12 مهر 1396
به کوشش: مرضیه فرمانی
ناصر دوستی متولد زنجان است. وی تاکنون در چندین جشنواره ملی شعر برگزیده شده است. در ادامه شعری از او میخوانید که به شهید سید علی اندرزگو تقدیم شده است.
چریک انقلاب
شهید رمضان
باید تو را فدایی رهبر صدا کنم
یار امام و سید و سرور صدا کنم
هی تیر پشت تیر... تنت چاک چاک شد
باید تو را شقایق پرپر صدا کنم
با زخم پر کشیدی و رفتی و که تا تو را
در شعر پرشکسته کبوتر صدا کنم
من پایبند زندگی بیتو نیستم
حالا تو را که با همه باور صدا کنم
لبهای تشنه تو تداعی که میشود
باید تو را به گریه مکرر صدا کنم
گشتی شهید با لب تشنه که من تو را
همنام یادگار پیمبر صدا کنم
پیکی سوار مرکب خون و خطر رسید
شاعر به گریه گفت: که اینک خبر رسید
خون در دلت نشست از آن ساعتی که خصم
دور تو را گرفت و جهادت به سر رسید
روحت ز تن جدا شد و کوس رحیل زد:
سیّد به هوش باش که وقت سفر رسید
لبتشنه بودی و به تماشای روی تو
با مشک پارهاش ز شریعه قمر رسید
آه ای تناور! آه سپیدار باغ عشق
بر پیکر تو زخم کدامین تبر رسید؟
آهسته خواند روضه جدّت حسین را
بالا سرت که سایه هر رهگذر رسید
تک بودی و نمونه دیگر نداشتی
با که کنم قیاس؟ برابر نداشتی!
در اوج خوفناک بگیر و ببندها
تو دست از مبارزهات برنداشتی
وقتش رسید سینه خود را سپر کنی
قصدی بهجز حمایت رهبر نداشتی
از زخم بیشمار، تنت چاک چاک بود
فرقی تو با شقایق پرپر نداشتی
نامت چریکی تک و تنها لقب گرفت
بس که غریب بودی و یاور نداشتی
چون کوه روی پای خودت بودی و چو نخل
شوریده بودی و به تنت سر نداشتی
با نامداریات همهجا بینشان شدی
تا قهرمان نامی این داستان شدی
دیروز تو حماسه خون آفریدی و
امروز تکستاره یک کهکشان شدی
شد سنگر تو قبله حاجات قلبها
با مسلکت مُراد دل عاشقان شدی
چشم زمانه را به خودت خیره کردی و
یکباره آفتاب زمین و زمان شدی
آوار زخم بود و تنت غرق سیل خون
تو سرخِ سرخ مثل گُل ارغوان شدی
آنقدر آه... روی تن تو گلوله ریخت
یکباره تو شبیه به آتشفشان شدی
یک تکّه از زمین خدا را خریدی و
پایان کار تکهای از آسمان شدی
اندرز گو که نسل جوان بیقرار توست
این قلبهای پرهیجان بیقرار توست
نام تو کرده ورد زبان جویبار خون
این رود سرخ در جریان بیقرار توست
حیَّ علیالشَّهاده گفتی سر نماز
ای جاودان شهید، اذان بیقرار توست
شد با زبان روزه چه خوش قصد قربتت
افطار، سفره رمضان بیقرار توست
سیّد نسیم یاد تو گرمِ وزیدن است
ای جاودان، زمین و زمان بیقرار توست
باران اشک و شوق وصال و تب حضور
این انقلاب مویهکنان بیقرار توست
شد سرخ رنگ چهره ماه غریب تو
دلخونم از چکامه آهِ غریب تو
پیوند خورده بود نگاه دلی غریب
بین گلولهها به نگاه غریب تو
گُل کرده بود از پسرانت چهار شمع
در بزم چون چهار گواه غریب تو
منصوری از تبار دوانق به گور رفت(1)
با ابتکار و عزم سپاه غریب تو
حالا چهار شیر تو احرام بستهاند
تا حجّ خون کنند به راه غریب تو
سیّد _ قسم به تو _ غزلم شرمسار توست
این چامه روز و شب نفسش بیقرار توست
«شاعر دلش اسیر غزلهای معرکه است
با واژههای داغ که آتشبیار توست»
سیّد چه کردهای که علی(2) عاشقت شده
این ماه نازنین همه شب بر مدار توست
سیّد دلم کبوتر جلدت شده خوش است
مثل گدا به خوان کرم جیرهخوار توست
در چشم های شب زده من چه ریختی
این چشمهای مست و شرابی خمار توست
مرد اصول و فقه و وفادار انقلاب(3)
منشور حزب موتلفه وامدار توست
دادی ز صیت(4) سیّدِ همنام خود خبر(5)
سیّد هنوز سیّد علی داغدار توست
ثبت است در جریده نوید «ظهور» تو
تاریخ واله از «غزل انتظار» توست(6)
نوّاب(7) آن فدایی اسلام ناب هم
تا نهضت امام زمان(عج) در کنار توست
برداشتی تو یکشبه عمّامه از سرت
گفتی: بهجای موعظه پیکار کار توست
دل بیقرار بودی و قلبت قرار یافت
سیّد قرارگاه تو نِعْمَالقرار توست...
پینوشتها:
1 _ ترور حسنعلی منصور توسط فداییان اسلام
2 _ آیتالله سید علی خامنهای
3 _ منشور حزب موتلفه
4 _ شهرت، اشتهار
5 _ سید علی اندرزگو یک سال قبل از پیروزی انقلاب، خبر از ریاست جمهوری سید علی نامی را داده بود.
6 _ شهید اندرزگو خبر از نزدیکی ظهور در عصر انفلاب اسلامی داده بود.
7 _ شهید نواب صفوی
تعداد بازدید: 1726