شمـ 15752، ص 4

12- همان، شمـ 15948، ص 4

13- خراسان، شمـ 8545، ص 8

14- انقلاب‌اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج هفدهم، سند ص 172

15- همان، ج بیستم، سند ص 275

16- کیهان، شمـ 10605، ص 7

17- همان، شمـ 10608، ص 5

18- انقلاب‌اسلامی به روایت اسناد ساواک، ج بیست‌وسوم، سند ص 397

19- کیهان، شمـ 10610، صص 3و7

20- همان، شمـ 10613، ص 7

منابع:

انقلاب‌اسلامی به روایت اسناد ساواک، دوره 25 جلدی، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تهران، 1377ش

روزنامه اطلاعات

روزنامه خراسان

روزنامه رستاخیز

روزنامه کیهان



 
تعداد بازدید: 173


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: