انقلاب اسلامی :: اسرای جنگ تحمیلی

اسرای جنگ تحمیلی

09 شهریور 1404

احمد ساجدی

جنگ تحمیلی رژیم بعثی عراق علیه ایران، افزون بر خسارات مالی و جانی، موجب اسیرشدن تعداد زیادی از نیروهای دو طرف شد. وضعیت این اسیران در دو کشور به ‌شدت با هم متفاوت بود:

 

اسیران عراقی

بر اساس آثار بسیاری از نویسندگان و خبرنگاران عرب که خاطراتشان منتشر شده، رفتار محبت‌آمیز نیروهای ایران با اسرای عراق با رفتار خشن نظامیان عراق با اسرای ایران قابل مقایسه نیست و به دفعات از سوی مجامع بین‌المللی تصریح شده که رفتار مسئولین ایران با اسیران عراق مطابق با مقررات حقوق بشر و کنوانسیون ژنو بوده است.[1]

در خلال سال‌های دفاع مقدس بیش از 70 هزار عراقی به اسارت نیروهای ایران درآمدند.[2] وظیفه نگهداری از آنها به ارتش جمهوری اسلامی ایران محول شده بود. ارتش ایران از فروردین سال 1359 تا پایان سال 1382 طی یک دوره 24 ساله، میزبان اسیران، یا به عبارتی، میهمانان عراقی بود و از آنان نگاهداری می‌کرد.[3]

به موجب ده‌ها گزارش مستند نوشتاری و تصویری، نظامیان عراق به هنگام تسلیم‌شدن به نیروهای ایران با رفتار دوستانه آنان مواجه می‌شدند و در پشت جبهه به آنان آب، غذا و میوه داده می‌شد[4] و اگر زخمی و مجروح بودند، به مراکز درمانی منتقل می‌شدند و تحت معالجه قرار می‌گرفتند.[5]

از سوم فروردین ۱۳۵۹ تا روزی که آتش‌بس بین ایران و عراق برقرار شد، ۷۲ هزار و ۱۱۳ نفر از نیروهای مسلح عراق، همراه با ۲۴۷ مزدور(غیر عراقی) به اسارت رزمندگان ایران درآمدند. بیشتر اسرا مربوط به سال‌های ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ بودند. در میان آنان از سرباز وظیفه و نیروهای جیش‌الشعبی(نیروهای مردمی) تا سرتیپ و حتی سرلشگر دیده می‌شد. از نظر قومیتی، کمترین تعداد اسرا، کردهای عراقی بودند.[6] اسرای عراق در اردوگاه‌هایی که از همه‌گونه امکانات برخوردار بود اسکان داده می‌شدند. آنان در ایران از حقوق ماهانه برخوردار بودند. علاوه بر این به نمازهای جمعه و به شهرهای زیارتی از جمله مشهد، قم، جمکران و... برده می‌شدند. در اردوگاه‌های نگاهداری اسیران عراق، کمیته فرهنگی، بهداشت و درمان، و کار دایر بود. این کمیته‌ها به ارائه خدمات به اسرا می‌پرداختند. برای مثال، 20 هزار نفر از اسرای بی‌سواد عراقی در کمیته فرهنگی اردوگاه‌ها باسواد شدند، به طوری که خود اقدام به نوشتن نامه برای بستگان خود می‌کردند. همچنین ۱۳۴ هزار جلد کتاب میان آنها توزیع شد.[7]

وضعیت و شرایط زندگی در اردوگاه‌ها به گونه‌ای بود که مجموعاً ۱۰ هزار و ۶۳۴ نفر از اسرا معادل 14 درصد کل آنان به هنگام آزادی، از بازگشت به کشور خود امتناع ورزیده و به جمهوری اسلامی ایران پناهنده شدند.[8] در این میان حدود 7500 نفر از آنان به‌صورت رسمی به صلیب سرخ اعلام کردند که به کشورشان بر نمی‌گردند. بیش از ۳ هزار نفر هم موضوع عدم بازگشت خود را اعلام نکردند، ولی هرگز به کشورشان بازنگشتند.[9] طی سال‌های اقامت در اردوگاه‌ها، ۹۶۰ نفر از اسیران عراقی حافظ کل قرآن، و به تعداد بیشتری حافظ نیم یا یک سوم قرآن شدند.[10]

در اردوگاه‌های اسیران عراقی در ایران عملیات واکسیناسیون و مراقبت‌های پزشکی و بهداشتی انجام می‌شد و اسرا به داروخانه و بیمارستان دسترسی داشتند.[11] برای آنها امکانات ورزشی از قبیل فوتبال، والیبال، تنیس و انواع و اقسام وسایل بازی و سرگرمی و تلویزیون، رادیو و ویدئو نیز فراهم بود.[12]

رفتار مأمورین ایرانی با اسرا نیز تحت نظارت بود و اگر یک سرباز ایرانی با اسرای عراقی بدرفتاری می‌کرد تنبیه می‌شد و از جمله اضافه‌خدمت می‌گرفت.[13]

در ایران به دفعات، زمینه دیدار اسیران عراقی با خانواده‌هایشان فراهم می‌شد؛ هرچند در موارد متعددی رژیم بعثی عراق با این‌گونه ملاقات‌ها مخالفت می‌ورزید و از سفرِ خانواده‌های اسیران عراقی به ایران جلوگیری می‌کرد.[14]

اسیران ایرانی

اسرای ایرانی جمعاً در 20 اردوگاه در عراق تقسیم شده بودند. این اردوگاه‌ها عموماً در مناطق سنی‌نشینی که طرفداران حزب بعث در آنها اکثریت داشتند واقع شده بود.[15]

اسرای ایرانی به پنج دسته تقسیم می‌شدند:

- نیروهای ارتش شامل دو دسته سربازان، و درجه‌داران و افسران که بیشتر در سال‌های اولیه جنگ و ماه‌های آخر جنگ به اسارت درآمده بودند؛

- نیروهای سپاه پاسداران شامل پاسداران در رده‌های فرماندهی و عادی؛

- نیروهای بسیجی از تمامی رده‌های سنی شامل دانش‌آموزان تا افراد سالخورده؛

- افراد غیرنظامی که مردم شهرهای مرزی ایران بودند و اکثراً در جریان تهاجم ارتش عراق به خاک ایران در اوایل جنگ به اسارت درآمدند.

- نیروهای انتظامی و ژاندارمری[16]

اسرای ثبت‌نام شده، ۴۸ درصد از جمعیت اسرا را دربر می‌‌گرفت که عمدتاً مدت اسارت آنها نسبت به اسیران ثبت‌نام‌نشده بیشتر بود. این دسته در اردوگاه‌‌های دو استان الانبار و موصل نگهداری می‌‌شدند. اما ۵۲ درصد اسرا مربوط به اسیران ثبت‌نام‌نشده بودند که اکثریت آن‌ها در نبردهای سال ۱۳۶۷ به اسارت درآمدند. این عده در اردوگاه‌‌های تکریت و سامرا نگهداری می‌‌شدند.[17]

در میان اسرا، نیروهای سپاه پاسداران مشمول بیشترین سخت‌‌گیری‌‌ها بودند؛ نظامیان عراقی در صورتی که به هویت این گروه پی می‌‌بردند یا در جبهه آنان را اعدام می‌کردند یا پس از جداکردن از سایر اسیران جنگی آنان را به اماکن نامعلومی منتقل می‌کردند. درحالی‌‌که نیروی سپاه براساس کنوانسیون ژنو در زمره‌ «نیروهای مسلح منظم کشوری» هستند. گروه دیگری از اسیران کسانی هستند که در سال‌های اسارت توسط مأموران عراقی به شهادت رسیده‌اند. اسامی این اسیران نیز در فهرست صلیب سرخ درج نشده بود.[18]

بخش محدود دیگر، اسیران زن بودند که در روزهای ابتدای جنگ بازداشت شده بودند و تا پایان سال ۱۳۶۲ همگی آزاد شده و به ایران بازگشتند.[19]

بسیاری از اسیران ایرانی از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم بودند[20] و خاطرات آنان گویای رنج و مشقت آنها در دوران اسارت است.[21]

اتاق‌های محل اسکان اسرای ایرانی از چهاردیواری‌های مستطیل‌شکل تقریباً به طول 20 و عرض 10 متر تشکیل شده بودند. دیوارهای آنها بتونی و کف سیمانی بود و چون الزاماً هفته‌ای یک بار کف آسایشگاه‌ها شسته می‌شد همیشه نمناک بودند؛ از این‌رو بسیاری از اسرا از پادرد و کمردرد ناشی از رطوبت رنج می‌بردند.[22] گاهی در یک اردوگاه به ابعاد 21×14 متر، 160 نفر اسکان داده شده بودند که به ناچار مجبور بودند برای خوابیدن روی یک شانه بخوابند.[23]

رژیم عراق برای کلیه اسرای ایرانی دو وعده جیره غذایی در شبانه‌روز در نظر گرفته بود. یکی صبحانه که چای، آش یا عدسی بود و وعده دیگر ناهار که معمولاً مقداری برنج با چیزی شبیه خورش بود. در بعضی از اردوگاه‌ها مانند «رمادیه 13» هر 30 روز یک بار مرغ می‌دادند که هر یک مرغ سهمیه 20 نفر بود. به هر اسیر یک سوم وعده‌های غذایی عادی غذا می‌رسید که این مقدار هم در فاصله سال‌های 1365 تا 1367 به تدریج کاهش یافته بود.[24]

ابتدای جنگ، اسرا را با همان لباس‌هایی که در جبهه به تن داشتند و غالباً پاره و خونین شده بود به اردوگاه منتقل می‌ساختند و گاهی تا 6 ماه همان لباس‌ها بر تن اسرا بود. این پدیده موجب شیوع شپش در بین اسرا شده بود.[25]

از لحاظ امکانات ورزشی در اردوگاه‌ها چیز قابل توجهی وجود نداشت و از امکانات تفریحی تنها یک فرستنده تلویزیون در اردوگاه یافت می‌شد که با پخش برنامه‌های مبتذل و تولیدات شبکه مجاهدین خلق و بعضی اخبار دروغین و ناامیدکننده، سعی در تضعیف روحیه اسرا داشت.[26]

جان اسیران ایرانی برای رژیم عراق اهمیتی نداشت. اسرای ایرانی، گاهی با شکنجه‌های بی‌رحمانه مأموران بعثی[27] و گاهی با شلیک بی‌دلیل نگهبانان مسلح در اردوگاه‌ها[28] به شهادت می‌رسیدند. از خواب و استراحت بسیاری از آنان تعمداً جلوگیری به عمل می‌آمد و از این طریق آسیب‌های جسمی و روحی شدید به آنان وارد می‌شد،[29] زدن اسرا با کابل به هنگام عبور از نقطه‌ای به نقطه دیگر،[30] اسفبار بودن وضعیت درمانی و بهداشتی در اردوگاه‌ها،[31] جیره‌بندی کردن آب آشامیدنی در تابستان یا آلوده‌کردن آنها،[32] وادار ساختن اسرا به جاروکردن محوطه اردوگاه با کف دست،[33] بی‌اعتنایی به بیماری‌های اسرا و به ویژه امراض واگیردار،[34] مخالفت با انجام مراسم مذهبی و جلوگیری از برگزاری آنها[35] بخشی از رفتار عادی مأموران عراقی با اسیران ایران در اردوگاه‌ها بود.

همچنین ناخن‌کشیدن، شوک‌های الکتریکی، خوراندن قرص‌های مخدر یا تزریق آمپول‌های بی‌حس‌کننده در ایام محرم و سوگواری‌ها، قطع آب اردوگاه، قطع جیره غذایی و حبس درون آسایشگاه، آویزان کردن اسرا از سقف، مجبور کردن اسیر به خوردن صابون یا پودر رختشویی و... از دیگر شکنجه‌های رایج در اردوگاه‌های اسیران ایران در عراق بود.[36]

در اردوگاه «رمادیه 13» در مدت زمان کوتاهی نزدیک به 1700 نفر از اسیران به بیماری پوستی «گال» مبتلا شدند.[37]

بعضی از افسران ارشد عراقی در خاطرات خود از موارد متعدد کشتن اسیران ایرانی در داخل اردوگاه‌‌ها و زندان‌‌ها پرده برداشته‌اند. بعثی‌ها نه تنها بر رفتار زندان‌‌بانان بازداشتگاه‌‌ها و زندان‌‌های خود نظارت نداشتند، بلکه در بسیاری از موارد با صدور احکام رسمی اقدام به ضرب و جرح و حتی اعدام اسیران ایرانی می‌کردند.[38]

عراقی‌‌ها از تماس اسرا با نمایندگان صلیب سرخ و مکاتبه‌ آن‌ها با خانواده‌‌هایشان غالباً ممانعت می‌کردند. این رفتار که به ویژه در مورد روحانیان و پاسداران، بیشتر صدق می‌‌کرد، باعث شده بود بسیاری از اسرای ایرانی تا چندین سال پس از اسارت بلاتکلیف بوده و در فهرست اسیران قرار نداشته باشند. تعدادی از اسرا تا پایان دوره اسارت موفق نشدند بستگانشان را از سرنوشت خود مطلع سازند. دریافت و ارسال نامه اسیران ایرانی ثبت شده نیز همواره با اختلال صورت می‌‌گرفت. این نامه‌‌ها گاهی در کانال سانسور عراق متوقف می‌‌شد. گاهی نیز برای فشار روحی به اسیران با دست‌‌کاری در نامه‌‌ها اخبار دروغین قید می‌‌شد. با مشاهده‌ این اعمال، یک‌بار کمیته‌ بین‌المللی صلیب سرخ طی یادداشتی اعلام کرد: «صلیب سرخ بین‌المللی با اطمینان کامل اعلام می‌‌کند که تعداد زیادی از اسیران جنگی ایران از زمان آغاز جنگ به‌‌طور عمدی از سوی مقامات عراقی پنهان نگاه داشته شده‌‌اند. آنان در مخفیگاه‌های غیر قابل دسترس زندانی هستند.»[39]

با همه این فشارها اسرای ایرانی هرگز در برابر دشمن بعثی کرنش نکردند و این به عنوان یکی از افتخارات در خاطرات آنان به ثبت رسیده است.[40]

 

آزادی اسیران

طی شهریور تا آذر سال ۱۳۶۰ مسئولان ایرانی پس از ماه‌ها تلاش و رایزنی توانستند با نظارت کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، اولین گروه از اسیران دو طرف شامل 102 اسیر ایرانی را با ۱۶۲ اسیر عراقی مبادله کنند.[41] در این مرحله، اسرای آزادشده ایرانی اعم از جنگی و غیر نظامی بودند، در حالی که اسرای آزادشده عراقی عموماً نظامیان آن کشور بودند. مبادله جزئی اسیران در سال‌های بعد نیز بین دو طرف تکرار شد. مسئولان ایرانی همواره تلاش داشتند اسیران معلول و آنان که جراحت‌های شدید داشتند به‌طور منظم با یکدیگر مبادله شوند. طرف عراقی غالباً در این مورد حاضر به همکاری نبود، اما دولت جمهوری اسلامی ایران طی ۲۱ مرحله تعداد 1341 نفر از اسرای بیمار و معلول را یک‌طرفه آزاد کرد و عراق نیز در اقدامی مشابه، ۹۴۶ نفر از اسیران معلول و بیمار ایرانی را که تعدادی غیر نظامی زن هم در بین آنها وجود داشت، آزاد کرد. همچنین در این فرایند پیکر مطهر ۵۷۰ اسیر شهید در اردوگاه‌های عراق نیز به ایران منتقل شد.[42]

با پذیرش مجدد پیمان الجزایر از سوی صدام، عراق پذیرفت به نشانه حسن نیت، از جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ از اراضی اشغالی ایران عقب‌نشینی کند و از همین روز، مبادله فوری و همه جانبه اسرای جنگ را از طریق مرزهای زمینی و از راه خانقین - قصرشیرین و دیگر راه‌های مورد توافق آغاز کند.[43]

با این توافق، ارتش عراق ظرف پنج روز تا ۳۰ مرداد ۱۳۶۹ به پشت مرزهای خود عقب‌نشینی کرد و به اشغال خاک ایران خاتمه داد. سپس اولین گروه هزار نفره اسرای ایرانی در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ از مرز خسروی وارد خاک ایران شدند و روز بعد به همین تعداد از اسرای عراقی به کشورشان بازگشتند. این آزادی در روزهای بعد نیز ادامه یافت و تا اواخر شهریور ۱۳۶۹ تعداد ۴۰ هزار نفر از اسیران از هر کشور و در مجموع ۸۰ هزار اسیر آزاد شدند ولی جریان مبادله اسرا از این تاریخ متوقف شد. تا این لحظه ۵۵ هزار و ۴۳۸ نفر از اسرای عراقی در ۱۰۳ مرحله و ۳۹ هزار و ۴۱۷ نفر از اسرای ایرانی در ۷۰ مرحله مبادله شدند. عراق و ایران از آزاد کردن بقیه اسرا خودداری کردند و گفتند که آنها پناهنده شده‌ یا فوت کرده‌اند.[44] کمیسیون اسرای جنگی ایران اعلام کرد ۹ هزار نفر از اسرای عراقی به ایران پناهنده شده‌اند. عراق هم اعلام کرد که تعدادی از اسرای ایرانی از بازگشت به ایران امتناع کرده‌اند و تعداد ۲ هزار اسیر ایرانی هم در دوران اسارات در زندان‌های عراق فوت کرده‌اند.[45]

