گفت‌و‌گو/خبر

مصاحبه با ارنست اونی مأمور سازمان سیا در ایران

بخش دهم         مصاحبه شونده: ارنست اونی                            جلسه 1         مصاحبه کننده:   سید ولی‌رضا نصر                   مکان: واشنگتن دی سی         تاریخ: 22 می 1991 [1 خرداد 1370]            ترجمه: ناتالی حقوردیان   £ شما تا سال 1980[1359] یعنی بعد از انقلاب در سیا بودید. n بله. £ برداشت سیا از دولت چگونه تغییر کرد؟ آیا از دو سال اول انقلاب تحلیل خاص اطلاعاتی به خاطر دارید؟ n باید به چند نکته اشاره کنم و در نظر داشته باشید که واکنش من در این‌باره بیشتر شخصی است تا واقع‌گرایانه. به بیان دیگر، ناگهان افرادی برای پوشش یک موضوع خاص منصوب می‌شوند؛ حالا چه بحران ترکیه باشد یا هر چیز دیگری. در این‌باره چه اتفاقی افتاد، اول این‌که در این زمان من به دفتری منتقل شده بودم که بیشتر تحقیقات را از راه دور و عمقی انجام می‌داد و من روی ایران کار می‌کردم. افرادی که مسئول اطلاعات جاری بودند، تجربه‌ای با ایران نداشتند. £ چه سالی بود؟ n تقریباً سال 1976[1355] یا حدود همین سال‌ها بود. اطلاعات جاری دوباره سازماندهی شده بود. شعبه یونان ـ ترکیه ـ ایران منحل شده بود. یونان و ترکیه به بخش اروپایی واگذار شده بود. ایران هم به بخش دولت‌های عربی واگذار شده بود که نامش PGI بود. یعنی اداره خلیج فارس ـ ایران، چون قرار بود این منطقه را پوشش دهد. در این زمان، برای این‌که بتوانم روی ایران تحقیق کنم، به دفتر دیگری رفتم. بنابراین، فردی که ایران را در بخش دولت‌های عربی پوشش می‌داد، کارشناس عربی بود و به عنوان شغل دوم، ایران را پوشش می‌داد. البته، همان‌طور که گفتیم، ایران خیلی ساکت به نظر می‌رسید و در ظاهر مشکلات زیادی نداشت. بنابراین زیاد طرف توجه نشریات قرار نمی‌گرفت و حتی یک تحلیلگر هم به آن توجه نداشت. البته، زمانی که انقلاب اتفاق افتاد، من ماجرا را دنبال می‌کردم؛ اما تحقیق از راه دور بود و خیلی از اطلاعات جاری نبودند. در اواسط سال 1978[1357]، تغییر دیگری اتفاق افتاد و یک تحلیلگر دولت‌های عربی مسئول ایران شد. وقتی آتش در ایران شعله کشید، این فرد تنها شش ماه سابقه کار روی ایران داشت. چون در بخش دیگری مشغول به کار بودم، خیلی در جریان گزارش‌های جاری نبودم. هنگامی که گروه اضطرار تشکیل شد، من و این تحلیلگر جدید از این گروه سر در آوردیم اما کار زیادی از ما بر نمی‌آمد چون شش نفر دیگر هم متخصص دولت‌های عربی بودند که اکثر کار را آن‌ها انجام می‌دادند. برای این‌که برداشت شخصی خودم را بگویم، حداقل در ظاهر، به نظر من و این تحلیلگر جدید این‌طور بود که چون ما نتوانسته بودیم این انقلاب را پیش‌بینی کنیم، شش نفر جدید که هیچی در این‌باره نمی‌دانستند و تعصبی نداشتند، جایگزین ما شدند. این بیشتر برداشت شخصی است. £ اما آیا واقعاً این طور بود؟ n بله، فکر می‌کنم که این‌طور بود. اما بیشتر یک واکنش هیجانی بود. افراد خوبی در گروه اضطرار بودند. تحلیلگران خوبی حضور داشتند؛ اما دانش آن‌ها نسبت به ایران خیلی سطحی بود. £ چه کسی قرار بود به آن‌ها بگوید که کی به کی است؟ یعنی «این آقای هویداست. آن آقای علم است. این آقای فلانی است و غیره.» n اگر من حضور داشتم و می‌پرسیدند، پاسخ می‌دادم. در غیر این صورت به پرونده‌ها مراجعه کرده سعی می‌کردند سر در بیاورند. £ آیا بانک اطلاعاتی موجود بود؟ n بانک اطلاعاتی به معنای یک بانک اطلاعات رایانه‌ای نبود؛ چون در آن زمان هنوز کار با رایانه همانند حالا نشده بود. بانک اطلاعاتی ما شامل ده‌ها کشوی بایگانی بود. البته در مورد ایران چهار کشو بود که همه پر از کاغذ بودند که بر اساس موضوع دسته بندی شده بودند. علی‌رغم این همه کاغذ، مطالب عمقی نبودند. هر سال کلی کاغذ دور می‌ریختیم. از این کار متنفر بودم. برای همین از رایانه خوشم می‌آید. هر نوع اطلاعاتی در خود جای می‌دهد. اما درباره بایگانی کاغذی، افرادی مدیر این بایگانی بودند که کارشان این بود که تصمیم بگیرند کدام کاغذها را دور بریزند. همیشه با آن‌ها بحث داشتم. می‌گفتم: «یعنی منظورتان این است که ما این تحقیق قدیمی از سال 1970[1349] را لازم نداریم؟ شما مسئول اطلاعات جاری هستید و به آن نیازی ندارید؟» بنابراین این تحقیقات را جایی قایم می‌کردم. این یکی از نقص‌های سیا بود که امیدوارم الان برطرف شده باشد. حداقل از نظر من این یک نقص بود که هیچ مدرکی قدیمی‌تر از مدارک دو سال پیش را نمی‌توانستید در بایگانی نگهدارید. اما با توجه به حجم کاغذی که تولید می‌شد، نگهداشتن همه مدارک غیرممکن بود. از اواسط تا اواخر دهة 1970[1350] تغییرات پرسنلی زیادی اتفاق افتاد و ساختار سازمان تغییر کرد و خیلی از داده‌های نهادی از دست رفت. تصور می‌کنم که این بیانگر تفکر مقامات عالی رتبه بود به این معنی که تحلیلگر، تحلیلگر است. مهم نیست او را کجا به کار بگیرید. هر جا که باشد کارش را انجام می‌دهد. درست مثل مکانیک است. چون فرقی نمی‌کند که روی چه ماشینی کار کند. ساختار ماشین را می‌داند و آن را تعمیر می‌کند. اما در واقع چنین نیست. مدیران باید چنین طرز تفکری داشته باشند چون باید بتوانند افراد را در جاهای مختلف به کار گیرند که کار لازم انجام شود. بنابراین، باید باور داشته باشند که اگر تحلیلگر دولت‌های عربی هستید، به اندازه تحلیلگری که روی ایران یا پاکستان یا اتحاد جماهیر شوروی کار می‌کند، کارتان خوب است. تنها کاری که باید بکنید این است که اطلاعات را در نظر گرفته آن را بر اساس برخی معیارها تحلیل کنید. نمی‌دانم که آیا تفکر رایج در حال حاضر هم چنین است یا خیر. من همیشه فکر می‌کردم که این فکر خیلی اشتباه است چون حداقل در مورد خودم می‌توانم بگویم که من تحلیلگر خوبی برای ایران و ترکیه و یونان بودم؛ اما اگر می‌خواستم تحلیلگر خوبی برای مسائل اتحاد جماهیر شوروی باشم، سال‌ها طول می‌کشید تا به آن نقطه برسم. اما به مدت سال‌ها یا حتی الان، تا جایی که من می‌دانم، تفکر سیا این بود که تحلیلگر، تحلیلگر است. فرقی نمی‌کند.[... حذف در متن اصلی] £ آیا این صحیح است که جبهة ملی یک نمای ظاهری سیاسی بود تا یک نیروی سیاسی؟ n بله، دربارة آن‌ها خیلی اغراق شده بود. من این‌طور نمی‌بینم چون حتی از دهة 1950[1330]، هرگز ندیدم که اپوزیسیون ملی‌گرا بتوانند دولتی تشکیل دهند چون هرگز نمی‌توانستند یا اراده این را نداشتند که به برنامه‌ای منسجم برسند که حتی بدون توجه به تغییر روش شاه و سرکوب ملی‌گرایان بتوانند ارائه کنند. £ آیا در تحلیل بلندمدت، هرگز موردی پیش آمده که شما با نتیجه‌گیری هر کدام از این گزارش‌ها مخالفت کرده باشید؟ مثلاً، دربارة اعتبار جبهة ملی؟ آیا تأثیری ‌داشت؟ n خیر، چون کار یا مسئولیت من نبود. یک گروه مشغول تحلیل اطلاعات جاری بودند و من داشتم کار دیگری انجام می‌دادم. در هیچ کدام از کارهایی که انجام دادم، به توانایی ملی‌گرایان برای ایجاد دولتی قابل اعتماد امتیاز بالایی ندادم. افراد خوبی بودند. تحصیل‌کرده بودند. ایده‌های خوبی داشتند. فکر می‌کنم به همین دلیل بود که برخی در وزارت امور خارجه، سیا و سیاست‌گزاران زیادی برای آن‌ها امتیاز قایل شدند. آن‌ها به زبان سبک اروپایی مدرن یا دمکراسی امریکایی صحبت می‌کردند. به این زبان سخن می‌گفتند اما قادر به ایجاد ساختار آن نبودند. خیلی بد است. فرصت‌های زیادی را از دست دادند، مثل مصدق، اما نتوانستند با شاه به یک توافق شرافتمندانه برسند. نمی‌توانستند در جای لازم کوتاه بیایند. زمانی که به چنین اراده‌ای رسیدند، شاه هم به قدرتی رسیده بود که دیگر نمی‌شد آن را تغییر داد. £ این تأثیر یا کمک اطلاعات مأموران میدانی، از سفیر گرفته تا (ناواضح)[1] و افراد حاضر در ایران برای تحلیلگران سازمان سیا بود؟ n باید بگویم که قبل از انتصاب سفیر سالیوان، همه به خوبی او را توجیه کردند. وزارت امور خارجه، سیا، آژانس اطلاعات دفاعی و همه این مشکلات برای او توضیح داده شد. می‌دانست که نگرانی اصلی ما در اینجا چیست. برای مدت طولانی دغدغه زیاد بود، تحلیلگران یا افراد دیگر نسبت به ایران، از فقدان گزارش‌دهی برای مدت طولانی و ناآگاهی از عناصر مختلف اپوزیسیون نگران بودند. او می‌دانست که تحلیلگران از فقدان اطلاعات خوب و موثق نسبت به رویدادهای اخیر ایران خیلی خوشحال نیستند. £ اما سفیر قبل از او مأمور سیا بود و احتمالاً به خوبی می‌دانست که تحلیل شامل چه چیزهایی است و چه مقتضیاتی دارد. n صحیح است. اما او دوست شاه بود (با هم در سوئیس تحصیل کرده بودند). هلمز افسر اطلاعاتی حرفه‌ای بود؛ اما فکر می‌کنم در این مورد همه چیز از دستش در رفت و حالا که سفیر شده بود نسبت به کارش به عنوان افسر اطلاعاتی تردید داشت. شاید توضیحش سخت باشد. بگذارید ببینم می‌توانم توضیح دهم. سفرا، افسران حرفه‌ای اطلاعاتی نیستند. نمی‌دانم توجیهش چه بود چون هرگز با او صحبت نکردم، فکر می‌کنم که شاید احساس کرده که چون سفیر است باید از اقدام فعال در بخش اطلاعات کناره‌گیری کند. این فقط مشاهدات من است؛ اما فکر می‌کنم درست باشد. £ دوره سالیوان چطور بود؟ آیا در دوره او گردآوری اطلاعات و تحلیل تهران بهتر شد؟ n بله، اگر مطالب را مرور کنید می‌بینید که او خیلی سریع اقدام کرد و با رابطینی که ارتباط با آنان قطع شده بود تماس گرفت و پوشش اطلاعاتی را گسترش داد. واقعاً به شکایات واشنگتن نسبت به گزارش‌دهی از ایران پاسخ داد. بنابراین حجم گزارش‌دهی افزایش جدی داشت. متأسفانه، سالیوان مدت کافی در ایران نماند که بتواند پایه‌های خوبی به وجود آورد و فوریت شرایط باعث خروج او شد. وقتی دانشجویان این حجم از مطالب را منتشر کردند، افسران با شریعتمداری و برخی هم با روحانیان صحبت کرده مراتب نارضایتی خود را ابراز کردند. از نظر دانشجویان و حکومت [آیت‌الله]خمینی، هر کسی حتی اگر با یک امریکایی صحبت می‌کرد، یک جاسوس امریکایی تلقی می‌شد. £ آیا فرستادگانی یا گفت‌وگوهایی غیرمستقیم با [آیت‌الله]خمینی در پاریس انجام شد؟ منظورم این است که می‌دانم افرادی مثل رمزی کلارک[2] یا ریچارد کاتم به آنجا رفتند. n رمزی کلارک که بادی به هر جهت است. £ می دانم [ناواضح][3] ابتدا به عنوان فرستاده رسمی معرفی شد که در نهایت به آنجا نرفت، یا حداقل حتی با [آیت‌الله] خمینی ملاقات نکرد، بلکه با یزدی، بازرگان، بنی‌صدر و دیگران دیدار کرد. آیا تلاش غیرمستقیمی برای گفت‌وگو و برقراری ارتباط صورت گرفت؟ n تلاش شد. شاید شنیده باشید امید بود که حداقل بتوانیم بنی‌صدر را استخدام کنیم. £ قبل از انقلاب؟ n نه، اوایل انقلاب. این‌که چرا همه فکر کردند که این کار جواب می‌دهد، نمی‌دانم. £ استخدام او به عنوان عامل یا... n اطلاع‌رسان یا حالا هر چیزی. £ این فکر سیا بود؟ n نمی‌دانم فکر پیشنهادی چه کسی بود. به نظرم مزخرف بود. £ نتیجه معکوس داشت یا چه اتفاقی افتاد؟ n در آن زمان، بنی‌صدر به هزار دلار پرداخت ماهیانه علاقه‌ای نداشت. نمی‌دانم فکر چه کسی بود. نمی‌دانم چه کسی فکر کرد که این فکر خوبی است. یکی از همان کارهایی بود که «بگذارید امتحان کنیم ببینیم چه می‌شود». £ چرا بنی‌صدر؟ n ظاهراً چون یک نفر فکر کرده بود که می‌تواند به او دست پیدا کند. مشکل اصلی همین‌جاست. اگر می‌خواهید اطلاعات خاصی گردآوری کنید ابتدا باید بفهمید که چه کسی این اطلاعات را در اختیار دارد. £ حتی اگر این اطلاعات بلافاصله در دسترس سیا قرار نمی‌گرفت؟ یعنی که کی به کی است[...] n بله، همه می‌دانستند کی به کی است؛ اما شاید یک نفر فکر کرده که می‌تواند به بنی صدر برسد. یک نفر فکر کرده: «بگذارید ببینیم شاید شد بنی‌صدر را بخریم.» اما نتوانست. شاید الان آرزو کند که ای کاش توانسته بود. نمی‌دانم. بنی‌صدر را نمی‌شناسم. چیزهایی می‌دانم ـ به نظرم یک روشنفکر فرانسوی بود. £ آیا سازمان سیا اطلاعاتی از دوران دانشجویی او داشت یا توانست به دست آورد؟ n از زمان دانشجویی؟ تا جایی که من می‌دانم خیر. £ آیا واقعاً زمانی که انقلاب شد، بنی‌صدر برای شما مطرح شد. n تا جایی که من می‌دانم خیر... £ نه فقط بنی‌صدر، قطب‌زاده، یزدی، صادق طباطبایی، امیرانتظام آیا همه این‌ها از قبل بودند یا درست از شروع انقلاب مطرح شدند. n اطلاعات جسته گریخته‌ای از همه این افراد در پرونده زندگی‌نامه‌شان بود. اگر در رابطه با کسی یا موضوعی نامشان مطرح شده بود در پرونده زندگی‌نامه می‌آمد، اما من از این‌که فعالیت خاصی داشتند خبر ندارم. مثلاً، یزدی، در تگزاس بود. نمی‌توانستیم از او اطلاعاتی بگیریم. قانون‌شکنی نکرده بود. اف بی آی دلیلی نداشت که اطلاعاتی از او بگیرد. اگر اطلاعاتی از او در پرونده داشتیم، احتمالاً از بین رفته بود. آیا او هرگز شهروند امریکا شد؟ باید که اطلاعات را از بین برده باشیم. این کسی که در روزنامه ایران تایمز بود یک روزنامه انگلیسی زبان که در آلکساندریا منتشر می‌شد. من مقداری اطلاعات جسته و گریخته از او در پرونده‌ها داشتم. نمی‌دانستم شهروند امریکایی است. او در پرونده‌های من به سه نام مختلف ذکر شده بود. برای ما اهمیت داشت چون این روزنامه ضد شاه بود و می‌خواستیم بدانیم خط مشی او چیست. بعد فهمیدم که شهروند امریکایی است و پرونده را معدوم کردم. همه چیز را دور انداختم چون سیا اجازه نداشت اطلاعاتی از شهروندان امریکایی داشته باشد، حالا مشغول هر کاری که بودند. حتی اگر صراحتاً مشغول کار غیر قانونی بودند، این وظیفه اف بی آی بود. بنابراین، مگر این‌که اف بی آی اطلاعاتی داشته باشد که این افراد مشغول چه کار بودند، به عنوان دانشجو، ما چیزی نمی‌دانیم. £ آقای اونی از وقتی که در اختیار ما گذاشتید بسیار سپاسگزارم. n امیدوارم زندگی را خیلی برای شما پیچیده و سخت نکرده باشم. £ خیر اصلاً. سپاسگزارم. پایان مصاحبه   مصاحبه با ارنست اونی مأمور سازمان سیا در ایران-بخش اول مصاحبه با ارنست اونی مأمور سازمان سیا در ایران-بخش دوم مصاحبه با ارنست اونی مأمور سازمان سیا در ایران-بخش سوم مصاحبه با ارنست اونی مأمور سازمان سیا در ایران-بخش چهارم مصاحبه با ارنست اونی مأمور سازمان سیا در ایران-بخش پنجم مصاحبه با ارنست اونی مأمور سازمان سیا در ایران-بخش ششم مصاحبه با ارنست اونی مأمور سازمان سیا در ایران-بخش هفتم مصاحبه با ارنست اونی مأمور سازمان سیا در ایران-بخش هشتم مصاحبه با ارنست اونی مأمور سازمان سیا در ایران-بخش نهم   پی‌نوشت‌ها:   [1]در متن اصلی مصاحبه حذف شده است. (ویراستار) [2]- Ramsey Clark [3] کلمه در متن اصلی مصاحبه حذف شده است. (ویراستار)

