09 فروردین 1404
بخش دوم
به آتش کشیدن مسجد جامع کرمان
حمله به مسجد جامع کرمان در ۲۴ مهر ۱۳۵۷ توسط عوامل حکومت پهلوی که با شعار «جاوید شاه» به ساختمان مسجد یورش بردند، قرآنها را به آتش کشیدند، وسایل مسجد را سوزاندند و سپس با سنگ و چوب و پاره آجر به جمعیت داخل مسجد حمله کردند،[1] قطعاً یکی از فرازهای مهم انقلاب اسلامی است. این حادثه تنها دو سطر از سند لانه جاسوسی را به خود اختصاص داد:
«گروهی به مسجد جامع کرمان در زمان انجام فرایض مذهبی حمله کردند و موتورسیکلتها را به آتش کشیدند، عکسهای خمینی را سوزاندند و به مسجد خساراتی وارد کردند و سپس به نمازگزاران حمله کردند.»[2] در این گزارش کوتاه نه اشارهای به شهادت ۵ نفر از نمازگزاران[3] شده، نه اشارهای به سوزاندن قرآنها شده، و نه از وابستگی مهاجمین به حکومت شاه سخنی به میان آمده است.
حادثه ۱۳ آبان ۱۳۵۷
یکی از وقایع ماندگار تاریخ انقلاب اسلامی ایران حادثه ۱۳ آبان ۱۳۵۷ و یورش نظامیان به دانشآموزان و دانشجویان در دانشگاه تهران است. این حادثه که تعداد زیادی شهید و مجروح بر جای گذاشت باعث شد دکتر ابوالفضل قاضی وزیر علوم به نشانه اعتراض از مقام خود استعفا کند.[4] اما در سند لانه جاسوسی بسیار کم اهمیت تلقی شد:
«سربازان خواستار متفرقشدن تظاهرکنندگان شدند ولی آنان به طرف سربازان سنگ و بطری پرتاب کردند. سپس سربازان اقدام به شلیک گاز اشکآور و تیراندازی هوایی کردند و سرانجام به سوی جمعیت تیراندازی کردند. دولت منکر تلفات است. رئیس دانشگاه گفت ۱۱ نفر زخمی شده و کسی کشته نشده است. ولی این تیراندازی مانع مردم در غارت و چپاول بانکها و مغازهها در نقاط دیگر شهر نشد».[5]
دفاع از روی کار آمدن ازهاری
روز ۱۴ آبان ۱۳۵۷ شاه قبل از برکناری شریفامامی و جایگزینی ارتشبد غلامرضا ازهاری به عنوان نخستوزیر جدید، موضوع را به اطلاع سفیران آمریکا و انگلیس رساند و با آنان به مشورت پرداخت.[6] سفارت آمریکا از این انتصاب به صورت ضمنی دفاع کرد و آن را نتیجه رفتار مردم خواند:
«زمانی که نیروهای حکومت نظامی به اخلالگران اجازه دادند تا در تهران به خشونت بپردازند و به میل و خواستشان بسوزانند و حملهور شوند، اغتشاشات ادامه یافت تا اینکه در ۶ نوامبر شاه دولت جدیدی را معرفی کرد که افسران ارتش مقامهای کلیدی کابینه را بر عهده گرفتند».[7]
پس از این انتصاب، یک سند نوشت:
«بسیاری از ایرانیها خواستار اصلاحات هستند، نه خلع شاه. همان مردمی که دو هفته پیش میگفتند شاه باید برود، حالا او را شخصیتی مناسب برای دوره گذار میپندارند»! در همین تحلیل از احتمال بازگشت محبوبیت حزب رستاخیز در جامعه نیز سخن به میان آمده است.[8]
ازهاری در نخستین دیدار رسمیاش در مقام نخستوزیر با «ژنرال گست» فرمانده نظامیان آمریکا در ایران ملاقات کرد. گست در این دیدار حمایت کامل دولت آمریکا از وی را اعلام کرد.[9]
حمله به زائران حرم امام رضا(ع)
حمله مأموران امنیتی حکومت پهلوی به زائران حرم حضرت امام رضا(ع) و کشتار آنان در سوم آذر ۱۳۵۷، سبب اعلام عزای عمومی در پنجم آذر از سوی مراجع عظام شد[10] این حادثه در یکی از اسناد، در یک سطر و در حد «ادعای مخالفین» خلاصه شد:
«ادعا میشود در مشهد سربازان وارد حرم امام رضا(ع) شده و در آنجا تیراندازی کردهاند».[11] با این وجود، همین سند به واکنش مردم و مراجع و راهپیمایی اعتراضآمیز آنان اشاره کرده است.[12]
فهرست خارجکنندگان ارز از کشور
در رابطه با انتشار فهرست اسامی مقامات دولتی که طی سال 1357 میلیونها دلار ارز از کشور خارج کرده و به حسابهای خود در بانکهای آمریکایی و اروپایی واریز کردند، یک سند از قول مدیرکل امور بینالملل بانک مرکزی، اسامی و ارقام ذکر شده را «ساختگی» خواند و از قول دادستان کشور نوشت که «راجع به صحت و سقم آن تحقیق خواهد کرد و اگر حقیقت نداشته باشد تهیهکنندگان فهرست محاکمه خواهند شد».[13]
این سند به نقل از یک مقام دولتی نوشت: «انتظار این است که بانک مرکزی فهرست را تکذیب کند» و معاون وزیر اقتصاد نیز فهرست را «جعلی» خواند.[14]
تظاهرات آغاز ماه محرم
در آستانه فرارسیدن ماه محرم (۱۱ آذر 1357 برابر با اول محرم) و در شرایطی که تمامی محافل داخلی و خارجی از عزم یکپارچه مردم برای گسترش ابعاد انقلاب در این ماه سخن به میان میآوردند، روز ۸ آذر یک سند لانه جاسوسی دیدگاه بعضی ژنرالهای وفادار به شاه در لزوم سرکوب خونین ناراضیان را انعکاس داد. در این سند نویسنده از ذکر نام خود و نام مصاحبهشوندگان خودداری کرد. عبارات زیر، برگرفته از اظهارات چند تن از افسران است:
«اکثر مردم ایران، مسلمانان قرص و محکمی نیستند. تعدادی از آنها آدمهایی هستند که برای مردم دردسر درست میکنند. آنها باید دستگیر و تیرباران شوند و پس از آن دیگر هیچ مشکل مذهبی وجود نخواهد داشت».
«اگر دولت نظامی تصمیم بگیرد که حکومت نظامی برقرار شود، باید حتی به قیمت کشتهشدن بسیاری از مردم برقرار گردد».
«شهرهای کوچکی مثل قم که سرچشمه نارضایتیها هستند باید محاصره و در صورت نیاز تخریب و ویران شوند. به گروه کوچکی از شهروندان ناراضی نباید اجازه اخلال در تمام کشور را داد».
«رهبران اعتصابکنندگان باید دستگیر، زندانی و تیرباران شوند تا اعتصابی به وجود نیاید».[15]
در مورد تظاهرات شب اول محرم، اسناد لانه جاسوسی کاملاً با تبلیغات دولت ازهاری همسو بود. این اسناد به تلفات سنگین مردم در شب اول محرم در میدان سرچشمه[16] اشاره نکرد اما اظهارات ازهاری را که گفته بود «تظاهرات شبهای اول محرم ناشی از برنامهریزی حزب توده بود»[17] انتشار داد.
ازهاری برای توجیه جنایات خود مدعی شد که بعضی تظاهرکنندگان در این شبها علیه نیروهای امنیتی از سلاح استفاده کردهاند.[18] و سند لانه جاسوسی نیز ضمن تأیید این ادعا نوشت: «از داخل یک خودرو که از کرج به تهران میآمد تعدادی اسلحه کشف شد.»[19] این سند همچنین ادعا کرد که فریادهای شبانه مردم و صداهای مربوط به تیراندازیها صدای ضبط صوتهاست.[20]
ازهاری با الگو گرفتن از این فضاسازی سفارت آمریکا در ۱۳ آذر ادعا کرد «فریادهای شبانه بر بام خانهها جنگ روانی است» و از مردم خواست به آن بیاعتنا باشند.[21] و در ۱۵ آذر در جمع نمایندگان مجلس سنا گفت: «صدای شبانه اللهاکبر بر فراز بامها، صدای نوار ضبطصوت است که با بلندگو پخش میشود».[22]
روز ۱۶ آذر ۱۳۵۷ سولیوان در سندی همسو با تبلیغات ازهاری و به نقل از اعلامیه حکومت نظامی اعلام کرد: «بعضی از تظاهرکنندگان برای تسهیل در حمل اسلحه، چادر به سر میکنند، یا سرهای خود را میتراشند یا اونیفورم نظامی میپوشند تا وانمود کنند نظامیان به مردم پیوستهاند. آنان بر بامها، از نوار ضبطصوت و بلندگو استفاده میکنند و پودر قرمز در جویها میریزند تا بگویند خونریزی شده است و...».[23]
این در حالی بود که آنتونی پارسونز سفیر انگلیس تصریح داشت: «تنها در شب اول محرم ۵۰۰ نفر در تهران توسط سربازان کشته شدند».[24]
تاسوعا و عاشورای حسینی
در آستانه برگزاری راهپیماییهای باشکوه تاسوعا و عاشورای حسینی، اسناد لانه جاسوسی حاکی از نگرانی مقامات سفارت آمریکا بود. بعد از اینکه ازهاری اعلام کرد که در روزهای تاسوعا و عاشورا مقررات حکومت نظامی وجود نخواهد داشت، سولیوان نگرانی خود را ابراز کرد و ازهاری نیز به وی اطمینان داد که «اقدامات لازم پیشبینی شده و با هرگونه خشونت مقابله خواهد شد».[25]
همزمان با برگزاری تظاهرات تاسوعا یک سند با نارضایی نوشت: «راهپیماییها جز خونریزیهای فراوان ثمری نخواهد داشت»[26] این در حالی بود که سندی دیگر با اشاره به حضور میلیونی مردم در تظاهرات تاسوعا تصریح داشت: «نه اقدامات خشونتآمیز گزارش شده، و نه اقدامات ضد آمریکایی.»[27] این جمله درباره تظاهرات روز عاشورا نیز تکرار شد: «ما گزارشی از خشونت و درگیری دریافت نکردیم».[28]
توجیه حمله به بیمارستان شاهرضای مشهد
یکی از اسناد حاوی مصاحبهای است با پرویز آموزگار رئیس دانشگاه شاهرضای مشهد راجع به حمله 23 آذر نظامیان به بیمارستان این دانشگاه. در این حمله عدهای از پزشکان و بیماران شهید یا مجروح شدند. سند با استناد به این مصاحبه تلاش دارد تا حمله نظامیان به بیمارستان را توجیه کند. پرویز آموزگار در این مصاحبه میگوید:
«بعد از حادثه حمله به مسجد جامع کرمان (۲۷ مهر) رهبران روحانی اعلام کردند که دیگر مساجد برای تجمع مردم امن نیست و گردهماییهای بعدی باید در منازل مراجع یا در بیمارستانها برگزار شود. در نتیجه مراکز پزشکی و از جمله بیمارستان شاهرضای مشهد صحنه تجمع مردم انقلابی شده بود و این تجمع دلیل حمله نظامیان بود ... در پی این حمله، پزشکان بیمارستان به حمایت از مردم، کارتهای بیمه درمانی نظامیان را نادیده گرفته از آنها برای درمان پول مطالبه کردند و نظامیان نیز احساس کردند که از ارائه خدمات پزشکی به آنان مضایقه میشود».[29]
محتوای این سند به روشنی نشان میدهد که سفیر آمریکا درصدد موجه جلوهدادن جنایت نظامیان حکومت پهلوی در حمله به بیمارستان مشهد بوده است.
حمایت از تظاهرات به نفع شاه
در ماههای آذر و دی 1357 با برنامهریزی حزب رستاخیز، تظاهرات پراکندهای به حمایت از شاه در بعضی نقاط کشور به راه افتاد و بازتاب گستردهای در اسناد لانه جاسوسی یافت. یک سند در ۲۴ آذر به برگزاری چند نمونه از این راهپیماییها در شهرهای مشهد، آبادان و اراک اشاره کرد.[30] سند بعدی به تاریخ ۲۵ آذر به شرح تظاهرات مشابهی در شهرهای اصفهان و شیراز پرداخت.[31] در این اسناد، به نقش بعضی رجال پهلوی از جمله اردشیر زاهدی در تحریک مردم برای ایجاد اینگونه تظاهرات به نفع شاه اشاره شده است.[32]
سند دیگری به تظاهرات عدهای به طرفداری از شاه در اطراف کاخ نیاوران اشاره کرده و سولیوان تعداد آنان را ۱۵۵ نفر ذکر کرده است.[33]
یکی از اسناد فاش کرد که تظاهرکنندگان حامی حکومت پهلوی، روستاییانی هستند که برای این کار به شهرها آورده شدهاند: «اقدام نظامیان در آوردن روستائیان به شهر اصفهان برای انجام تظاهرات به نفع شاه، موجب تنفر مخالفان شاه شده است».[34] در این سند به غارت و تاراج مغازهها به وسیله تظاهرکنندگان طرفدار شاه اشاره شده است.[35]
حمایت از جبهه ملی
بعد از راهپیماییهای تاسوعا و عاشورا، نقش سفارت آمریکا در تشویق شاه به روی کار آوردن دولتی برخاسته از جبهه ملی آشکار شد. در ۲۰ آذر، سولیوان موضوع تشکیل دولت ائتلافی با شرکت جبهه ملی را مطرح کرد و نوشت: «اقداماتی در جریان است تا از طریق بازی با افکار عمومی رهبریت مخالفین از دست خمینی بیرون آورده شود. شاه همیشه استدلال کرده که میتواند با جبهه ملی در مورد تشکیل یک سلطنت مبتنی بر قانون اساسی مذاکره کند».[36]
یک سند به تاریخ ۲۵ آذر به دیدار شاه با کریم سنجابی از جبهه ملی اشاره کرده[37] و سند دیگر در 27 آذر با اشاره به اعلامیه امام خمینی در مورد عزای عمومی در این روز، تأکید کرده که «جبهه ملی نیز این دعوت را پذیرفته است.»[38] در این سند درخواست جبهه ملی مبنی بر اینکه «مردم در این روز برای اجتناب از درگیری از خانههای خود بیرون نیایند» برجسته شده است.[39]
در همین راستا درخواست شاه از غلامحسین صدیقی عضو جبهه ملی برای عهدهداری منصب نخستوزیری بازتاب گستردهای در اسناد داشت. این درخواست در ۲۷ دی در دیدار صدیقی با شاه مطرح شد و نامبرده برای پاسخگویی به این دعوت، از شاه مهلت خواست.[40] یک سند تصریح دارد که «صدیقی در تلاشهایش برای تشکیل یک دولت جدید، ترجیح میدهد روابط خود را با خمینی قطع کند.»[41] سندی دیگر از قول بی.بی.سی به تمجید از صدیقی پرداخته مینویسد: «او وزیر کابینه مصدق بوده و هنوز از اعتبار برخوردار است.» این سند نیز همچون سند پیشین تاکید کرده که «صدیقی به بهای ابقای شاه مایل است رابطه خود را با خمینی قطع کند».[42]
سندی دیگری ادعا کرده که «رهبران برجسته مذهبی از سراسر کشور به قم آمده و با یکدیگر ملاقات کردهاند و درباره حمایت از غلامحسین صدیقی چنانچه موفق به تشکیل کابینه شود، با یکدیگر بحث و تبادلنظر کردند.» در همین سند از قول کریم سنجابی گفته شده که شرکت وی در کابینه منوط به خروج شاه از کشور است.[43]
یکی از اسناد به تاریخ ۶ دی، در تلاش برای اهمیت دادن به جبهه ملی مینویسد: «تیمسار ازهاری و تیمسار اویسی به شاه اولتیماتوم دادهاند که اگر به آنان اجازه داده نشود ظرف ۴۸ ساعت نظم و آرامش را به کشور بازگردانند، به جبهه ملی خواهند پیوست».[44]
حمایت از شاپور بختیار
فضاسازی تبلیغاتی سفارت آمریکا به نفع جبهه ملی چندان بینتیجه نیز نبود. بعد از آنکه صدیقی در سوم دی از قبول مسئولیت نخستوزیری امتناع ورزید، ناصر مقدم رئیس ساواک برای گزینش فرد دیگری از افراد جبهه ملی تلاش خود را از سر گرفت.[45] وی در 9 دی شاپور بختیار را که فرد دوم جبهه ملی محسوب میشد[46] به شاه معرفی کرد. بختیار در دیدار با شاه خواستههایی از جمله خروج شاه و جانشینشدن شورای سلطنت و انحلال ساواک را مطرح کرد[47] و شاه نیز پذیرفت. روز ۱۰ دی مجلسین شورا و سنا به شاپور بختیار رأی اعتماد دادند. ازهاری در 11 دی از نخستوزیری استعفا کرد و بختیار تلاش خود را برای تشکیل کابینه آغاز نمود.[48]
نگرانی از خروج شاه
حمایت سفارت آمریکا از بختیار چنان آشکار شده بود که حتی در روز ۱۲ بهمن 1357، روز ورود امام خمینی به کشور، تبلیغات و دیدگاههای دولت بختیار بیشتر از واقعیتهای مربوط به ورود امام، در اسناد لانه جاسوسی بازتاب یافته بود. اینکه «فقط ۵۰ نفر از مقامات اجازه استقرار در فرودگاه جهت مراسم استقبال را دارند»[49] اینکه «قطع برنامه پخش مراسم ورود امام از تلویزیون به علت نقص فنی بوده»[50] اینکه «اگر خمینی بخواهد رقیبی برای بختیار شود، وی و ارتش مقاومت خواهند کرد»[51] اینکه «رئیس ستاد ارتش به مهدی بازرگان اطلاع داده که هرگونه تغییری را تنها در چهارچوب قانون اساسی میپذیرد»[52] اینکه «فرماندار نظامی تهران اعلام کرد تظاهرات آرام تا سه روز آینده آزاد خواهد بود»[53] و ... عناوین مهمترین مطالبی بود که در اسناد لانه جاسوسی ذیل تاریخ ۱۲ بهمن 1357 دیده میشد.
