انقلاب اسلامی :: حزب کومله

حزب کومله

03 فروردین 1404

احمد ساجدی

شکل‌گیری کومله

«کومله» (کو + مله) واژه‌ای مرکب در زبان کردی به معنی «ملت» یا «جمعیت» یا «توده مردم» است. «حزب کومله» نیز نام یک تشکل کردی با گرایش‌های مائوئیستی است که نطفه آن در سال‌های قبل از انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفت ولی مجال فعالیت نیافت و پس از پیروزی انقلاب، دوباره آغاز به کار کرد.

سابقه فعالیت این گروه به سال 1348 باز می‌گردد که گروهی از دانشجویان و تحصیل‌کردگان کرد با مرام مائوئیستی در پی ایجاد حرکتی در میان روستائیان بودند تا با بسیج آنان، «انقلاب توده‌ها» را به وجود آورده، آن را به شهرها منتقل کنند و حکومت پهلوی را سرنگون سازند. هنوز چند سالی از تشکیل این حلقه کوچک نگذشته بود که در ۱۳۵۳، تعداد 30 نفر از آنان توسط ساواک دستگیر شدند و سایر آنان که 10 نفر بودند در شهرهای مختلف کشور پراکنده شدند. بیشتر دستگیرشدگان یا جذب گروه‌های دیگر در زندان شدند یا تفکر مبارزه را رها کردند.

با اوج‌گیری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ و آزادی زندانیان سیاسی، تعدادی از آنان ازجمله صلاح‌الدین مهتدی، ملاسعید رسولی، احتشامی، شعیب ذکریایی و یوسف اردلان در ۲۶ بهمن ۱۳۵۷، یعنی 4 روز پس از پیروزی انقلاب، موجودیت «سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران» (کومله) را اعلام کردند. رهبری سازمان را مهتدی بر عهده داشت.[1] زمینه این اعلام موجودیت نیز تماس‌هایی بود که در آذر 1357 میان آنان با جلال طالبانی رئیس اتحادیه میهنی کردستان عراق برقرار شده بود. آنان پس از اعلام موجودیت، در ماه‌های اول بعد از انقلاب و در گرماگرم فضای سیاست‌زده آن روزها که مردم به گروه‌های سیاسی اقبال نشان می‌دادند، سرگرم جذب نیرو شدند.[2]

کومله پس از انقلاب، از ادغام سه گروه کوچک شکل گرفت که عبارت بودند از:

1. «گروه انقلابی زحمتکشان کردستان ایران» که سلیمان معینی، در سال 1348، به همراه سه نفر دیگر از اعضای خانواده‌های فئودال شهر بوکان، این گروه را تشکیل داد.

2. گروه شیرین بهاره که چاوه (فرزند امام جمعه مریوان)، فؤاد مصطفی سلطانی (فرزند خانِ روستای آلمانه) و صدیق کمانگر (یک مالک کامیارانی) از مهم‌ترین و مشهورترین اعضای این گروه بودند.

3. «اتحادیه کشاورزان» که توسط محمدحسین کریمی، در شهر سقز تأسیس شد. پس از کشته‌شدن وی در بهمن 1357، شیخ‌عزالدین حسینی (امام جمعه مهاباد) رهبری این گروه را بر عهده گرفت.[3]

دشمنی با انقلاب اسلامی

افراد کومله از ابتدای تأسیس، چنین تبلیغ می‌کردند که انقلاب اسلامی یک انقلاب سرمایه‌داری است و انقلاب واقعی همان «انقلاب دهقانی» است. از طرفی تبلیغات زیاد کومله مبنی بر ستم مضاعف حکومت پهلوی به کردها و عقب‌ماندگی کردستان و بی‌توجهی دولت موقت انقلاب اسلامی نسبت به نیاز مردم کرد، سبب گرایش تدریجی افکار عمومی منطقه به سوی کومله شد.[4]

احزاب مخالف در کردستان در تبلیغات خود دولت موقت را به سهل‌انگاری در جبران این عقب‌ماندگی‌ها متهم می‌کردند. این تبلیغات پرحجم، سطح انتظارات را بالاتر می‌برد و زمینه‌ساز اقبال به گروه‌های معارض می‌شد. در این میان افراد گروه کومله چون شعارهای تندتری می‌دادند، توانستند افراد بیشتری جذب کنند. از طرفی آنان با خشونتی که به خرج می‌دادند بخشی از جامعه را مرعوب کردند و توانستند به تدریج وارد مرحله مقابله نظامی و تروریستی با مردم و نظام اسلامی شوند. آنها با توجه به اینکه اکثریت مردم کرد، مسلمان هستند برای جذب بیشتر مردم سراغ عزالدین حسینی نیز رفتند که عنوان ماموستا داشت و امام جمعه مهاباد نیز بود. آنان از این طریق تلاش کردند تا پشتوانه دینی نیز برای اقدامات خود به دست آورند.[5]

توضیح اینکه در مارکسیسم، تحول جامعه، در گرو تضاد «طبقه کارگر صنعتی» با «طبقه سرمایه‌دار» است ولی در اندیشه مائو «طبقه دهقان» این نقش را ایفا می‌کند. کومله نیز با شعار دفاع از «طبقه دهقان» اعلام موجودیت کرد و تحت عنوان مطالبه خودمختاری در کردستان و در واقع تجزیه کردستان از خاک ایران، مشی مقابله مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی را در پیش گرفت. این فعالیت‌های خصمانه از همان نخستین روزهای انقلاب آغاز شد.

در آن زمان دولت موقت معتقد بود مشکل کردستان راه حل نظامی ندارد و مسئله باید از راه مذاکره حل و فصل شود.[6] از این‌رو افرادی که به «هیئت حُسن نیت» شهرت داشتند، برای مذاکره با سران گروه‌های سیاسی به کردستان فرستاد. در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷، داریوش فروهر وزیر کار، محمد مکری، از اعضای جبهه ملی، ابراهیم یونسی عضو «کمیته دفاع از حقوق بشر» و اسماعیل اردلان از شخصیت‌های کرد، برای مذاکره با گروه‌های سیاسی به مهاباد رفتند.[7]

همزمان با این سفر، حزب کومله و دموکرات، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کردند خلق کُرد باید در اداره حکومت مرکزی، مشارکت داشته باشد و پادگان‌ها زیر نظر شورای انقلابی کردها اداره و استان‌های کردنشین به عنوان واحد خودمختار شناخته شوند.[8]

دو روز پس از سفر «هیئت حُسن نیت» به کردستان و در شرایطی که هیئت، از مهاباد راهی پیرانشهر شده بود، پادگان مهاباد سقوط کرد و به دست کومله و دمکرات افتاد.[9] از اینجا افراد کومله و دمکرات مواضع طلبکارانه‌تری اتخاذ کردند.

جدایی‌خواهی و تجزیه‌طلبی

گردهمایی گروه‌های تجزیه‌طلب کومله و دموکرات در شهرهای کردستان در روز 9 اسفند، تأکید عبدالرحمن قاسملو دبیر کل حزب دموکرات کردستان بر لزوم خودمختاری کردها در 13 اسفند، و سپس حمله مسلحانه افراد این دو گروه به چند پادگان کردستان در 17 اسفند، شروع ناآرامی‌های این استان در اولین ماه پس از پیروزی انقلاب بود. روز اول فروردین 1358 آیت‌الله طالقانی و بهشتی، حجت‌الاسلام رفسنجانی، ابوالحسن بنی‌صدر و حاجسیدجوادی (وزیر کشور) برای فرونشاندن این ناآرامی‌ها وارد سنندج شدند.[10]

