29 اردیبهشت 1403
حرکت 29 بهمن تبریز و واکنش مردم در مقابل توهین افسر شهربانی که گفته بود، در این طویله را ببندید و خط دادن شهید قاضی طباطبایی که گفته بود طویله، قمارخانهها و مشروبفروشیهای آنهاست و به دنبال این روشنگری، حضور یکپارچه مردم و به آتش کشیدن مشروبفروشیها و قمارخانهها و بعضی بانکها با الهام از کلام شهید طباطبایی نیز از جمله اخباری بود که به گوش ما رسید.
وقتی این اخبار در زندان به ما رسید، تصمیم گرفتیم به عنوان همبستگی با شهدای تبریز اعتصاب غذا کنیم. نظرها متفاوت بود. بعضی میگفتند اعتصاب غذای خشک بکنیم، یعنی نه آب بخوریم نه غذا. بعضی هم گفتند اعتصاب غذای تر بکنیم. به این شکل که در شبانه روز مقداری آب و نمک بخوریم که با این روش تا 25 الی 30 روز میشد زنده بود. طرفداران این نظریه میگفتند این اعتصاب کشدار است و بازتاب بیرونیاش بسیار است. البته بچه مسلمانها و طلبهها در مورد اعتصاب تأمل داشتند و میگفتند روزه بگیریم. برنامه غذایی هم این بود که روزی دو سه لیوان آب میخوردیم. یک لیوان آب شیرین و گاهی یک قاشق مرباخوری نمک هم اضافه میکردیم.
کل غذایمان این بود. یک مدتی فقط سحری و غروب آب میخوردیم و روزهدار بودیم ولی کمکم انرژیمان از دست رفت. به سختی از جای برمیخاستیم. بعد از دوازده روز که روزه گرفتیم، بچهها کمکم میافتادند و راه رفتن مشکل شد. بعد از پانزده روز افراد زیادی روی تختها افتادند ولی باز تعدادی سرپا بودند.
روز بیستم اعتصاب، یکی از بچهها حالش بهم خورد، او را بردند و سرم برایش وصل کردند. تا به هوش آمد یکی دیگر هم که افتاده بود او را هم به زور در دهانش غذا ریخته بودند که غذا را پس داده بود. توی دهانش دستگاهی گذاشته بودند که نتواند ببندد. بعد از 25 روز تعداد افراد بیرمق زیادتر شد.
اعتصاب 29 روز طول کشید و افراد مثل جنازه به کناری افتاده بودند. نماز را شکسته میخواندیم. با مشقت وضو میگرفتیم. دیگر رمقی نمانده بود. رژیم عقبنشینی کرد. از بیرون هم خبر رسید که اعتصاب غذا را بشکنید. اعتصاب شکسته شد اما تبعاتی داشت. یک برنامه رژیم غذایی به ما دادند. تا مدتی به خاطر حساسیت معده، آب جوشیده سرد شده میخوردیم. سوپ رقیق میخوردیم. کمکم افراد جان گرفتند و چشمها باز شد.
البته عوارض اعتصاب غذا مثل تأثیر در اعصاب معده، جهاز هاضمه همچنان تا مدتهای مدید وجود داشت.
منبع: دهه پنجاه: خاطرات حسن حسنزاده کاشمری، علی خاتمی، محمدکاظم شکری، تدوین: فرامرز شعاع حسینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، عروج، 1387، ص 86 - 87.
تعداد بازدید: 173