وقتی امام خمینی در ۱۴ بهمن در حضور خبرنگاران داخلی و خارجی رئوس برنامههای خود را در مورد تشکیل دولت موقت اعلام کرد و از مذاکره با سران ارتش سخن به میان آورد و آنان را «برادران ملت» خواند[54] یک از اسناد، این موضع امام را «سرسختی خمینی» خواند و نوشت: «این ممکن است کشور را دچار برخورد سیاسی بزرگی کند که سریعاً به جنگ داخلی تبدیل شود.»[55] این سند از قول بختیار میافزاید: «کسانی که توسط خمینی منصوب شوند بازداشت خواهند شد».[56]
در سند دیگری سولیوان مواضع ناامیدانهتری دارد:
«آیتالله خمینی راهحلهای مصالحه را رد کرده و گفته که به زودی دولت موقت به ریاست بازرگان را تشکیل خواهد داد. نهضت آزادی نیز تلاش دارد تا بختیار را متقاعد به پذیرش مسئولیت وزارت جنگ کند و از ارتش بخواهد که به همراهی تن در دهد. اگر یکی از طرفین موضع خود را تعدیل نکند، آینده اسفباری در پیش روی خواهد بود... تنها راهحل این است که خمینی از ماهیت نیرویی که در مقابلش قرار دارد و او را به مصالحه خواهد کشاند، آگاه شود».[57]
سولیوان در ادامه به دفاع از قانون اساسی ایران برخاسته مینویسد: «استعفای بختیار به معنی پایان حیات قانون اساسی و گشوده شدن راه برای اقدام نظامی خواهد بود».[58]
سندی به تاریخ ۱۴ بهمن حاکی از یأس سفارت آمریکا از احتمال بازگشت شاه است و نشان میدهد که این سفارتخانه حتی به جانشینی رضا پهلوی نیز امید داشت: «منبع، برای شاه در این کشور هیچ آیندهای نمیبیند. ارتش، دچار ناآرامیهای داخلی شدید است. شورای سلطنت ممکن است مورد قبول سران ارشد نظامی نباشد. منبع، نتوانست در مورد امکان بازگشت ولیعهد برای ایفای نوعی نقش رهبری نظری ارائه دهد».[59]
سند دیگری به تاریخ ۱۵ بهمن 1357 به تشریح قدرت بختیار پرداخته، از قول وی مینویسد: «اجازه نمیدهم خمینی دولت تشکیل دهد و با پافشاری او هرگز استعفا نخواهم داد. تظاهرات آرام قابل تحمل است ولی به نظامیان دستور دادهام به روی کسانی که مسلح هستند یا کوکتلمولوتف دارند، آتش بگشاید. اگر بخواهند دست به جنگ مسلحانه شهری بزنند، تمام سران مخالف را بازداشت خواهم کرد. برنامههای خمینی در برقراری جمهوری اسلامی را که شکل دیگری از استبداد و خودکامگی است تحمل نخواهم کرد».[60]
سولیوان در سندی به تاریخ ۱۵ بهمن نوشت: «بختیار از ۱۰۰ نماینده مجلس که هنوز استعفا ندادهاند، خواست در محل کار خود باقی بمانند».[61]
بعد از آنکه در ۱۶ بهمن مهدی بازرگان از سوی امام خمینی به عنوان نخستوزیر موقت تعیین شد سفارت آمریکا با اعتماد به ادامه کار نمایندگان مجلس شورای ملی پیشبینی کرد: «مجلس، بختیار را کنار خواهد گذاشت و به بازرگان رأی اعتماد خواهد داد»![62]
پینوشتها:
[1]. روز شمار انقلاب اسلامی، دفتر ادبیات ...، مدخل ۲۴ مهر ۱۳۵۷.
[2]. اسناد لانه جاسوسی، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ج ۹، ص ۲۱۳ (سند ۱۰۴).
[3]. روزنامه کیهان ۲۵ مهر ۱۳۵۷.
[4]. عاقلی، باقر، روز شمار، ۱۳۷۶، ج ۲، ص ۳۷۲.
[5]. اسناد لانه جاسوسی، ص ۲۵۴ - ۲۵۵ (سند ۱۲۶).
[6]. همان، ص ۲۶۰ (سند ۱۳۱).
[7]. همان، ص ۱۰۹ (سند 52).
[8]. همان، ص ۱۶۴ - ۱۶۵ (سند ۸۰).
[9]. همان، ص ۲۶۳ (سند ۱۳۴).
[10]. هفتهزار روز تاریخ ...، بنیاد تاریخ...، 1371، ج 2، ص ۱۰۱۱.
[11]. اسناد لانه جاسوسی، ص ۳۵۵ (سند ۲۰۸).
[12]. همان، همان ص.
[13]. همان، ص ۳۷۷ (سند ۲2۳).
[14]. همان، ص ۳۷۸ (همان سند).
[15]. همان، ص ۳۸۵ و ۳۸۶ (سند ۲۲۶).
[16]. مرکز بررسی اسناد تاریخی، انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب ۱۷، ص ۵۴۴-۵۴۷.
[17]. اسناد لانه جاسوسی، ص ۴۳۶ (سند ۲۴۴).
[18]. همان، همان سند، همان ص.
[19]. همانجا.
[20]. همانجا، و ص ۴۶۰ (سند ۲۵۲).
[21]. همان، ص ۴۶۰ (سند ۲۵۲).
[22]. هفتهزار روز، همان، ص ۱۰۱۹.
[23]. اسناد لانه جاسوسی، ص ۵۰۸ (سند ۲۷۱).
[24]. پارسونز، غرور و سقوط، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1390، ص 166.
[25]. اسنادلانه جاسوسی، ص ۵۴۱ (سند۲۸۶).
[26]. همان، ص ۵۴۸ (سند ۲۸۹).
[27]. همان، ص ۵۵۰ (سند ۲۹۱).
[28]. همان، ص ۵۵۴ (سند ۲۹۵).
[29]. همان، ص ۶۴۷ (سند ۳۴۷).
[30]. همان، ص ۵۹۴ (سند ۳۱۹).
[31]. همان، ص ۵۹۵ (سند ۳۲۰).
[32]. همان، همان ص، بند شماره ۲.
[33]. همان، ص ۵۹۸ (سند ۳۲۳).
[34]. همان، ص ۶۲۴ (سند ۳۳۴).
[35]. همان، ص ۶۲۶.
[36]. همان، ص ۵۶۳ (سند ۲۹۹).
[37]. همان، ص ۵۹۷ (سند ۳۲۲).
[38]. همان، ص ۶۱۳ (سند ۳۲۹).
[39]. همان، همان سند، ص ۱۱۴.
[40]. همان، ص ۶۳۷ (سند ۳۴۰).
[41]. همان، ص ۶۴۰ (سند ۳۴۲).
[42]. همان، ص ۶۴۱ - ۶۴۲ (سند ۳۴۴).
[43]. همان، ص ۶۸۲ (سند ۳۶۵).
[44]. همان، ص ۶۸۶ (سند 367).
[45]. عاقلی، باقر، همان، ص ۳۸۲.
[46]. اسناد لانه جاسوسی، ص ۷۰۴ (سند ۳۸۰).
[47]. همان، ص ۷۰۴ - ۷۰۵ (سند ۳۸۰).
[48]. عاقلی، همان، ص ۳۸۳ - ۳۸۵.
[49]. اسناد لانه جاسوسی، ج ۱۰، ص ۱۱ (سند ۷) و ص ۱۳ (سند ۹).
[50]. همان، ص ۱۲ (سند ۹).
[51]. همان، ص ۱۴ (سند ۹).
[52]. همان، همان ص.
[53]. همان، ص ۱۵ (سند ۱۰).
[54]. مرکز بررسی...، همان، ج ۲۵، ص ۲۴۲.
[55]. اسناد لانه جاسوسی، ج 10، ص ۳۰ (سند ۲۵).
[56]. همان، همان ص، همان سند.
[57]. همان، ص ۳۴ - 35 (سند ۲۸).
[58]. همان، ص 35، همان سند.
[59]. همان، ص ۳۱ (سند ۲۶).
[60]. همان، ص ۳۸ (سند ۳۰).
[61]. همان، ص ۴۲ (سند ۳۲).
[62]. همان، ص ۵۱ (سند ۳۷).
تعداد بازدید: 12