انقلاب اسلامی :: هارولد اچ ساندرز

هارولد اچ ساندرز

معاون ستاد، سازمان اطلاعات مرکزی واشنگتن.دی.سی (1961 تا 1968/ 1340 تا 1347)

04 فروردین 1404

مترجم: ناتالی حقوردیان

هارولد ساندرز[1] در فیلادلفیا به دنیا آمد و تحصیل کرد و مدرک کارشناسی خود را در رشته تمدن آمریکا از پرینستون گرفت. در سال 1956 دکترای خود را در رشته مطالعات آمریکا از ییل گرفت. پس از مدتی هارولد ساندرز در نیروی هوایی، کار دولتی خود را با آژانس اطلاعات مرکزی آغاز کرد. سپس به شورای امنیت ملی و بعد به وزارت امور خارجه رفت. زمانی که در وزارت خارجه بود، از نزدیک در برخی رویدادهای مهم سیاست خارجی مانند روند صلح خاورمیانه و بحران گروگان‌گیری در ایران مشارکت داشت، که در مورد آنها مطالب زیادی نوشت. توماس استرن در سال‌های 1993 و 1994 با او مصاحبه کرد.

 

سئوال: اجازه دهید اکنون به ایران در دوره 67 - 1961/ 46 - 1340 بپردازم. چرا برای ایالات متحده مهم بود و سیاست ما در قبال ایران چه بوده است؟

ساندرز: ایران هسته مرکزی نگرانی‌های ما بود چون خلیج فارس برای رفاه اقتصادی ما مهم بود. ایران علاوه بر تولیدکننده بزرگ نفت، حائلی بین شوروی و میادین نفتی خلیج فارس نیز بود. با نزدیک‌ شدن روابط ما با ایران، از قلمروی آن برای شنود و نظارت بر برنامه‌های هسته‌ای و موشکی شوروی استفاده می‌کردیم. در دوره‌ای که سنتو ابزار مهم سیاست خارجی ما بود، ایران و آمریکا عضو سازمان پیمان مرکزی بودند. پاکستان نیز به دلیل نزدیکی به شوروی به عنوان یک کشور مهم در نظر گرفته می‌شد. حتی در سال 1961/1340 و دوره بعد، متوجه شدیم که شاه کنترل کامل کشورش را در دست ندارد. می‌دانستیم که او دشمنان قدرتمندی دارد و از این‌رو نگران ثبات سلطنت و رویدادهای پس از سقوط شاه بودیم. با افزایش کنترل شاه بر کشورش، اهمیت او برای ما بیشتر شد. در دهه 1960/1340، ما به اندازه دهه‌ بعدی یعنی 1970/1350 نگران رفتار شاه نبودیم. در دهه 1960 درگیر شبح شوروی و نیاز به ایجاد ثبات در کشور بودیم. همیشه امیدوار بودیم که شاه در نهایت پایگاه سیاسی خود را گسترش دهد، اما در دهه 1960، نگران بودیم که آیا او می‌تواند در قدرت باقی بماند.

در طول دولت کندی، مأموران سیا موظف بودند اسناد کشور محل خدمت را تهیه کنند. این یکی از مقالاتی بود که این فرصت را به من داد تا اولین سفر خارج از کشور را پس از پیوستن به شورای امنیت ملی انجام دهم. من با کارمند میز وزارت خارجه و یکی از کارکنان برنامه‌ریزی سیاستگذاری به الجزایر رفتم. از آنجایی که الجزایر به تازگی استقلال پیدا کرده بود، ما به‌عنوان یک تیم برای تهیه یک سند سیاستگذاری برای آن کشور رفتیم. من یک بار دیگر در اوایل سال 1967 برای آمادگی به‌عنوان کارمند ارشد شورای امنیت ملی در منطقه سفر کردم. در اواخر همان سال جنگی در خاورمیانه در گرفت، اما دیدن این منطقه از نزدیک مفید بود. بعد از سال 1967، خیلی بیشتر سفر کردم، مطمئنم که بعداً در این مورد صحبت خواهیم کرد.

پی‌نوشت:

 

[1] Harold H. Saunders



 
تعداد بازدید: 14


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: