13 اردیبهشت 1397
مریم کرباسی نجفآبادی[1]
آسمان، انعکاسِ زیباییست از تصاویر ناب در چشمت
گرچه هرگز تکان نخواهد خورد لحظهای آب از آب در چشمت
استوار ایستادهای در باد، با ردایی سپید و سبز و سرخ
آنچنان که کسی نمیبیند ذرهای اضطراب در چشمت
در تو ابریترینْ هوا را هم بیگمان میتوان تحمل کرد
لَف و نشر مرتبی دارند سایه با آفتاب در چشمت
آسمان را گرفتهای در مُشت، دستها را اگر تکان بدهی
بُگْذرند عاشقانه و معصوم، صدهزاران شهاب در چشمت
مینویسند شاعران هر روز از مضامین مهربانیهات
که مبادا دگر ورق نخورد صفحههای کتاب در چشمت
از کدامین مسیر میآیی؟ با کدامین شمارهی پرواز؟
ای کسی که به محض آمدنت میشود انقلاب در چشمت
سال پنجاهوهفت بود و هنوز بعدِ سی سال و خُردهای امروز
تازه جریان گرفته است انگار رونقی بیحساب در چشمت
از حسینیهی جمارانت، میدوم تا بهشتزهرا و...
نَگُذارم عمیقتر بشود ای اَبَرمرد! خواب در چشمت
[1] اهل نجفآباد اصفهان و دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی است. تاکنون در بیش از هفتاد کنگره ملی و بینالمللی شعر حضور داشته است. از او دو مجموعه شعر با نامهای «چهرهات را پیمبری باید» و «خبرهای خوب» منتشر شده است.
تعداد بازدید: 1261