هنگام تبادل مشخص شد که از میان اسیران آزادشده ایرانی جمعاً تعداد 20 هزار و ۳۱۳ نفر آنها از چشم نمایندگان صلیب سرخ مخفی نگه داشته شده بود و تا زمان مبادله، دولت ایران و خانواده این افراد از آنها هیچ‌گونه اطلاعاتی نداشتند.[46]

در طول جنگ، ده‌ها هزار نفر از سربازان و نظامیان دو کشور نیز مفقود شدند که تکلیف برخی از آنها حتی پس از سقوط صدام و فروپاشی حکومت بعث مشخص نشد. در سال ۱۳۸۰ عراق مدعی ۶ هزار مفقود و ایران مدعی ۳ هزار مفقود بود که به احتمال زیاد آمار پناهندگان دو کشور نیز در آنها منظور شده است.[47]

پس از آزادی و بازگشت اکثر اسیران به کشور، برای حمایت از آنان مقرراتی در ۱۳ آذر ۱۳۶۸ در مجلس شورای اسلامی تصویب شد.[48] از این تاریخ، اسیران ایرانی «آزادگان» نام گرفتند. به موجب مقررات یادشده، رئیس‌جمهور مسئول نظارت بر حسن اجرای این قانون بود و مسئول ستاد رسیدگی به امور آزادشدگان را تعیین می‌کرد.[49] بر این اساس، «ستاد رسیدگی به امور آزادگان ریاست‌جمهوری» تأسیس شد.[50] رسیدگی به درمان، تحصیل، اشتغال و امور معیشتی آزادگان ازجمله وظایف این ستاد شمرده شده است.[51] این ستاد بیش از ۲۷۰ دفتر در سراسر کشور تشکیل داد و ارائه خدمات به آزادگان را در زمینه‌های گوناگون آغاز کرد. این ستاد توانست نزدیک به ۹۶ درصد (بیش از ۳۶ هزار نفر) از آزادگان را در دستگاه‌های دولتی و غیردولتی مشغول به کار کند. تا سال ۱۳۷۵، بیش از ۵۳۰۰ نفر از آزادگان موفق به راهیابی و تحصیل در مؤسسات عالی کشور شدند که از این عده ۳۶۵ نفر در رشته پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی و ۴۰۶ نفر در رشته‌های مهندسی و سایر رشته‌ها پذیرفته شدند.[52]

 

کتابشناسی درباره اسرای ایرانی

از دهه 60 خورشیدی به بعد، آثار زیادی درباره زندگی اسرای ایرانی در عراق و مصائب و مشکلات آنها منتشر شده است. از مهمترین این آثار می‌توان به عناوین زیر اشاره کرد:

«اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی»، «فرزند ابوتراب»، «ملاصالح»، «من زنده‌ام»، «دارزن»، «غروب هشتم اسفند»، «تکه‌های کوچک سیب»، «مثل صفحه شطرنج»، «پنج‌خطی»، «ارشد سلطنتی»، «گل کاشتی عباس»، «چند وجب جای خالی»، «عکس دسته‌جمعی»، «نغمه‌های کبود»، «بوسه بر دست استاد»، «آزادی بیان»، «یک سه هزارم»، «جنگ، اسارت، مذاکره»، «الفبای اسارت»، «صدای شکستن استخوان»، «مگه کربلا رفتن زوریه؟»، «آموزش عربی در اسارت»(چهار جلد)، «تنفس ممنوع»، «از فیضیه تا الرشید»، «هفتخوان»، «ممد یزدی»، «دور از چشم صلیب»، «تابستان 1369»، «زمان ایستاده بود»، «جز زیبایی ندیدم»، «من 15 ساله بودم»، «آزاده در بند»، «کمپ 9»، «سلول‌های انفرادی»(دو جلد)، «بوی عنبرم، «همراهان قاطع 1»، «عشق پایدار»[53]

با وجود این به نظر می‌رسد موضوع اسرا هنوز در عرصه کتاب‌نویسی، مقاله‌نویسی، فیلم‌سازی و... بسیار جای پرداختن دارد. این مهم از تأکیدات رهبر انقلاب نیز هست. ایشان در ۲۵ مرداد ۱۳۹۱ در دیدار با جمعی از اسرا و آزادگان، از کم‌کاری در زمینه بازخوانی و بازگویی حقایق دوران اسارت در عرصه‌های مکتوب و هنری انتقاد کردند و افزودند:

«ما باید چندین برابرِ آنچه که تاکنون کتاب نوشته شده است، در این خصوص کتاب داشته باشیم. ما باید فیلم‌های هنری برجسته‌ای از وضع آزادگانمان در اردوگاه‌ها و زندان‌ها داشته باشیم.»[54]

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. درویشی، فرهاد، جنگ ایران و عراق، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، چ 1، ۱۳۸۶، ص ۹۱.

[2]. درویشی، همان، ص ۲۶۹؛ مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، مقاله: «آمار و فرایند تبادل اسرای ایرانی و عراقی».

[3]. «طعم شیرین نوشتن زیر حس تلخ اسارت»، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، بخش مقالات، به نقل از: «خبرگزاری کتاب ایران».

[4]. سرهنگی، مرتضی، اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسرای عراقی، تهران، سروش، قصه ارباب معرفت، چ 1، ۱۳۶۳، ج 2، ص۴۸ - ۵۴.

[5]. سرهنگی، همان، ج 1، ص ۱۲۴ - ۱۲۵.

[6]. مؤسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، «اقدامات و خدمات ایران برای رفاه اسرای عراقی»، با استفاده از: محمدحسن حبیبیان، شاداب عسگری، «اسرای عراقی یا میهمان»، سازمان حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی، تهران، ۱۳۹۱؛ محمد حسن باقری و شاداب عسگری، «جنگ تحمیلی فرصتی برای احیای عزت و شرف ایران اسلامی»، ج ۲، تهران، انتشارات اندیشه عصر، ۱۳۸۸.

[7]. مؤسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، همان.

[8]. مؤسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان، همان.

[9]. خبرگزاری دفاع مقدس: «روایتی از ۱۰ هزار اسیر عراقی که نمی‌خواستند به کشورشان برگردند»، کد خبر: ۶۴۸۵۸۱، تاریخ انتشار: ۱۳ بهمن 1402.

[10]. «رفتار ایران با اسرای عراق چگونه بود»، خبرگزاری جمهوری اسلامی، کد خبر: 84857300،  ۲۶ مرداد ۱۴۰۱.

[11]. «رفتار ایران با اسرای عراق چگونه بود»، همان.

[12]. «وضعیت رفاهی، آموزشی و بهداشتی اسیران عراقی در ایران چگونه بود؟»، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس.

[13]. تاریخ شفاهی ایران، مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری، «گفت‌وگو با مسئول اردوگاه اسرای عراقی».

[14]. درویشی، جنگ ایران و عراق، همان، ص ۹۲.

[15]. علی‌اصغر زمانی، بررسی وضعیت اسرای ایرانی در اردوگاه‌های عراقی، 1382، تهران، انتشارات سروش، صص 114-124.

[16]. عزیزی، مجتبی، نگاهی به وضعیت اسیران ایرانی در عراق، فصلنامه مطالعات تاریخی، ش 29، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، تابستان 1389، ص 143 - 144.

[17]. «روایتی از رفتار مقامات عراقی با اسیران ایرانی»، سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی، کد خبر: ۹۲۰۵.

[18]. «روایتی از رفتار ....»، همان.

[19]. امیراحمدی، علی‌‌اکبر، اسارت از دیدگاه قرآن و حدیث با تأکید بر نقد رفتار با اسیران جنگ تحمیلی و جریان‌‌های تکفیری، رساله دکتری علوم ‌‌قرآن و حدیث، دانشگاه تهران، 1397، ص 144-141؛ داعی، علی، مسئولیت بین‌‌المللی نقض حقوق اسیران جنگی ایرانی در عراق، پایان‌نامه کارشناسی ارشد حقوق بین‌‌الملل، دانشگاه تهران، 1386، ص 59 - 64.

[20]. ستاد رسیدگی به امور آزادگان ریاست جمهوری، مقاومت در اسارت، تهران، چ 1، ۱۳۷۴، ج 1، ص۴۰ - ۴۵.

[21]. خامه‌یار، محمد، اولین‌های دفاع مقدس، قم، رهپویان، چ 2، ۱۳۸۳، ص ۲۱۱ – ۲۱۴.

[22]. جعفری، قاسم، خوشه‌های خاطره، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چ 3، زمستان 70، ص 260.

[23]. توسلیان، ناهید، شکوفایی هنر در اسارت، دانشگاه سوره، ص 15.

[24]. عزیزی، مجتبی، همان، ص 146.

[25]. عزیزی، مجتبی، همان، ص 146.

[26]. عزیزی، مجتبی، جهنم تکریت، انتشارات سوره مهر، 1390، ص 43.

[27]. سنگری، محمدرضا و مهدی عبداللهی، عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس، مرکز تحقیقات اسلامی، ۱۳۸۰، ج 3، ص ۱۰۸.

[28]. تقی‌زاده اکبری، علی، عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس، تهران، مرکز تحقیقات اسلامی، چ 1، ۱۳۸۰، ج 2، ص ۱۲۷.

[29]. رحمانیان، عبدالمجید، «پاک باش و خدمتگزار»، ناشر: نمایندگی ولی فقیه در امور آزادگان، معاونت فرهنگی، 1381، ص ۵۲.

[30]. بختیاری دانشور، داوود، ما همه سرباز بودیم، تهران، سوره، چ 2، ۱۳۸۸، ص ۳۱۰.

[31]. براتی، محمدرضا، ترنم رهایی، مشهد، زلال‌‌اندیشه، چ 1، ۱۳۸۷، ص ۱۱۶.

[32]. براتی، همان، ص ۹۶ - ۱۲۰.

[33]. بختیاری دانشور، داوود، مردی که خواب نمی‌دید، تهران، سوره، چ 1، ۱۳۸۵، ص ۳۱۶ - ۳۱۷.

[34]. عبداللهی، سرفراز، قنوت در قفس، قم، نسیم حیات، چ 1، ۱۳۸۴، ص ۳۱ - ۵۹.

[35]. سنگری و عبداللهی، عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس، همان، ص ۱۰۲ - ۱۱۵.

[36]. عزیزی، مجتبی، همان، ص 149.

[37]. عزیزی، مجتبی، همان، ص 148.

[38]. خبرگزاری دفاع مقدس، رژیم بعث؛ ناقض کنوانسیون سوم ژنو در رفتار با اسرای ایرانی، کد خبر: ۶۸۵۲۳۴، تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۴۰۳.

[39]. خبرگزاری دفاع مقدس، همان.

[40]. ستاد رسیدگی به امور آزادگان ریاست جمهوری، مقاومت در اسارت، همان؛ ستاد رسیدگی به امور آزادگان ریاست جمهوری، نامه‌ها سفیران مقاومت، تهران، چ 1، ۱۳۷۶.

[41]. ستاد رسیدگی، مقاومت در اسارت، همان، ص ۴۰.

[42]. مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، «آمار و فرایند تبادل اسرای ایرانی و عراقی».

[43]. متن نامه‌های مبادله‌شده بین رؤسای جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، 1380، ص 64.

[44]. حسین علایی، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، انتشارات مرز و بوم، 1395، جلد 2، ص 493.

[45]. «پشت پرده آزادی اسرای جنگ ایران و عراق»، خبرگزاری جمهوری اسلامی: 25 مرداد ۱۴۰۱، کد خبر: 84856156.

[46]. مؤسسه فرهنگی پیام آزادگان، همان.

[47]. «پشت پرده آزادی اسرای جنگ ایران و عراق»، همان.

[48]. امینیان مدرس، محمد، مفقودان و ایثارگران از دیدگاه حقوقی و قوانین حمایتی، تهران، سمت، چ 1، ۱۳۸۰، ص ۲۸۰.

[49]. امینیان مدرس، همان، ص ۲۸۶.

[50]. امینیان مدرس، همان، ص ۲۸۶.

[51]. امینیان مدرس، همان، ص ۲۸۰ – ۲۸۶.

[52]. «بازگشت آزادگان»، سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، بخش مقالات.

[53]. خبرگزاری‌های ایبنا، تسنیم و موسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان.

[54]. روزنامه اطلاعات، 26 مرداد 1391، ش 35388، ص 1 - 2.



 
تعداد بازدید: 21


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: