30 شهریور 1401
منتقد: یرواند آبراهامیان[1]
*توضیح گروه ترجمه و پژوهش منابع خارجی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی: در اوایل دهه 1340، دانشجویان ایرانی خارج از کشور، تحت شرایط آن زمان و به دلیل فضای بازی که در اختیار داشتند، در قالب دو تشکل اصلی «کنفدراسیون دانشجویان ایرانی؛ اتحادیه ملی» و «اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان ایرانی در اروپا، آمریکا و کانادا» مبارزه علیه حکومت پهلوی را ادامه دادند. آنان با انتشار نشریهها و اعلامیهها، برپایی تظاهرات و اعتصابها و دیدار با مقامهای کشورهای اروپایی و آمریکایی تلاش کردند تا اقدامات ضد حقوق بشری حکومت پهلوی را به گوش جهانیان برسانند. افشین متین، مورخ ایرانی در آمریکا در کتاب «اپوزیسیون دانشجویان ایرانی علیه شاه» که رساله دکترای او بوده، تاریخ فعالیتهای یکی از این تشکلهای دانشجویی یعنی کنفدراسیون دانشجویان ایرانی را تا زمان انقلاب توصیف و تحلیل کرده است. یرواند آبراهامیان، مورخ نام آشنا در ایران، این کتاب را بهطور خلاصه مورد نقد قرار داده و نقاط قوت و ضعف این تشکل دانشجویی را مشخص میکند. از آنجا که یکی از عوامل رشد و ارتقای تاریخنگاری انقلاب اسلامی، رواج نقد و بررسی منابع و پژوهشها است، لذا این نقد را در سایت 22 بهمن ترجمه و منتشر میکنیم. لازم به ذکر است که کتاب متین عسگری پیش از انتشار به انگلیسی، با عنوان «کنفدراسیون» ترجمه و در ایران منتشر شده است.[2]
آثار تاریخی موجود درباره انقلاب ایران همواره به اپوزیسیون دانشجویی علیه شاه اشاره کردهاند. آنها به ناآرامی موجود در دانشگاهها، مخالفت زیر خاکستر طبقه متوسط تحصیلکرده و طغیان دانشگاهها در میانه دهه1970/ 1350 و بهطور کلی به روابط تلخ میان شاه و دانشجویان، پرداختهاند. علیرغم آن، این تاریخها، بهطور روشمند به بررسی نقش واقعی این دانشجویان مخالف شاه، مخصوصاً کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، سازمان اصلی دانشگاهی در اروپا و آمریکای شمالی نپرداختهاند.
کتاب اپوزیسیون دانشجویان ایرانی علیه شاه از افشین متین عسگری، جزو اولین آثاری است که به این کار اقدام کرده است. متین عسگری با جستجوی موشکافانه در میان مجلات و جزوههای موجود در سراسر غرب، با تلاش بیوقفه از میان قطعنامههای خستهکننده نشستهای سالانه و مصاحبههای ماهرانه و همینطور یادآوری خاطراتشان با رهبران دانشجویی، تاریخ جامع و فوقالعاده واضحی از کنفدراسیون به نگارش درآورده است. او با دو اعتراض اولیه دانشجویی علیه پهلویها در دهه 1930/1310، زمانی که اولین گروه بزرگ دانشجویی به آلمان اعزام شدند و در دهههای 1940 و 1950/ 1320 و 1330 که دانشجویان، پیش قراول حزب توده و جبهه ملی شدند، بحث خود را آغاز میکند. او در ادامه، به تشکیل کنفدراسیون در اروپا در سالهای 62-1960/ 41 ـ 1339 و گسترش سریع آن در آمریکای شمالی و در اروپا در دهه 1960/1340 پرداخته است. در این راستا، او تشریح میکند که چگونه کنفدراسیون به کارزار سازمانهای سیاسی بین توده و جبهه ملی؛ جناحهای رقیب جبهه ملی (نسل قدیم در برابر جدید، سکولار در برابر مذهبی، ملیگراها در برابر انترناسیونالیستها)؛ و در روزهای اوج آن در دهه 1960/ 1340 بین طرفداران کاسترو و چهگوارا در برابر جناحهای رقیب مائوئیست، تبدیل شد. کتاب با انحلال کنفدراسیون، اول به علت دو دستگیهای درونی و سپس بازگشت گروهی به ایران در مراحل نخست انقلاب اسلامی، پایان مییابد.
در نگارش این تاریخ، متین عسگری به شماری از موضوعات مربوطه نیز میپردازد. او بیان می کند که علیرغم بالا بودن شعارهای تند چپی، حس غالب، میهنپرستی بود. معیار کنفدراسیون برای تنظیم روابط با دیگر کشورها این بود که آیا آنها مخالف شاه یا حامی او بودند. هنگام پذیرایی اشرف در پکن، بسیاری از مائوئیستها از چین انتقاد کردند. متین عسگری نشان میدهد که علیرغم اتهامهای مداوم رژیم درباره گرفتن پول از مسکو، پکن، قاهره یا واشنگتن، سازمان با بودجه بسیار ناچیزی اداره میشد. او رابطه بین کنفدراسیون و جنبشهای دانشجویی در کشورهای میزبان مخصوصاً در آلمان و ایالات متحده آمریکا در زمان جنگ ویتنام را بررسی می کند. نویسنده ارتباطات کنفدراسیون با آیتالله روحالله خمینی در نجف را توصیف میکند. او تشریح میکند که چگونه کنفدراسیون علیرغم بگومگوهای داخلی، دانشجویان را با این نکات آشنا کرد: روال دموکراتیک، برگزاری جلسات هفتگی، انجام جلسات منظم برای گفتوگو، برگزاری نشستهای سالانه، انتخاب رؤسا و رهبران، چاپ ارگانها و نشریات و از همه مهمتر، بحث و رأیگیری درباره قطعنامهها بدون دعوا حتی اگر قوانین تا حدی جانبدارانه هم بودند. چنین رویههای دموکراتیکی اصلا در ایران وجود نداشتند. سرانجام، او در معرفی رهبران سازمان، تعداد زیادی را به خواننده معرفی میکند که هم در فضای روشنفکری کشور (حمید عنایت، همایون کاتوزیان، ناصر پاکدامن) و هم در انقلاب آتی (بهطور خاص، بنیصدر، قطبزاده، چمران و یزدی) نقش مهمی را ایفا کردند. بایستی هم چنین به این موضوع توجه شود که تعداد زیادی از وزرا در جمهوری اسلامی از طریق کنفدراسیون وارد سیاست شده بودند.[3]
اما ثابت شد که دستاورد اصلی کنفدراسیون فوقالعاده غیرعادی بوده است. کنفدراسیون، وقت زیادی را صرف این مورد میکرد: بحثهای تند چپی، انقلاب از شهرها آغاز میشود یا از روستاها، اتحاد شوروی یک کشور استثمارکننده کارگران است یا یک امپریالیست سوسیالیست، آیا کلید موفقیت جنبش چریکی در دستان چهگوارا بود یا مائو.
گفتمان غالب، مثل پدیده معروف غربزدگی، چپزدگی بود. اما دستاورد واقعی کنفدراسیون، ماهیت لیبرال آن بود. کنفدراسیون، اطلاعاتی درباره نقض حقوق بشر بخصوص در زندانها جمعآوری میکرد که این اطلاعات تحویل رسانههای غربی میشد و بدین ترتیب ادعای رژیم که از حمایت مردمی برخوردار بود را رد میکرد و از همه ملموستر، جلب توجه همگان به محاکمه مخالفان سیاسی بود. کتاب استادانه متین عسگری نشان میدهد که چنین اقدامات عادی و نه اقدامات افسانهای انقلابی بودند که به سرنگونی حکومت پهلوی کمک کردند.
پینوشتها:
[1]- Afshin Matin – asgari , Iranian Opposition to the Shah, CA, Mazda Publishers, 2002; Reviewed by Ervand Abrahamian, in Middle East Journal, Vol. 56, No. 4 (Autumn, 2002), pp. 710-711
یرواند آبراهامیان در شهر دانشگاهی نیویورک تدریس میکند.
[2]- افشین متین، کنفدراسیون؛ تاریخ جنبش دانشجویان ایرانی در خارج از کشور، 57 ـ 1332، ترجمه ارسطو آذری، تهران، نشر شیرازه، چ 1، 1378.
[3]- در اینجا آبراهامیان دچار خطا شده است. اگر به سابقه دانشجویی وزرا و مسئولین جمهوری اسلامی در سه دهه اول انقلاب توجه کنیم، بیشتر آنها در انجمنهای اسلامی دانشجویان ایرانی در اروپا، آمریکا و کانادا فعالیت داشتهاند. اعضای کنفدراسیون اغلب با اعضای انجمن اسلامی رابطه خوبی نداشتند. ویراستار
تعداد بازدید: 582