بانک اطلاعات

برداشتی از اسناد لانه جاسوسی

نفوذ «سیا» در احزاب عصر پهلوی

بخش دوم: نفوذ سیا در شخصیت‌های غیر حزبی این بخش به شرح فعالیت‌های سیاسی و اطلاعاتی و ارتباطات کسانی اختصاص دارد که به ویژه در سال‌های بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تلاش کردند در پیوند با سفارت آمریکا در تهران، پلکان ترقی را طی کنند و به مناصبی دست یابند. آمریکایی‌ها نیز با استقبال از این نگرش، توانستند نفوذ خود را به‌وسیله این افراد در تمامی ارگان‌های اجرایی، قضایی و مقننه، و همچنین ارتش و مراکز اقتصادی، سیاسی، نفتی و کانون‌های فرهنگی جامعه گسترش دهند و طرح‌ها و برنامه‌های خود را در بخش‌های مختلف کشور مرحله به مرحله به اجرا درآورند. در این روند ۱۵ ساله، حد فاصل کودتای 28 مرداد تا سقوط پهلوی، بخشی از رجال حکومتی به منابع اطلاعاتی مطمئن سیا و سفارت آمریکا بدل شدند. بسیاری از این‌ افراد که الزاماً در حزب و گروه خاصی نیز عضویت نداشتند از نظر اسناد لانه جاسوسی به «رابطین خوب سیا» مشهور شده بودند. در این قسمت به ارائه دیدگاه‌های تعدادی از این افراد با استفاده از اسناد لانه جاسوسی می‌پردازیم: علیقلی اردلان آخرین وزیر دربار پهلوی «از زمانی که دکتر اردلان وارد خدمت وزارت امور خارجه شد، سفارت (آمریکا) روابط فوق‌العاده نزدیک و دوستانه‌ای با او داشته است. وی در تمام احوال نسبت به درخواست‌های آمریکا برای همکاری و مشاوره دادن اطلاعات به سفارتخانه و نیز همکاری در اتمام برنامه‌ها و طرح‌های سفارت کوشا بوده است.»[1] او در طول خدمتش با مقامات آمریکایی مناسبات حسنه و ویژه‌ای داشته و از دید آمریکایی‌ها «دیپلماتی ذی‌صلاح و شایسته» لقب گرفته بود.[2] «گرایش شدید اردلان به آمریکایی‌ها بیشتر در خلال سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۴ که وی نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل را بر عهده داشت، شکل گرفت.»[3] عبدالرضا انصاری رئیس تشریفات دربار «آن‌قدر از لحاظ تمایلات خود نسبت به آمریکا شناخته شده است که ترجیح می‌دهد ملاقات‌هایش علنی باشد تا مبادا تصور شود که وی چیزی را پنهان می‌کند. همیشه در دسترس و آماده بحث است. انصاری یک طرفدار آمریکایی اصیل است. او همیشه با آمریکایی‌ها با آمادگی کامل مراوده می‌کند.»[4] سناتور سیدمحمد سجادی معاون سنا «سجادی به اندازه دیگر سناتورها در مورد موضوعات سیاست آگاهی دارد. اگر کسی بتواند اطمینان او را جلب کند، منبع خیلی عالی از اطلاعات مربوط به صحبت‌هایی است که در پشت صحنه می‌شود.»[5] عبدالمجید مجیدی آخرین رئیس سازمان برنامه و بودجه پهلوی «او جهت تماس در آن وزارتخانه فرد خوبی است. زن او سردسته زنان خواننده اپرا در ایران است و این یک باب آشنایی خوبی است.»[6] «زمانی که در کابینه هویدا بود، ارتباط‌هایش با سفارت آمریکا عالی بود.»[7] «او هم به صورت رسمی و هم به صورت شخصی ارتباط‌هایی عالی با سفارت داشته است.»[8] عبدالله ریاضی آخرین رئیس مجلس شورای ملی مهمترین فراز زندگی سیاسی عبدالله ریاضی در مقام رئیس مجلس شورای ملی، نقش مؤثر وی در تصویب لایحه کاپیتولاسیون بود. وی تلاش فراوانی برای به نتیجه رسیدن سریع این لایحه و تصویب آن انجام داد و تلاش داشت به نمایندگان مجلس بفهماند که تصویب این لایحه، دستور مستقیم شاه است و آنان اجازه مخالفت علنی ندارند. در یکی از اسناد لانه جاسوسی در این رابطه می‌خوانیم: «بر اساس گزارش منابع c.a.s (منابع کنترل شده آمریکایی) ریاضی رئیس مجلس به همه می‌فهماند که طبق دستورات صادر شده از بالا ، قرار نیست هیچ انتقاد علنی صورت پذیرد و این ماده واحده بایستی با رأی خوبی تصویب شود.»[9] منوچهر گنجی یک سند لانه جاسوسی نیز نام منوچهر گنجی را در فهرست «رابطین خوب آمریکا» جای داده است. در این سند از ده‌ها مقام حکومت پهلوی نام برده شده و ویژگی‌های اخلاقی و سیاسی هر یک که زمینه‌ساز اعتماد آمریکا به آنها شده، ذکر گردیده است. راجع به منوچهر گنجی، به جاه‌طلبی‌های سیاسی وی، ارتباط او با اشرف پهلوی و به تأکیدات او مبنی بر اینکه «حق با ایالات متحده است» اشاره شده است.[10] رحمت‌الله مقدم مراغه‌ای «او از سال‌های دهه ۱۳۳۰ با قرارگاه سازمان سیا در تهران مرتبط بوده»[11] و در فهرست «رابطین خوب آمریکا» جای داشته است.[12] «خیلی به مأموران سفارت آمریکا علاقه دارد و اغلب در برنامه‌های رسمی انجمن ایران و آمریکا حضور می‌یابد.»[13] او با نام رمز «اس. دی. پروب ـ 1» و یا «پ/1» با سفارت آمریکا مرتبط گردیده است.[14] «او یکی از رابطین مورد اعتماد سازمان سیا برای تماس با حزب خلق مسلمان بود و برای تشکیل یک جبهه سیاسی و متشکل از نهضت رادیکال خودش، جبهه ملی و حزب جمهوری خلق مسلمان شریعتمداری، با سازمان سیا در ارتباط بود. هم با بخش سیاسی سفارت و هم با بخش سیا ارتباط داشت.[15] او این ائتلاف سیاسی را حول محور حزب خلق مسلمان انجام می‌داد.[16] در ۴ آبان ۱۳۵۸ به مقدم مراغه‌ای از طرف سیا «تأییدیه عملیاتی» جدید داده شد.[17] وی در دهم آبان ۱۳۵۸ در جلسه‌ای در منزل خودش توسط یکی از دیپلمات‌های ژاپنی به نام «هاسه‌کاوا» با «تام‌آهرن» رئیس ایستگاه سیا در سفارت آمریکا آشنا شد.[18] در این جلسه مقرر شد که هر هفته در همین محل ملاقاتی صورت گیرد.[19] «مقامات رسمى آمریکایى که مقدم با آنها ملاقات کرده است، او را فردى متعادل، طرفدار آمریکا و روشنفکر تلقى مى‌کنند که صمیمى است و بى‌پرده و صریح صحبت مى‌کند...، مقدم همواره با مقامات رسمى آمریکایى روابط دوستانه داشته و مایل به ادامه مباحثات اصولى است.»[20] هدایت‌الله متین‌دفتری نوه دختری دکتر مصدق «او به آمریکا علاقه‌مند است و اگرچه مانند خیلی دیگر از ایرانی‌ها نااطمینانی عمیقی نسبت به انگلیسی‌ها دارد، ولی آنها را نیز ستایش می‌کند.»[21] متین دفتری در سندی در «فهرست رابطین»[22] و در سندی دیگر در فهرست «رابطین خوب آمریکا» گنجانده شده است.[23] در سند مربوط به «رابطین خوب آمریکا» چنین می‌خوانیم: «دکتر هدایت‌الله متین‌دفتری نوه قهرمان جبهه ملی، مصدق است. رابط خیلی خیلی مفیدی در مورد تحولات در جناح مخالف است و فکر خوبی دارد. علاقه زیادی به سیاست داشته و روابط خیلی خوبی با عناصر مخالف ایرانی دارد. با وجود سوء تفاهم در مورد حمایت آمریکا از شاه، متین دفتری به نظر می‌رسد که به آمریکایی‌ها علاقه‌مند است.»[24] یک سند، هدایت‌الله متین‌دفتری خود را «دوست بخش سیاسی سفارت آمریکا در تهران» خوانده و از وی به عنوان فردی «نسبتاً قابل اطمینان» یاد کرده است.[25] سندی دیگر او را «یک منبع قابل اطمینان برای کسب اطلاع از مخالفین» خوانده است.[26] و این سند: «دوستاران آمریکایی خاورمیانه امروز (21 شهریور ۱۳۳۹) بورس همکاری افتخاری با کنگره آمریکا را به آقای متین دفتری اهدا کردند. آقای متین دفتری مدیر اطلاعات و روابط مطبوعات وزارت دادگستری، ماه آینده ایران را به قصر واشنگتن دی. سی. ترک خواهد کرد. در آنجا وی به مدت نه ماه به عنوان دستیار یک یا چند عضو کنگره و سنای ایالات متحده خواهد گذراند. او اولین ایرانی است که مفتخر به وصول این جایزه که معادل ۵ هزار دلار است می‌شود.»[27] «دوستداران آمریکایی خاورمیانه»، مؤسسه‌ای خصوصی، غیرانتفاعی و آمریکایی بود که به ظاهر در بهبود تفاهم میان مردم آمریکا و کشورهای غرب آسیا تلاش می‌کرد اما در عمل برنامه‌ای گسترده برای جذب افراد و حرکت در مسیر منافع آمریکا داشت. یکی از اهداف این مؤسسه میدان دادن به مردان جوان برای کسب تجربه در حکومت به‌وسیله همکاری با یک سناتور یا نماینده طی یک دوره کامل کنگره آمریکا اعلام شده بود.[28] غلامحسین صدیقی معاون دکتر مصدق صدیقی زمانی در یک گفت و شنود محرمانه با یکی از مأموران آمریکایی گفته بود: «ما دلمان می‌خواهد شاهد آغاز دوره جدیدی از مناسبات ایران و آمریکا باشیم؛ دوره‌ای که منعکس‌کننده اموری از طریق آمریکا باشد که ایالات متحده را به صورت ملت بزرگی که هست، نمایان سازد. یکی از اسنادی که من در کلاس‌های درس خودم به آن اشاره می‌کنم، اعلامیه استقلال ایالات متحده است. بعضی از سیاستمداران بزرگ گذشته آمریکا از جمله جفرسون، ویلسون و روزولت مورد تحسین ما هستند و امیدواریم که دوره جدید روابط ایران و ایالات متحده به زودی آغاز شده و منعکس‌کننده چیزهایی باشد که آنها را تحسین می‌کنیم و ایران بار دیگر ایالات متحده را مانند گذشته دوست خواهد داشت.»[29] جعفر شریف امامی؛ نخست‌وزیر «در ماه آبان 1343 زمانی که ریاست سنا را بر عهده داشته از عوامل مؤثر در تصویب لایحه کاپیتولاسیون بود.»[30] «او اصرار داشت رسیدگی به لایحه را به فردا موکول نکنیم و همین امشب آن را به تصویب برسانیم.»[31] «او مولدترین رابط ما در اینجاست. او از محدوده خود فراتر رفته است تا نشان دهد که می‌خواهد با ایالات متحده همکاری کند. او می‌تواند در این مورد سودمند باشد.»[32] سپهبد عزیزالله پالیزبان «از جمله سرمایه‌داران و ملاکان عمده استان کرمانشاه بوده و به شدت از حمایت آمریکا برخوردار است. گفته می‌شود حتی اراضی وسیعی که در این استان در اختیار شرکت آمریکایی هلیکوپتر سازی بل قرار داشت، همه متعلق به پالیزبان بوده است.[33] ارتشبد غلامعلی اویسی «طرفدار غرب است و با آمریکا صمیمی است. تماس‌های ایالات متحده با وی همواره خشنودکننده بوده است. با مشاورین نظامی آمریکا همکاری خوبی داشته و به پیشنهادات و توصیه‌های آن‌ها با رغبت جواب می‌دهد. افسران ارتش ایالات متحده وی را یکی از برجسته‌ترین تیمساران در نیروهای مسلح ایران می‌دانند.»[34] اردشیر زاهدی «از نظر سیاسی و سلیقه‌های شخصی به شدت طرفدار آمریکاست. در دانشکده یوتا تحصیل کرده و برخلاف بعضی از ایرانیان اکراهی از اظهار اینکه یکی از افراد وابسته به اصل چهارم ترومن در اوایل دهه پنجاه بوده ندارد.»[35] «پس از پایان تحصیلاتش به ایران بازگشت و به عنوان دستیار وی ویژه «فرانکلین. اس. هاریس» رئیس هیئت اجرایی ایالات متحده و مسئول کمیسیون توسعه روستایی مشغول به کار شد.»[36] اردشیر زاهدی به خاطر ارتباطات مستحکم خود با آمریکایی‌ها و در جریان سفرهای متعدد خود به آمریکا، به تدریج با سازمان «سیا» نیز مرتبط شد و این ارتباط در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به یاری وی و پدرش شتافت. با وجود این او هیچ‌گاه مایل به افشاء هویتش به عنوان یکی از عوامل سیا نبود و برای جلوگیری از این افشاگری تلاش می‌کرد: «آموزگار گمان مى‌کرد عنصرى از فراماسون‌ها در کار فاش ساختن لیست سیا دست داشته است. وى گفت که چندى پیش از او خواسته شده بود به آنها ملحق شود، اما چون نفع ویژه‌اى در این امر نمى‌دیده، امتناع ورزیده بود. وى خاطرنشان کرد که زاهدى، وزیر امورخارجه، تا حد زیادى از علنى شدن لیست مزبور، مضطرب است و آن را عملى غیرمسئولانه و بدخواهانه مى‌داند. زاهدى کوشش‌هایى را که براى کشف منشاء این قضیه صورت مى‌گیرد، تشویق مى‌کند.»[37] خسرو بهروان «موضع او نسبت به ایالات متحده بسیار مساعد است و او مقدارى کار خوب در ارتباط با توضیح برنامه‌هاى کمک ما در چند سال قبل انجام داده است. این عناصر تمام آینده سیاسى خود را در مراودات خود با مرکز حکومتى واقعى در ایران یعنى سفارت جستجو مى‌کرده‌اند.»[38] مهدی پیراسته دیپلمات و دادستان پهلوی «نسبت به ایالات متحده تمایلات مساعدى دارد، لااقل تا زمانى که هنوز معتقد است که ما در اینجا سیاستمداران را از پشت صحنه بازى مى‌دهیم.»[39] محمود ضیایی رئیس کمیته روابط خارجی مجلس شورای ملی «ما نسبت به او ارادت داریم و مدیون او هستیم، زیرا از طریق او بود که ما توانستیم این‌قدر درباره ایران بدانیم و ببینیم و درک کنیم. آمریکایی‌ها نه تنها آنچه را که موجود بود تحت کنترل درآوردند بلکه خصوصاً به لحاظ تبلیغى دست به ایجاد نهادهاى جدیدى نیز زدند، البته با کفالت ظاهرى یک فرد اصطلاحاً ایرانى.»[40] موارد آمده، تنها نمونه‌هایی از کارگزاران پهلوی است که در اسناد لانه جاسوسی از آنها به عنوان حامیان منافع و منویات آمریکا و سازمان سیا یاد شده است.   پی‌نوشت‌ها:   [1]. اسناد لانه جاسوسی، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، کتاب هشتم، ص ۲۴۲، «اردلان، علیقلی ـ اطلاعات بیوگرافیک». [2]. همان. [3]. همان ص ۲۳۶، مبحث: «اردلان، علیقلی ـ 1». [4]. همان، کتاب دوم، بخش «رابطین خوب آمریکا» ص ۳۶۵ (سند شماره ۱). [5]. همان، بخش «رابطین خوب آمریکا» ص ۳۷۶ (سند شماره 2). [6]. همان، ص ۳۹۵، مبحث: «رابطین خوب آمریکا». [7]. همان، کتاب هشتم، ص 645 (زندگینامه جمعی از رجال عصر پهلوی). [8]. همان، ص 640. [9]. همان، کتاب هشتم، ص ۵۲۳. [10]. همان، کتاب دوم، ص ۳۶۸، (سند شماره ۱). [11]. همان، کتاب ششم، ص ۳۰۹، مبحث: «خط میانه». [12]. همان، کتاب دوم، ص 416. [13]. همان، ص ۳۶۳. [14]. همان، کتاب چهارم، ص ۶۰ (پاورقی سند شماره ۱۶). [15]. همان، کتاب ششم، ص ۳۰۹، مبحث: «خط میانه ـ ۵». [16]. همان، ص ۳۱۵، مبحث: «خط میانه ـ ۵». [17]. همان، ص ۳۱۸ (سند شماره ۱۵). [18]. همان، ص ۳۱۸ (سند شماره ۱۶). [19]. همان. [20]. همان، کتاب دوم، ص 591. [21]. همان، ص 384، مبحث «رابطین خوب آمریکا». [22]. همان، کتاب سوم، ص 19، موضوع: «متین‌دفتری ـ 18». [23]. همان، کتاب دوم، ص 363، مبحث «رابطین خوب آمریکا». [24]. همان. [25]. همان، کتاب سوم، ص 2، مبحث: «گزارش دفتری ـ 2». [26]. همان، ص 9، موضوع «احزاب سیاسی در ایران». [27]. همان، ص 1، موضوع: «متین‌دفتری ـ 1». [28]. همان. [29]. همان، کتاب دوم، ص ۷۸4 مبحث: « غلامحسین صدیقی ـ ۳». [30]. همان، کتاب هفتم، ص 733. [31]. همان، سند شماره ۵، ص ۶۰۰ (پاورقی) و سند شماره ۱۵، ص 632. [32]. همان، کتاب دوم، رابطین خوب آمریکا، ص ۳۷۴. [33]. همان، کتاب دهم، ص ۳۸۸ (سند شماره ۱۷۸). [34]. همان، کتاب هشتم، زندگی‌نامه جمعی از رجال پهلوی، غلامعلی اویسی، ص ۴۰۱. [35]. همان، ص ۵۴۵. [36]. همان، ص ۵۴۷. [37]. همان، ص 201. [38]. همان، کتاب دوم، ص 362، مبحث: «رابطین خوب آمریکا». [39]. همان. [40]. همان.

پربازدیدها...

بانک اطلاعات



امروز در آیینه تاریخ



راهپیمایی سراسری بانوان در حمایت از حجاب اسلامی

روز ۲ مرداد ۱۳۶۳ به دعوت سازمان تبلیغات اسلامی و پشتیبانی بیشتر نهادهای انقلابی و اسلامی سراسر کشور تظاهرات و راهپیمایی‌های بزرگی از سوی بانوان در حمایت از حجاب اسلامی در سراسر کشور برگزار شد و راهپیمایان خواستار تثبیت سنگر حجاب و مبارزه با فساد و بی بندوباری در جامعه شدند. در تهران، میدان ولیعصر(عج) محل تجمع راهپیمایان بود. در این مراسم پس از سخنرانی خانم منیره گرجی نماینده مجلس شورای اسلامی و همچنین آیت‌الله محمد امامی کاشانی عضو فقهای شورای نگهبان، پیام رزمندگان اسلام در دفاع از حجاب اسلامی خوانده شد و سپس قطعنامه‌ای در شش ماده قرائت گردید. در این قطعنامه، بی‌حجابی یا بدحجابی در جامعه اسلامی تقبیح شده و به عاملان آن هشدار داده شده که جامعه اسلامی و مردم شهیدپرور اینگونه ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی را تحمل نخواهند کرد.

منابع: روزنامه جمهوری اسلامی، 4 مرداد 1363، ش 1492، ص 1 – 12؛ روزنامه اطلاعات، 4 مرداد 1363، ش 17358، ص 1 – 2.

خاطرات


برداشتی از اسناد لانه جاسوسی


گفت‌و‌گو/خبر


مقالات


ادب و هنر


هر روز با یک شهید (1357-1340)


گزارش


چندرسانه‌ای


پادکست


پایگاه اطلا‌ع‌رسانی انقلاب اسلامی از جمله پایگاه‌های ارائه اطلاعات و داده‌های تحقیقاتی در باره انقلاب اسلامی بهمن 1357 است. این پایگاه به همت دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری حوزه هنری) در 22 خرداد 1391 افتتاح شد. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی در سال 1372 تأسیس شده و تاکنون آثار متعدد پژوهشی و تاریخی منتشر کرده است.

پایگاه اطلا‌ع‌رسانی انقلاب اسلامی به منظور بهره‌گیری انقلاب اسلامی‌‌پژوهان از داده‌ها، اطلاعات و آخرین یافته‌های پژوهشی، متناسب با فضای مجازی راه‌اندازی شد و پس از سه سال، بر اساس تجربه دست‌اندرکاران و نظرسنجی از کارشناسان و کاربران، نسخه پیشرفته‌تری از این سایت در دهه فجر 1394 ارائه گردید.  در آبان 1396 نیز، با انجام تغییرات جزئی از نسخه اصلی آن رونمایی به عمل آمد.

حجم عظیم منابع و داده‌های اطلاعاتی موجود در نشانی 22bahman.ir این پایگاه را محل رجوع و مورد توجه عموم علاقه‌مندان به تاریخ انقلاب اسلامی، بویژه انقلاب‌پژوهان، قرار داده است.

پایگاه اطلاع‌رسانی انقلاب اسلامی شامل این بخش‌هاست: صفحه نخست، امروز در آیینه تاریخ، بانک اطلاعات، روزنامه‌های 57 - 59، برداشتی از اسناد لانه جاسوسی، خاطرات، گفت‌و‌گو/ خبر، مقاله، ادب و هنر، کتاب و نشریه، هر روز با یک شهید، گزارش، چندرسانه‌ای.

بانک‌ اطلاعات، از مهم‌ترین بخش‌های پایگاه اطلاع‌رسانی انقلاب اسلامی با زیرمجموعه‌های کتابخانه (کتاب، روزنامه، مجله، سند، اعلام، منابع غیرفارسی)، دانشنامه، صدا و تصویر (فیلم، عکس، صدا)، فیش‌های تحقیقاتی (نهضت امام خمینی(ره)، ناموران) است. اطلاعات این بخش را واحدهای گوناگون دفتر ادبیات انقلاب اسلامی به منظور فعالیت‌های پژوهشی خود تهیه کرده‌اند که شامل موارد زیر است:

- حدود 380 هزار برگه یادداشت از کتاب‌ها و نشریات فارسی، عربی، انگلیسی، فرانسه و...

- فهرست اَعلام حدود 2 هزارعنوان کتاب و تعدادی از نشریات، اعم از نام اشخاص، مکان‌ها، تشکل‌ها و...

- زندگینامه چهره‌ها و شخصیت‌های مشهور و مؤثر در تاریخ معاصر ایران و بویژه انقلاب اسلامی

- مشخصاتِ شناسنامه‌ای افزون بر 40 هزار شخصیت تاریخ معاصر ایران در حوزه‌های سیاسی، نظامی، ادبی، هنری، اقتصادی، علمی و...

- مجموعه دانستنی‌هایی در زمینه انقلاب اسلامی، با توضیحاتی در ذیل هر مدخل و درباره‌ هر یک از اصطلاحات، مفاهیم و اسامی افراد و اماکن جغرافیایی

- بیش از 10 هزار عکس افراد و شخصیت‌ها، وقایع تاریخی و مکان‌های جغرافیایی، مربوط به تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی.

در این بانک اطلاعات می‌توان هر واژه و موضوعی را مورد جست‌وجو قرار داد و نتایج را براساس زیرمجموعه‌های تفکیک شده کتابخانه، دانشنامه، صدا و تصویر و فیش‌های تحقیقاتی و منابع خارجی دریافت کرد.

 


مدیر مسئول: هدایت الله بهبودی|زیــر نــظــر شــــورای ســردبـیـری|مدیــر اجـــرایی: مرجان مهدی‌پور
niknami.net طراح و برنامه‌نویس: توحید نیکنامی


 نشانی: خیابان سمیه- نرسیده به خیابان حافظ - حوزه هنری - طبقه سوم - سایت انقلاب اسلامی

تلفن: 91088472 (021)

رایانامه: info@22bahman.ir