کومله که با درخواست‌های غیر واقع‌بینانه خود به یکی از بازیگران اصلی تحولات کردستان تبدیل شده بود[11] همراه با حزب دموکرات و عزالدین حسینی همه‌پرسی جمهوری اسلامی (در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۳۵۸) را با دستاویز مبهم ‌بودن محتوای جمهوری اسلامی تحریم کردند.[12] حتی با ایجاد ناامنی و حمله به صندوق‌های رأی تلاش کردند مانع از برگزاری آن شوند.[13]

گروه کومله در کنار حزب دمکرات بعد از همه‌پرسی، آشکارا بر طبل خودمختاری و تجزیه کردستان کوبیدند و درصدد برآمدند کردستان را در کنترل نظامی خود بگیرند. این گروه‌ها در یک برنامه هشت‌ماده‌ای خواستار شناسایی رسمی خودمختاری کردستان در قانون اساسی جدید کشور شدند و تأکید داشتند علاوه بر استان کردستان، سه استان دیگر یعنی آذربایجان غربی، ایلام و کرمانشاه هم که کردها را در خود جای داده‌اند، بخشی از کردستان خودمختار محسوب شوند. شورشیان مسلح با تصرف بخش‌هایی از شهر سنندج و تشکیل شورای موقت انقلابی و شورش در مریوان، نقده، بوکان، پاوه و سقز و دست‌زدن به جنایات و اقدامات خشونت‌آمیز، بزرگترین چالش را برای نظام جدید جمهوری اسلامی در نخستین روزهای استقرارش به وجود آوردند. این چالش، دولت را به واکنش واداشت، به نحوی که ارتش و نیروهای مردمی و پاسداران با حضور در این شهرها تا حد زیادی به تنش‌آفرینی کردهای مسلح پایان دادند.[14]

کومله معتقد بود تمام امور کردستان از قانو‌ن‌گذاری، اجرائیات، امور انتظامی و فرهنگی باید به‌طور کامل خارج از دسترس و کنترل جمهوری اسلامی باشد، شوراهای قانونگذاری و اجرایی تحت رهبری کمونیست‌ها باشد و تسلیح عمومی هم فقط تحت رهبری کومله قابل قبول است.

عبارات ذیل در «روزنامه کومله» در رابطه با خودمختاری، اهداف این گروه را در آن روزها به خوبی نشان می‌دهد:

الف. کلیه امور قانونگذاری، قضایی، اداری و فرهنگی کردستان به عهده حکومت خودمختار کردستان ایران است.

ب. انتظامات داخلی کردستان به عهده حکومت خودمختار کردستان است و هرگونه نقل و انتقال نظامی نیروهای مسلح مرکزی در سرزمین خودمختار کردستان تنها با تأیید و نظارت عالی‌ترین مرجع حکومت خودمختار صورت خواهد گرفت.

ج. شوراها از نظر کومله، هم قانونگذار و هم مجری قانون خواهند بود.

د. در کردستان خودمختار، ارتش و سپاه پاسداران و دیگر نیروهای مسلح حرفه‌ای برچیده شده و نیروهای پیشمرگ ضامن امنیت کردستان می‌باشند.

ه. انتصاب مقامات از سوی دولت مرکزی ملغی می‌شود.

در واقع هدف اصلی کومله خلع‌ید جمهوری اسلامی از کردستان و تجزیه آن از ایران و استقرار نظام سوسیالیستی بود.[15]

کومله در همین راستا به فراخوانی دیگر نیروهای همسو و هم‌هدف مبنی بر قیام در جهت متلاشی کردن جمهوری اسلامی پرداخت. هر چند که پایگاه اصلی این گروه از سال 1360 به بعد و در اثر کنترل اوضاع توسط دولت، به خاک عراق منتقل شد، اما رفتار تروریستی آنها همچنان ادامه یافت.

کاشتن مین بر سر راه نیروهای نظامی، اجرای کمین بر سر راه کاروان‌های نظامی، حمله شبانه به پایگاه‌های قوای انتظامی و نظامی، حمله به تأسیسات دولتی در شهرها و روستاها، نفوذ به شهرها و درگیرشدن با نیروهای امنیت شهری از روش‌های نظامی این حزب بود. به‌طور کلی کومله هدف و راهبرد خود را حمله چریکی و نامنظم تعریف کرده بود.[16]

اسناد به دست آمده از خانه‌های تیمی کومله پس از آزادسازی سنندج نشان می‌دهد که این گروه، مردم بی‌گناه را به اتهام موهوم «شرکت در جلسات ضدخلقی» دستگیر کرده و بعضاً به قتل رسانده است.[17]

از این‌رو در سال‌های آغازین پس از پیروزی انقلاب اسلامی مناطق کردنشین کشور صحنه یکی از بزرگترین بحران‌های نظامی و اجتماعی بود که گروه کومله به کمک حزب دمکرات به وجود آوردند.

تجزیه‌طلبی این دو گروه، که به سرعت از حمایت دولت‌های مخالف انقلاب اسلامی از جمله رژیم صدام برخوردار شد، در فاصله‌ای کوتاه به شکل برخورد نظامی و تروریستی ظاهر شد و صحنه سیاسی مناطق کردنشین را به‌طور جدی ناامن کرد. البته برخی ویژگی‌های کردستان مانند موقعیت کوهستانی، محرومیت مضاعف مردم کرد در دوران قبل از انقلاب و تحریکات قدیمی دولت بعثی عراق نیز عواملی بودند که زمینه اینگونه فعالیت‎های تجزیه‌طلبانه را ایجاد کردند.

شرارت، تروریسم و ناامنی

ازجمله اقدامات اعضای کومله، غارت پادگان ژاندارمری سنندج و اشغال مرکز رادیو و تلویزیون این شهر در ابتدای سال ۱۳۵۸ بود. صدیق کمانگر، سخنگوی کومله - که در شهریور ۱۳۶۸ در اردوگاه مرکزی کومله در کردستان عراق کشته شد – کسی بود که از طریق رادیو سنندج، فرمان حمله به پادگان لشکر ۲۸ سنندج را به نیروهای مسلح کومله صادر کرد. اینها مقدمات اقدامات بعدی آنان از جمله سرقت از بانک‌ها و اماکن دولتی، ترور اعضای سپاه پاسداران و جهاد سازندگی و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم بود. آنها برای جلب روستائیان به سوی خود، موضوع مصادره زمین‌های کشاورزی تحت سلطه خان‌ها را پیش کشیدند و با مسلح‌کردن طرفداران خود، درگیری با صاحبان زمین‌های زراعی را آغاز کردند. تحریک احساسات قومی با شعار خودمختاری و استقلال‌طلبی در کردستان، از اقدامات کومله بود.[18]

روز ۱۶ آبان ۱۳۶۰ همزمان با روز عاشورا اعضای افراد کومله در پی شکست در برابر نیروهای مشترک ارتش و سپاه پاسداران و ژاندارمری در بوکان، حین عقب‌نشینی با تیراندازی‌های بی‌هدف، بسیاری از مردم بی‌دفاع این شهر را به شهادت رساندند.[19]

این گروه اوایل انقلاب تلفن‌های مردم را کنترل می‌کردند، تلگراف مردم کردستان را ضبط کرده و از ارسال آن جلوگیری می‌کردند. خودروهای شخصی و دولتی را به اجبار در اختیار می‌گرفتند[20] و حتی نیمه شب به خانه مردم یورش برده و آنها را دستگیر می‌کردند.[21]

کومله می‌کوشید امنیت مردم شهر و روستا را سلب کرده و با تهدید و ارعاب و دستگیری و شکنجه و بازجویی آنها را تحت انقیاد خود درآورد. تبلیغات ضد اسلامی این سازمان مخصوصاً موضع‌گیری‌های شرم‌آور آنها نسبت به اخلاقیات دینی موجب انزجار مردم می‌شد. آنها حتی در مساجد با برگزاری سخنرانی و نشست‌های سیاسی سعی در نفی مفاهیم دینی می‌کردند.

اسناد منتشره سازمان «سیا» مربوط به 1986-1980 گوشه‌ای از فعالیت‌های تروریستی گروهک کومله را به تصویر می‌کشد. در آن اسناد می‌توان نشانه‌های فراوانی از بمب‌گذاری در شهرها یا روستاهای کردستان، حمله به مساجد و نصب تیربار و اجرای رقص مختلط (نمونه آن شهریور 1362 در سردشت)، حمله به مدارس و ترور معلمان در کردستان به اتهام وابستگی به دولت جمهوری اسلامی، ترور و انفجار در مقرهای جهاد سازندگی و سپاه پاسداران، جنگ‌افروزی در سنندج و کمک به مهندسی اطلاعاتی استخبارات عراق، و... را مشاهده کرد.[22]

دایره رفتار خشونت‌آمیز گروه‌های کومله و دمکرات فراتر از ترور بود. ماهیت ایدئولوژیک این جریان‌ها هر نوع خشونتی را روا می‌دانست و به آن مشروعیت می‌داد. این مشروعیت‌بخشی، هر نوع خشونتی را توصیه می‌کرد و هر نوع خشونتی، خشونت بعدی را تولید می‌کرد. گستره این خشونت‌ها به جایی رسید که این دو سازمان رقیب، رودرروی یکدیگر نیز ایستاده و به جنگ با یکدیگر پرداختند. این درگیری‌ها از 25 آبان 1363 آغاز شد و تا سال 1367 که حزب کومله یک طرفه اعلام آتش‌بس کرد، ادامه یافت.[23] در این درگیری‌ها صدها نفر از طرفین کشته شدند.[24]

ادوار فعالیت کومله

اقدامات مسلحانه کومله در کردستان طی دهه نخست پس از پیروزی انقلاب را می‌توان به چهار دوره تقسیم کرد:

دوره نخست، وقایع سال 1358 را شامل می‌شود که عمده‌ترین آنها سقوط پادگان و هنگ ژاندارمری مهاباد و پاسگاه‌های ژاندارمری، جنگ نقده، فرمان امام خمینی(ره) در شکستن محاصره پاوه و سپس آزادسازی شهرهایی مانند بانه، سردشت، مریوان و... بود.

دوره دوم، وقایع سال‌های 1359 و 1360 را دربر می‌گیرد که با تجاوز ارتش عراق و همراهی نیروهای حزب دمکرات و حزب کومله با دشمن متجاوز همراه بود. این گروه‌ها کوشیدند تا جبهه کردستان را فعال نگه دارند و بخشی از نیروهایی را که باید برای مقابله با ارتش بعث به کار گرفته شود، در منطقه مشغول کنند.

دوره سوم، وقایع سال‌های 1362 تا 1364 است. در این سال‌ها، قرارگاه حمزه سیدالشهدا متشکل از نیروهای سپاه پاسداران و ارتش و ژاندارمری شکل گرفت و با استقرار در منطقه توانست امنیت را در شهرها، روستاها، جاده‌های اصلی و مرزهای کردستان ایران با عراق تأمین کند و با پاکسازی نیروهای شورشی کرد، آنها را از ایران به کردستان عراق براند.

دوره چهارم، از سال 1364 تا پایان جنگ است. در این دوره تنش‌ها کاهش یافت.[25]

پایان جنگ تحمیلی، با آغاز فروپاشی تدریجی شوروی و اردوگاه کمونیسم مصادف بود. در این مرحله (اواخر دهه 1360 و اوایل دهه 1370) بسیاری از کمونیست‌های گذشته تلاش کردند ایدئولوژی خود را تغییر دهند. از این پس کومله مدعی شد که خود را معتقد به مرام سوسیال دمکراسی می‌داند و دمکراسی برای این گروه اهمیت محوری و درجه اولی دارد.[26] کومله در این مرحله به تدریج دچار اختلاف درونی شد. این تشکیلات که مجبور شد از حزب کمونیست فاصله بگیرد، در ماده اول اساسنامه مندرج در 1380، خود را «حزب سوسیالیستی کارگران در کردستان» معرفی کرد.[27] این تغییر رویکرد، به‌ویژه با حمله آمریکا به عراق(1381) و نیاز کومله به حمایت آمریکا، متناسب بود.

در تابستان 1386 و در آستانه کنگره دوازدهم حزب کومله، گروهی از اعضای این حزب در اعتراض به شیوه رهبری عبدالله مهتدی از آن جدا شدند. مهتدی، در اردوگاه کومله (واقع در کردستان عراق) رهبران مخالف خود را که بیش از 30 نفر بودند محاصره اقتصادی کرد و یاران گذشته خود را تهدید به راه انداختن «حمام خون» نمود. شکل ظاهری بحران در رهبری کومله، اوج گرفتن اختلافات حول مسائل تشکیلاتی و مالی بود.[28]

کمک‌ها و حمایت‌های خارجی

کومله با اینکه آشکارا ادعای مرام کمونیستی یا مائوئیستی داشت اما چون در برابر نظام جمهوری اسلامی قرار گرفته بود از همان سال‌های آغازین پیروزی انقلاب از حمایت‌های کشورهای غربی برخوردار شد. افراد کومله با اینکه جمهوری اسلامی را متهم به وابستگی به غرب می‌کردند و حتی به‌رغم شعار «مبارزه با امپریالیسم» تصرف لانه جاسوسی آمریکا را «عوامفریبی» و حادثه طبس را «جنگ زرگری» ‌خواندند،[29] اما همواره در طول حیات خود به حمایت آمریکا و دولت‌های غربی وابسته بودند و این وابستگی به طور دائم گسترش می‌یافت. برخی اعضای این گروه درسال  1384 با سفر به آمریکا و درخواست از پنتاگون، تلاش کردند گوی سبقت را از رقیب خود یعنی حزب دمکرات بربایند. عبدالله مهتدی سرکرده کومله، دیدار با مقامات ارشد سیاسی و امنیتی آمریکا و اروپا را جزو برنامه‌های حزب کومله می‌دانست و از برملا شدن آن ابایی نداشت.[30]

تا قبل از شروع جنگ تحمیی عراق علیه ایران، کومله مدعی بود که منابع مالی‌اش توسط حمایت‌های مردمی تأمین می‌شود. البته این حمایت‌ها توسط عده بسیار قلیلی از خانواده‌های مرفه صورت می‌گرفت و بقیه هزینه‌ها به زور از مردم اخذ می‌شد، اما با شروع جنگ تحمیلی فرصتی طلایی برای تمام گروه‌های اپوزیسیون، از جمله سرکردگان کومله پیش آمد. آنها چون جمهوری اسلامی را دشمن اصلی خود می‌دانستند، به تدریج به رژیم بعث نزدیک شدند و نیازهای مالی خود را از کمک‌های مالی حزب بعث عراق تأمین کردند. کومله و حزب دمکرات با شروع جنگ[31] عامل دشمن شدند و پس از هر اقدام تروریستی در خاک ایران به خاک عراق فرار می‌کردند.[32]

رژیم عراق جوری طرح‌ریزی کرده بود که گروههای ضدانقلاب با هم مواجه شوند و مطلع گردند که دیگر گروه‌ها نیز از رژیم عراق مقرری دریافت می‌کنند تا از این طریق قبح پول گرفتن از رژیم بعثی بریزد.[33]

کومله در جنگ تحمیلی، آلت دست رژیم صدام بود. از ارتش بعث اسلحه و مهمات می‌گرفت و در عملیات‌های بعثی‌ها علیه ایران مشارکت می‌کرد. در جریان عملیات والفجر یک، ده‌ها تن از اعضاء این گروهک همراه با نظامیان عراقی به محاصره رزمندگان اسلام درآمده و کشته، مجروح و اسیر شدند.[34]

در پاییز 1360 کومله تصمیم گرفت از دولت بعث عراق درخواست کمک‌های مالی، تسلیحاتی و تدارکاتی بیشتری بکند. هیأتی از کمیته مرکزی کومله به بغداد رفت و با مقامات عراقی وارد مذاکره شد. درخواست کومله دریافت کمک مالی بیشتر، اسلحه‌های سنگین شامل خمپاره 120، توپ 105، موشک تاو، آر‌.پی‌.جی و مقدار زیادی اسلحه سبک بود که البته مقامات عراقی با بخشی از آنها موافقت کردند.[35]

کومله در کنگره سوم خود که در اردیبهشت 1361 برگزار شد قطعنامه‌ای در خصوص جنگ ایران و عراق صادر و در آن تصریح کرد: «ما در قبال جنگ ایران و عراق خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستیم.»[36]

اسناد به جا مانده رژیم بعثی نشان می‌دهد که راهبرد کومله و دمکرات برهم زدن امنیت نوار مرزی ایران و عراق بود. البته نقطه اوج وابستگی کومله به رژیم صدام در ماجرای قتل‌عام سال 1988 حلبچه با بمب شیمیایی رخ داد که هزاران کرد در کمتر از چند دقیقه جان باختند و کومله هرگز اعتراضی به این جنایت نکرد. قاسملو، دبیر کل حزب دمکرات نیز، در روزنامه لوموند به کلی منکر قضیه بمباران شیمیایی شد![37]

مزدوری برای صهیونیست‌ها

بر اساس اسناد و شواهد موجود، کومله از حمایت صهیونیست‌ها نیز برخوردار بود. عبدالله مهتدی گفته است: «ما با دولت اسرائیل مشکلی نداریم.» بعدها نیز وزارت اطلاعات چند نفر از اعضای کومله که قصد خرابکاری در تأسیسات هسته‌ای را داشتند، بازداشت کردند. این عده توسط رژیم صهیونیستی هدایت می‌شدند.[38]

گروه کومله با وجود ادعای تغییر گفتمان، همچنان بر رفتارهای خشونت‌آمیز و از جمله ترور به عنوان شیوه اصلی خود پافشاری دارد.[39]

حزب کومله همه انتخابات ریاست‌جمهوری ایران را تحریم کرد و در فتنه سال 1388 با انتشار بیانیه و پوشش رسانه‌ای و همچنین دعوت به اعتصاب و اغتشاش، به حمایت از شورشگری پس از انتخابات آن سال پرداخت.[40] همچنین به دنبال حمایت علنی سران مجاهدین خلق، پژاک و تندر، دبیرکل کومله نیز با به اصطلاح جنبش سبز ابراز همبستگی کرد.[41]

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. ویکی شهید، عنوان: «کومله».

[2]. محمود نادری نویسنده کتاب «کومله» در مصاحبه با روزنامه ایران، پنجشنبه 13 مرداد 1401، ش 7973، ص.

[3]. اسماعیلی، حمیدرضا، تروریسم در ایران معاصر، موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، زمستان 1390، ص 216 - 217.

[4]. محمود نادری، همان.

[5]. محمود نادری، همان.

[6]. اسماعیلی، خیرالله، دولت موقت، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ 1، 1380، ص 148 - 149.

[7]. غنی‌یاری، محسن، روزشمار تاریخ معاصر ایران (جمهوری اسلامی ایران)، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1392، ج 1،‌ ص 171.

[8]. غنی‌یاری، محسن، همان، ص 198.

[9]. فوزی، یحیی، تحولات سیاسی اجتماعی بعد از انقلاب اسلامی در ایران، تهران، عروج، چ 1، 1384، ج1، ص 468 - 469.

[10]. روزنگار جامع ایران پس از انقلاب اسلامی، رضا طاهرخانی، مؤسسه نشر شهر، چ 1، بهمن 1390، مدخل 1358، ص 51؛ روزنامه اطلاعات، 6 فروردین 1358، ش 15816، ص 4.

[11]. محمدپور، محمد، بررسی بحران کردستان در آستانه جنگ تحمیلی، پژوهشنامه دفاع مقدس، 1393، ش 9، ص 53.

[12]. محمدپور، محمد، همان، ص 57.

[13]. روزنامه کیهان، 11 فروردین 1358، ص 4.

[14]. برای مطالعه بیشتر درباره این شورش نگاه کنید: محمدحسین الیاسی، «عملیات روانی در شورش: نمونه کردستان». فصلنامه سیاست دفاعی، ش 42، زمستان 1382.

[15]. اسماعیلی، حمیدرضا، همان، ص 217 و 218.

[16]. جلالی‌پور، حمیدرضا، کردستان، علل تداوم بحران آن پس از انقلاب اسلامی، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت خارجه، چ 1، سال 1372، ص 115 ـ 111.

[17]. کردستان، امپریالیسم و گروه‌های وابسته، دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ج 1، ص 93، سنا، ش 11.

[18]. ویکی شهید، موضوع: «کومله».

[19]. روزنامه جمهوری اسلامی 17 آبان 1360، ش 704، ص 2.

[20]. کردستان، امپریالیسم و...، همان، ص 91، سند ش10.

[21]. کردستان، امپریالیسم و...، همان، ص 94، سند ش 12.

[22]. اسماعیلی، حمیدرضا، همان، ص 221.

[23]. اسماعیلی، حمیدرضا، همان، ص 223.

[24]. احمدی، حمید، قومیت و قوم‌گرایی در ایران؛ افسانه و واقعیت، تهران، نشر نی، 1383، ص 255.

[25]. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، «تحلیل وقایع کردستان»، کد: 637.

[26]. گفت‌وگو با عبدالله مهتدی، دبیرکل حزب کومله، گوبانیوز، 21 مرداد 1387.

[27]. اساسنامه کومله، سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران، مصوب کنگره نهم کومله، تیر، مرداد 1380، ژوئیه 2001.

[28]. نشریه حقیقت، ش 26، آبان 1386.

[29]. روزنامه اطلاعات، 29 اردیبهشت 1362، ش 17014، ص 6.

[30]. گفت‌وگو با عبدالله مهتدی، همان.

[31]. محمدپور، محمد، بررسی بحران کردستان در آستانه جنگ تحمیلی، پژوهشنامه دفاع مقدس، 1393، ش 9، ص 60.

[32]. بهجت، علی، انقلاب اسلامی، کردستان و مواضع، گروه‌ها و سازمان‌ها، ص 97 - 136.

[33]. نادری، محمود، همان.

[34]. روزنامه اطلاعات، 29 اردیبهشت 1362، شماره 17014، ص 6.

[35]. روزنامه اطلاعات، 24 اردیبهشت 1362، شماره 17009، ص 6.

[36]. روزنامه اطلاعات، 13 اردیبهشت 1362، شماره 17002، ص 6.

[37]. اسماعیلی، حمیدرضا، همان، ص 231.

[38]. نادری، محمود، همان.

[39]. روزنامه کیهان، پنجشنبه 2 دی 1389، ش 19821.

[40]. «کردها، انتخابات دهم و پس از آن»، پایگاه اینترنتی روز آنلاین، دوشنبه 21 دی 1388.

[41]. روزنامه جوان، 1 خرداد 1389، مقاله: «رمزگشایی از یک پیوند».



 
تعداد بازدید: 35


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: