11 اسفند 1400
الهام صالح
پانزدهم اسفند 1357، امام خمینی از خواسته آمریکا که تصرف مملکت ایران بود، سخن گفتند: «[آمریکاییها] ارتشی را در نظر ملت همچو کرده بودند که گویی یک جنایتکار و یک آدمْآزار و از این چیزهاست؛ که اگر به آنها بگویند: ملت را باید چه بکنند؛ میکنند. به این جهت اقشار را هم از اینها جدا کردند، و منافعشان به همین بود. آمریکاییها میخواستند این مملکت تسلیم آنها باشد، ذخایر ما را ببرند؛ همه چیز ما را وابسته به خود بکنند؛ ایران را یک بازاری برای خودشان قرار بدهند، همه چیز ما را ببرند؛ و چاره نداشتند جز اینکه اقشار را از هم جدا کنند.»[1]
امام خمینی در این تاریخ در جمع نیروهای هنگ و گردان مستقر در منظریه قم، درباره این موضوع که استعمارگران احساس خطر کردهاند، فرمودند: «الان اینها این احساس را کردهاند که این اجتماع - اجتماع همه قوا با هم و همه هم برای اسلام، برای خدا - یک قدرتی است الهی، که هیچکس نمیتواند آن را بشکند و الان این خطر را احساس کردهاند که آنها تا آخر دیگر دستشان بریده است. خوب، چه بکنند؟ یک کاری بکنند که اینها را از هم جدا کنند، متفرق کنند؛ الان افتادهاند دور که همین کار را انجام بدهند. مأموریت دارند که همین کار را انجام بدهند، و شماها را از ما و ما را از شما، همه را از هم، متفرق کنند؛ باز برسند به مقصد خودشان.»[2]
امام خمینی در ادامه فرمودند: «از آن طرف تفرقه بیندازند، از آن طرف با تبلیغات خودشان بروند بین کارگرها یکجور تبلیغ کنند، بروند بین کشاورزها یکجور تبلیغ کنند، بروند بین مدرسهها یکجور تبلیغ کنند، بین افراد شما یکجور تبلیغ کنند.»[3]
ایشان از قشرهای مختلف مردم خواستند تا هشیار باشند: «همهمان بیدار باشیم؛ همه با هوشیاری و بیداری توجه بکنیم که این نقشهای که اینها دارند، نقش برآب کنیم... باید همه با هم هوشیار باشید و توجه داشته باشید به اینکه نگذارید این مسئله یک وقت تحقق پیدا کند که اختلافات باشد؛ یا مثلاً فرض کنید که اینها تبلیغاتشان تأثیر بکند؛ خنثی کنید تبلیغات آنها را؛ همه با هم باید دست به هم بدهیم که این مملکتی که آشفته است و همه چیزش را از دست داده، از سر ساخته بشود.»[4]
امام راجع به شناخت احکام اسلام گفتند: «اسلام احکامش [باید] در خارج بیاید تا مردم عالَم بفهمند که اسلامی چی است؛ نگذاشتند اسلام را بفهمند؛ جوانهای ما را اغفال کردند نگذاشتند بفهمند که اسلام چیست؛ چه احکامی دارد؛ خداوند چه احکامی برای ما آورده است؛ برای چه آورده است؛ نگذاشتند این را [بفهمند]؛ اگر مهلت بدهند، بگذارند که این احکام یکی یکی پیاده بشود، مسائل سیاسیاش، مسائل اقتصادیاش، سایر مسائلش پیاده بشود آن وقت میفهمند که نه دمکراسیهای پوچ آنها در مقابل دمکراسی حقیقی اسلام چیزی است و نه آن حقوق بشردانها، آن بشردوستی آنها با آنکه در اسلام است، طرف مقایسه است.»[5]
امام خمینی در مورد کوشش برای حفظ استقلال و آزادی نیز فرمودند: «همه با هم برویم تا آن آخری که باید برویم؛ که این نهضت را انشاءالله به ثمر برسانیم، و مملکت برای خودتان باشد؛ نه یک آقا بالاسری باشد که بخواهد به شما تحمیل بشود، نه یکی که بخواهد به ما تحمیل بشود، نه از خارج بتوانند به ما یک تعدی بکنند؛ مستقل، آزاد، قوی، قدرتمند [باشیم].»[6]
امام خمینی در سخنرانی دیگری در مدرسه فیضیه قم، در مورد تعیین مقدرات مملکت به وسیله رفراندم سخن گفتند: «در نظر من - شخص من - این است که احتیاج به رفراندم هم نیست؛ برای اینکه مردم آرای خودشان را در ایران اعلام کردند؛ با فریادها، با دادها اعلام کردند لکن برای اینکه یک اشکالی [پیش نیاید] مثلاً، اگر یک دولتی اشکالی داشته باشد در اینکه خوب این ثبت نشده است این رفراندم، تقاضا نشده است و باید تقاضا بشود ثبت بشود، شمارش بشود آرا - برای این، بنابراین است که یک رفراندمی بشود.»[7]
ایشان از علما و روحانیون حوزه علمیه قم خواستند رأی به جمهوری اسلامی را بین مردم تبلیغ کنند: «از این جهت لازم است که آقایان، اینهایی که قدرت بر این معنا دارند که تشریف ببرند در بلاد و در محالّی که آشنا هستند یا غیر آشنا، و مسائل را برای آنها بگویند و آنها را روشن کنند و دعوت کنند به اینکه رأی بدهید به جمهوری اسلامی - این هم با همین کلمه: نه یک حرف زیادتر و نه یک حرف کمتر - برای اینکه الان شیاطین افتادهاند دنبال اینکه «جمهوریِ» محض، همین جمهوری باشد، «جمهوری دمکراتیک» باشد و از این حرفها، برای اینکه آقایان تشریف ببرند و رفع ابهام بکنند، این خوب است.»[8]
امام همچنین فرمودند: «در هر صورت همین کلمه «جمهوری اسلامی». من هم رأیم همین است. رأیم را هم انشاءالله در صندوق میاندازم؛ رأی من هم مثل رأی شماها «جمهوری اسلامی» است و اگر این را انشاءالله تعقیب کنید - و امید است نصرت پیدا کنید و نصرت پیدا میکنید انشاءالله - خداوند با شماست. خدای تبارک و تعالی نظرش با شماست.»[9]
امام خمینی درباره لزوم معرفی حکومت اسلامی فرمودند: «در هر صورت، الان وقت این است که ما فعالیت بکنیم برای اینکه این جمهوری اسلامی را پیاده کنیم و رأی از مردم [بگیریم] تقاضا کنیم از مردم که رأی بدهند به جمهوری اسلامی؛ و همه هم آزادند اما شما هدایتشان کنید. الزام نیست که بروید مأمور بگذارید مثل سابق که مأمور میگذاشتند سر مردم که رأی بدهید، بعد هم که از مردم رأی نمیگرفتند خودشان رأی میدادند! رأیها را خودشان میخواندند و خودشان میدادند و تمام میشد قضیه - نه، مردم آزادند لکن شما هدایت کنید مردم را.»[10]
امام خمینی در سخنرانی خود از ملی شدن داراییهای حکومت پهلوی خبر دادند: «به تدریج! حالا یک روز عقب، هی عقب، عقب! ما تهران که بودیم این مطلب را گفتیم به اینها که باید کلیه دارایی - دارایی نمیگوییم که دارایی آنها بوده است - کلیه آن چیزهایی که محمدرضاخان و پدرش و اتباع اینها غصب کردند از این ملت، باید همه اینها ملی بشود و به صرف مستمندها برسد؛ هیچ ارتباطی به دولت ندارد؛ غنیمتی است به دست آمده است با نهضت این ملت - یعنی این ملتی که از طبقه سوم است.»[11]
پینوشتها:
[1]. خمینی(س)، روحالله، صحیفه امام خمینی(س)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، چ 3، زمستان 1379، ج 6، ص 318.
[2]. همان، ص 318 - 319.
[3]. همان، ص 319.
[4]. همانجا.
[5]. همانجا.
[6]. همان، ص 320.
[7]. همان، ص 324.
[8]. همانجا.
[9]. همانجا.
[10]. همان، ص 328.
[11]. همان، ص 332.
تعداد بازدید: 703