06 بهمن 1400
الهام صالح
جنایات دولت بختیار در تهران و شهرستانها، دولت غیر قانونی بختیار، توطئههای پشت پرده و لزوم تداوم مبارزه مردم، برخی از موضوعات سخنان امام خمینی در روزهای 8 و 9 بهمن 1357 بود.
امام خمینی در تاریخ 8 بهمن 1357 در جمع دانشجویان و ایرانیان مقیم خارج از کشور، آرزوی خود را برای بازگشت به ایران بیان کردند: «بنا داشتم که بروم پیش رفقای ایرانی و در صف آنها خدمت بکنم و میل داشتم که اگر آنها برایشان غمی وارد میشود من هم شریک باشم؛ اگر خدای نخواسته خون آنها بریزد من هم با آنها شریک باشم؛ لکن دست خیانتکارها باز از آستین درآمد و به توهم اینکه اگر ما برویم به ایران، برای آنها مثلا بد میشود یا برای اربابها، به نفع اربابها نیست، از رفتنها و رفتن من ممانعت کردند و راهها را بستند.»[1]
امام خمینی ضمن اشاره به اینکه مردم ایران در طول پنجاه سال سلطنت پهلوی همه چیزشان به باد رفته، درباره خواستههای خود فرمودند: «ایران نهضت کرد و ما هم به تبع ایران، دنباله ایرانیها، ما هم یک چند کلمهای، چند قدمی میرویم برای اینکه این ملت را نجات بدهیم. ما میخواهیم دولتهایی [را] که حکومت بر ایران میکنند نجات بدهیم. ما میخواهیم ارتش را از این انگل بودن نجات بدهیم. ما از اول که مستشارهای آمریکا آمدند و ارتش ما را در دست گرفتند، با این مخالف بودیم. ما از مصونیت دادن به اتباع آمریکا تنفر داشتیم و اظهار تنفر کردیم.»[2]
امام خمینی سخنانشان را اینطور ادامه دادند: «ما میخواهیم این دولتها را مستقل کنیم، راضی نمیشوند! ما میگوییم شما خودتان مستقلا در مملکت خودتان، در مقدرات مملکت خودتان باید دخالت داشته باشید، آنها میگویند ما میخواهیم نوکر باشیم! لفظا نمیگویند، عملا اینطور است. ما میخواهیم ارتش را از این مستشارهای آمریکایی و آقابالاسرها نجات بدهیم، این گردن کلفتهای ارتش راضی نمیشوند به این امر، میخواهند زیر بار باشند.»[3]
امام درباره اداره کشور نیز فرمودند: «ما میخواهیم شما آقا باشید، شما میگویید میخواهیم نوکر باشیم! ما میگوییم شما باید خودتان کشور خودتان را اداره بکنید، خودتان لشکر خودتان را اداره بکنید، منافع مملکتْ مال خودتان باشد، ذخایر مملکت برای این بیچارههایی باشد که در زاغهها نشستهاند، شماها راضی نمیشوید. راضی نیستید که خودتان هم آدم بشوید! ما میخواهیم شما را آدم کنیم، شما آدم نمیخواهید بشوید.»[4]
ایشان اعلام کردند در اولین فرصت به ایران بازمیگردند و در مورد مستقل بودن ارتش گفتند: «ما میخواهیم که این ارتش ما یک ارتش مستقلی باشد که یک سرهنگی از آمریکا نیاید اینجا ارتشبد را بکوبد. ارتشبد! ما میخواهیم تو را نجاتت بدهیم، تو میگویی نمیخواهم؟! عقلت نمیرسد، به زور باید نجاتت بدهیم!»[5]
امام خمینی در تاریخ 9 بهمن 1357، پیامی با موضوع جنایات دولت بختیار در تهران، خطاب به مردم ایران صادر کردند: «باز کشتارها و قتل عامهای دستهجمعی را در تهران و شهرستانها شروع کردند، باز دژخیمان محمدرضا با مسلح شدن به ادعای قانون و استقلال کشور و سرپوش ملیت به جان مردم بیپناه افتادهاند، باز دست ناپاک خیانتکار عمال بیگانه از آستین نوکرهای محمدرضا پهلوی درآمد و ملت را به جرم آزادیخواهی و استقلالطلبی به عزا نشاند.»[6]
امام خمینی از مردم خواستند به وعدههای پوچ دولتهای غیر قانونی اعتنا نکنند و درباره بیرون کردن اجانب از کشور فرمودند: «اجانب و نوکرهای از خدا بیخبرشان را از کشور عزیز قطع کنید. خائن اصلی را با خفت بیرون کردید، همت کنید و این تتمه که حُشاشهای بیش نیستند از صحنه خارج کنید. خداوند با شماست. اکنون بر جمیع جناحهای ملی و دولتی است که چون گذشته دولت غیر قانونی را محکوم کنند و اطاعت از آن نکنند که اطاعت طاغوت حرام و مخالف رضای خداست.»[7]
