13 بهمن 1400
الهام صالح
امام خمینی در تاریخ 13 بهمن در جمع روحانیون، ارتش را مورد نصیحت قرار دادند و ادامه مبارزه را واجب عقلی و شرعی اعلام کردند. در همین روز درباره حفظ جان همافران به دولت بختیار هشدار دادند.
امام خمینی در تاریخ 13 بهمن 1357 در مدرسه علوی تهران از افرادی یاد کردند که در دوره پهلوی سالهای عمرشان را در زندان سپری کردند: «ما اشخاصی در زندان داشتیم که وقتی که از پیش ما رفتند در زندان، سالم بودند، قوی بودند؛ وقتی که از زندان بیرون آمدند، آنهایی که زنده ماندهاند و از زندان بیرون آمدهاند ضعیف شدهاند، پیرمرد شدهاند، مریض شدهاند. این نیروهای انسانی که از دست ما رفته است، این از همه چیزها بالاتر بود.»[1]
امام خمینی، در این سخنرانی که در جمع روحانیون برگزار شد، درباره هدر دادن نیروهای فعال انسانی در حکومت پهلوی گفتند: «هیچ جنایتی بالاتر از این جنایت نبود که نیروهای فعاله انسانی ما را، یا از بین بردند یا فعالیت آنها را خنثی کردند برای مدتهای زیاد. آنهایی که باید به این امت خدمت کنند، مثل علمای اعلام و اشخاص روشنفکر، اینها را در زندان بردند. ده سال، پانزده سال، پنج سال در زندان اینها را بردند. صرفِ نظر از آن زجرهایی که به اینها کردند، آن خلافِ انسانیتهایی که با این اولیای خدا کردند، این نیرو را هدر دادند.»[2]
امام خمینی درباره پذیرفته نشدن توبه شاه فرمودند: «گاهی گفته میشود، گفته میشد، به اینکه خوب شاه میآید توبه میکند و توبه هم کرد؛ خوب دیگر چه میگویید؟ خدا که توبه را قبول میکند، شماها چه میگویید دیگر؟! ... کسی نماز نخوانده، کسی روزه نگرفته، کسی حج نرفته است، اینها چیزهایی است که اگر توبه بکند، شرطی ندارد، توبهاش را قبول میکند. و اما حقوق ناس - حقوق ناس را، توبهاش را تا این حق رد نشود قبول نمیکند.»[3]
امام در ادامه فرمودند: «این شخص که آمده توبه کرده - فرضا عرض میکنم - این راضی است به اینکه بیاید اموالی را که از مردم برده پس بدهد و کارهایی که از قبیل چپاول هست، اینها را جبران بکند؟ فرضاً که یک همچو کاری بکند و او مالی داشته باشد تا بتواند جبران کند - مال ملت را که نمیشود به خود ملت داد برای جبران مالهایی که اینها دارند! همهاش مال ملت است؛ مال خودشان نیست. برداشتند و فرار کردند و در بانکهای خارجه انبار کردند.»[4]
ایشان اعلام کردند باید شاه را محاکمه کرد: «و اگر ما دستمان رسید محاکمهاش میکنیم [اگر] توانستیم که بیاوریم او را به اینجا و محاکمه بکنیم یعنی تحویل ما دادند، محاکمهاش میکنیم - محاکمه حضوری؛ و اگر تحویل ندادند او را، ما محاکمه غیابی میکنیم، و او را محکوم میکنیم و آن مقداری که در ایران دارد از او میگیریم؛ آنی که در بانکها دارد اعلام میکنیم که این محکوم است و مال ملت است، حق ندارد بانک به محمدرضا بدهد چیزی را که از مردم خورده است.»[5]
امام خمینی، نیرنگهای شاه را برشمردند: «یکی آمد مقابل مردم: ای علما، ای مراجع عظام، ای علمای اعلام، ای چه! ای چه! ما یک کارهایی کردیم و اشتباهاتی کردیم و حالا از این اشتباه برگشتیم! همین آدمی که در همان حال «علمای اعلام و مراجع عظام» میگوید و در مقابل مردم و ملت میایستد و [اظهار پشیمانی] میکند، همین آدم دولت نظامی میگذارد در همان روز! در همان روز! همان روز و شبی که این دستش توبهنامه گرفته، آن دستش سرنیزه گرفته و مردم را با سرنیزه میکوبد! این توبه است؟! این حالا توبه کرده؟!»[6]
امام خمینی ضمن اشاره به اینکه باید دولت غیر قانونی را مجازات کرد، رژیم سلطنتی را خلاف قانون دانستند: «اصلا رژیم سلطنتی از اول خلاف عقل بوده. خلاف قانون، خلاف قانون اساسی است «رژیم سلطنتی»! در قانون اساسی، در حقوق بشر، این است که هر ملتی باید خودش سرنوشت خودش را تعیین کند یعنی ما الان خودمان باید سرنوشت خودمان را تعیین کنیم. ما حق نداریم سرنوشت اعقابمان را تعیین کنیم. اعقاب ما بعد میآیند؛ خودشان سرنوشتی دارند، به دست خودشان باید باشد، نه به دست من و شما.»[7]
امام خمینی سخنانشان را اینطور ادامه دادند: «رژیم سلطنتی خلاف قانون اساسی است، خلاف حقوق بشر است لهذا نباید باشد. رژیم سلطنتی فاسد است همهاش. حالا فرضاً که خیلی عادل هم باشد لکن خلاف حقوق بشر است. وضع مملکت ما تا حالا یک چیز مخلوط درهمی است که معلوم نیست اسمش چیست. اصلا معلوم نیست اسم این چه است. ما مملکت را «مشروطه» اسمش را بگذاریم، مشروطه که این نیست، دیکتاتوری است. اما رژیم نیست دیکتاتوری.»[8]
امام خمینی، شرایط کشور را حساس خواندند و گفتند ساکت نشستن جایز نیست: «کدام آدم میتواند ساکت باشد؟ ساکت در حکم مخالف است. خائن است ساکت. امروز روزی نیست که شما بنشینید توی خانهتان و بگویید که تکلیف من این است که بروم مثلا فرض کن دکان و برگردم، بروم مسجد و برگردم، بروم محراب و برگردم. امروز آن روز نیست. اگر آن روز بود، خوب من هم قم بودم و مشغول درسم بودم، مشغول بحثم بودم و مشغول استفاده از آقایان. امروز آنطور نیست آقا!»[9]
امام، درباره ارتش نیز فرمودند: «فرض کنید که ارتش یا فلان ارتشبد یا فلان [مقام ارتشی] - مقابل ما میایستد! مقاومتشان یعنی ما میخواهیم حاکم نباشیم و ما میخواهیم نوکر باشیم! ما میگوییم آقا باش! فریاد میزنیم و فعالیت میکنیم که آقا باشید. بعضی از اینها که از فطرت انسانی بیرون هستند و بودند و رفتند، اینها میگویند نه، ما نمیخواهیم [آزاد و مستقل] باشیم! ما باید حتماً تابع مستشارهای آمریکا و مستشارهای اسرائیل باشیم!»[10]
ایشان ارتش و دولت را نصیحت کردند: «من به این ارتش نصیحت میکنم که به این ملت بپیوندید. صلاح شما، صلاح ملت شما هست که به این ملت بپیوندید. مملکت مال خود شماست، ملت مال شماست، شما مال ملتید؛ خدمتگزار به ملت باشید. دست از این کارهایی که بعضِ گردن کلفتهایتان میکردند بردارید. توبه کنید؛ توبه را خدا قبول میکند، ملت هم قبول میکنند. جنایت شما مثل آن نیست که ملت قبول نکنند. گناه شما جور دیگر است. برگردید به دامن این [ملت].[11]
امام خمینی ادامه مبارزه را واجب عقلی و شرعی اعلام کردند: «برایمان واجب عقلی است، واجب شرعی است که در این موقع دنبال بکنیم، و این نهضتی که ایران به پا کرده است به آخر برسانیم. دست اجانب را از این خزاین ملی کوتاه کنیم، و دست اجانب را از مسائل دینیمان کوتاه کنیم، و این اختناقی که از همه اطراف بر ما سلطه داشت و [شدید] بود، این اختناق را از بین ببریم و مملکت برای خودمان باشد، خودمان ادارهاش بکنیم.»[12]
امام خمینی در همین تاریخ در بیاناتشان درباره حفظ جان همافران به دولت بختیار هشدار دادند: «اگر یک نفر از این همافران با دست این جلادان از بین برود، ما همه آنها را به کیفر اعمالشان میرسانیم. جرم همافران و سایر ارتشیانی که فرار کردهاند، این است که به ملت پیوستهاند. چرا از این راه غلط و شیطانی، عمال دستگاه رویگردان نیستند؟ چرا اراده ملت را ترک کرده، راه صهیونیستها را پیش گرفتهاند؟ ما کسانی از ارتشیان را که توبه کنند و برگردند، توبه همه آنها را با دل و جان قبول میکنیم.»[13]
سخنان برگزیده:
- هیچ جنایتی بالاتر از این جنایت نبود که نیروهای فعاله انسانی ما را، یا از بین بردند یا فعالیت آنها را خنثی کردند.
- رژیم سلطنتی خلاف قانون اساسی است، خلاف حقوق بشر است لهذا نباید باشد.
- ساکت در حکم مخالف است.
- امروز روزی نیست که شما بنشینید توی خانهتان.
- برایمان واجب عقلی است، واجب شرعی است که در این موقع دنبال بکنیم، و این نهضتی که ایران به پا کرده است به آخر برسانیم.
- اگر یک نفر از این همافران با دست این جلادان از بین برود، ما همه آنها را به کیفر اعمالشان میرسانیم.
پینوشتها:
[1]. خمینی(س)، روحالله، صحیفه امام خمینی(س)، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، چ 3، 1379، ج 6، ص 24.
[2]. همانجا.
[3]. همان، ص 25
[4]. همانجا.
[5]. همانجا.
[6]. همان، ص 27.
[7]. همان، ص 32.
[8]. همانجا.
[9]. همان، ص 33.
[10]. همان، ص 34.
[11]. همان، ص 37.
[12]. همان، ص 36.
[13]. همان، ص 38.
تعداد بازدید: 642