امام خمینی، ارتش را نیز مورد خطاب قرار دادند: «من از طبقه شریف ارتش که دستشان به خون جوانان آلوده نشده است میخواهم که ننگ اطاعت از جنایتکاران را تحمل نکنند و با قاطعیت آنان را از مقابله با ملت باز دارند. ملت از خود شماست، برای منافع اجانب برادرکشی نکنید و با پشتیبانی از اسلام و ملت، نام خود را در تاریخ جاوید کنید.»[8]
امام در همین تاریخ در گفتوگو با خبرنگاران مطبوعات و رادیو – تلویزیونهای جهان در مورد پذیرفتن بختیار قبل از استعفا فرمودند: «من مکرر گفتهام که اصولا شاه سابق قانونی نبود، مجلسین قانونی نیست، بختیار قانونی نیست. پس کسی را که قانونی نیست نخواهم پذیرفت. من به ملت ایران توصیه میکنم که در این وقت حساس درست بیدار باشند؛ متوجه باشند که توطئهای باید در کار باشد. من میبینم که همان کسانی که از شاه سابق طرفداری میکردند حالا از بختیار پشتیبانی میکنند. هم دولت انگلستان و هم دولت آمریکا از او پشتیبانی میکنند.»[9]
ایشان در این مصاحبه اعلام کردند که از کودتای نظامی ترسی ندارند: «ما از کودتای نظامی ترسی نداریم. ملت ایران به کودتاهای نظامی عادت کرده است. ما از کودتا هیچ ترسی نداریم. من تعجب میکنم که ما میخواهیم ارتشی را از شر استعمار خارج کنیم و آنها خودشان نمیخواهند بعضی از بلندرتبهها میخواهند نوکر باشند. اصولاً ارتش با ماست. خلاصه ما از کودتای نظامی هیچ ترسی نداریم؛ برای اینکه ملت ایران مهیاست تا آخرین نفس به قیام و نهضت خود ادامه دهد. ملت ایران تا پیروزی نهایی را به دست نیاورد، دست از نهضت خود برنمیدارد.»[10]
امام خمینی درباره بازگشت به ایران فرمودند: «تصمیم من همانطور که بوده است هست ولی دولت غیر قانونی، برای حفظ منافع اجانب، مانع ورود من به ایران شده است. و من در اولین فرصت به ایران خواهم رفت و حقوق ملت ایران را خواهم گرفت. آنهایی که به ملت ایران خیانت میکنند، باید کنار بروند. و من چون گذشته در تصمیم خود باقی هستم و ملت ایران باید در تصمیم خود باقی باشد.»[11]
امام خمینی، ساکت نشستن مردم را جایز ندانستند و از آنها خواستند به نهضت ادامه بدهند: «بر احدی از افراد ملت جایز نیست که در این موقع حساس که امر بین موت و حیات است بنشیند و ساکت باشد. ملت ایران! به نهضت خود ادامه دهید که قدرت با شماست. از قدرتها نترسید. شما میتوانید با قدرت ملی خود کشور خود را نجات دهید و سرنوشت خود را خودتان در دست بگیرید. به هیاهوی این و آن گوش ندهید. به توطئههای زیر پرده توجه کنید.»[12]
سخنان برگزیده:
- بنا داشتم که بروم پیش رفقای ایرانی و در صف آنها خدمت بکنم و میل داشتم که اگر آنها برایشان غمی وارد میشود من هم شریک باشم.
- ما میخواهیم ارتش را از این انگل بودن نجات بدهیم.
- ما از مصونیت دادن به اتباع آمریکا تنفر داشتیم و اظهار تنفر کردیم.
- ما میخواهیم شما آقا باشید، شما میگویید میخواهیم نوکر باشیم!
- ارتشبد! ما میخواهیم تو را نجاتت بدهیم، تو میگویی نمیخواهم؟!
- بر جمیع جناحهای ملی و دولتی است که چون گذشته دولت غیر قانونی را محکوم کنند.
- شاه سابق قانونی نبود، مجلسین قانونی نیست، بختیار قانونی نیست. پس کسی را که قانونی نیست نخواهم پذیرفت.
- در اولین فرصت به ایران خواهم رفت و حقوق ملت ایران را خواهم گرفت.
- ما از کودتای نظامی ترسی نداریم.
پینوشتها:
[1]. خمینی(س)، روحالله، صحیفه امام خمینی(س)، ج 5، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، چ 3، 1379، ص 543.
[2]. همان، ص 544.
[3]. همانجا.
[4]. همان، ص 545.
[5]. همان، ص 549.
[6]. خمینی(س)، روحالله، صحیفه امام خمینی(س)، ج 6، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، چ 3، زمستان 1379، ص 1.
[7]. همان، ص 2.
[8]. همانجا.
[9]. همان، ص 3.
[10]. همان، ص 3 – 4.
[11]. همان، ص 4 – 6.
[12]. همان، ص .4
تعداد بازدید: 700