انقلاب اسلامی :: فرار بنی‌صدر و رجوی

فرار بنی‌صدر و رجوی

03 شهریور 1405

احمد ساجدی

ابوالحسن بنی‌صدر در بهمن ۱۳۵۸ به عنوان اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد. او طی ۱۷ ماه با میدان دادن به گروهک‌های ضد‌انقلاب سبب تقویت آنان شد و در برابر اکثر مصوبات مجلس، قوه قضائیه‌، شورای نگهبان و برخی دیگر از نهادهای برخاسته از انقلاب ایستادگی کرد و گام‌های بلندی در جهت تضعیف وحدت مردم و نهادهای انقلابی کشور برداشت. نوع مدیریت او در مقام فرماندهی کل قوا از عوامل مؤثر در پیشروی سریع عراقی‌ها در خاک ایران طی ماه‌های اول جنگ تحمیلی بود.

بنی‌صدر سرانجام با فرمان امام خمینی در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ از فرماندهی کل قوا[1] و در اول تیر همان سال از منصب ریاست جمهوری[2] خلع شد. وی سپس با این احتمال که به زودی بازداشت خواهد شد، به منزل یکی از دوستان مورد اعتماد خود به نام «ناصر تکمیل همایون» که از اعضای «حزب ملت ایران» بود رفت و در آنجا مخفی شد. ناصر آنگونه که خود در بازجویی‌ها گفته به هیچ‌وجه در جریان طرح فرار بنی‌صدر نبوده و به او گفته بودند: «قصد این است که بنی‌صدر در فرصتی به بیت امام تحویل داده شود.»[3] وی در جای دیگری گفته بود: «من به این شرط خودم را در داخل معرکه کرده بودم و با آخرین روزهای حیات سیاسی بنی‌صدر گره زده بودم که وی را صحیح و سالم به بیت امام برسانم.»[4] او اعتراف کرد: «من در این عملیات در حقیقت به آلت فعل تبدیل شده بودم و مرا به بازی گرفته بودند.»[5]

بنی‌صدر از ابتدای ریاست جمهوری به سازمان مجاهدین خلق گرایش داشت و «حسین نواب صفوی» صاحب امتیاز روزنامه «انقلاب اسلامی»، در تکمیل این گرایش نقش بسزایی داشت.

او از اول تیر ۱۳۶۰ بعد از برکناری از ریاست جمهوری تا 6 مرداد آن سال یعنی موعد فرار، به مدت ۳۷ روز تحت مراقبت شبانه‌روزی سازمان مجاهدین خلق بود و رابط مستقیم وی با مجاهدین نیز حسین نواب صفوی بود.[6]

امام خمینی طی این مدت مایل بود بنی‌صدر از مخفیگاه خود خارج شود و تبدیل به یک شهروند عادی شده و به زندگی طبیعی خود ادامه دهد. ایشان در سخنانی در اول تیر ۱۳۶۰ خطاب به بنی‌صدر که مخفی و تحت‌الحمایه سازمان مجاهدین خلق شده بود، چنین اظهار داشتند:

‌‌«من الان هم نصیحت می‌کنم آقای بنی‌صدر را به اینکه نبادا در دام این گرگ‌هایی که در‌‎ ‎‌خارج کشور نشسته و کمین کرده‌اند بیفتید، و این آبرویی که از دست دادید بدتر بشود.»[7]

اما بنی‌صدر خود را در یک راه بدون‌ بازگشت قرار داده بود و کاملاً به دام مجاهدین خلق افتاده بود. به همین دلیل از یکسو در تشکیلات جدید مجاهدین خلق که با نام «شورای ملی مقاومت» در 30 تیر 1361 یعنی یک هفته قبل از فرار از کشور شکل گرفت، عضویت یافته بود[8] و از سوی دیگر موافقت کرده بود که محافظت از وی فقط برعهده مجاهدین خلق گذارده شود.[9] سودابه سدیفی از اعضای دفتر وی حتی می‌گفت: «بنی‌صدر طی همین مدت در پیغامی به رجوی بر ضرورت ترور سران حکومت نیز تأکید کرده بود.»[10]

طی این مدت بنی‌صدر هر روز سرنوشت خود را بیشتر از قبل به اراده سازمان مجاهدین خلق گره می‌زد و در این ارتباط حسین نواب صفوی مشوق وی بود. در همین ۳۷ روز اختفا بود که نقشه فرار بنی‌صدر و رجوی از کشور طراحی شد.

خلبان فراری‌دهنده سرهنگ بهزاد معزی بود؛ همان کسی که در ۲۶ دی ۱۳۵۷ شاه را از کشور خارج کرد و به مصر و مراکش برد و پس از پیروزی انقلاب، هواپیما را به تهران بازگرداند. معزی که به خاطر فراری دادن شاه از ایران هدایای فراوانی از وی دریافت کرده بود، قبل از بازگشت به ایران، موفق شده بود در آمریکا خانه‌ای برای خود خریداری کند. او پس از پیروزی انقلاب و بازگشت به ایران، مورد تشویق قرار گرفت و مدتی به فرماندهی پایگاه هوایی شیراز منصوب شد. اما در ۵ مرداد ۱۳۵۹ از ارتش اخراج شد. با این وجود، بنی‌صدر دوباره او را پس از شروع جنگ به نیروی هوایی بازگردانده بود.[11]

معزی ۶ ماه بعد از فراری دادن شاه، این بار برای فراری دادن بنی‌صدر و رجوی آماده شده بود. در عملیات فرار، یک تیم از اعضای سازمان مجاهدین خلق با همکاری عواملی در داخل نیروی هوایی و فرودگاه مهرآباد، همکاری داشته و مسئولیت‌ها را میان خود تقسیم کرده بودند. از جمله تعدادی از افراد نظامی و انتظامی که در بخش‌های مختلف فرودگاه مهرآباد (دژبانی، حراست، کنترل پرواز و...) صاحب مسئولیت‌هایی بودند با این نقشه همکاری کردند. تدارک لباس‌های نظامی و دوختن درجات نظامی بر روی آن‌ها، جعل مدارک هویت برای اعضای گروه از جمله برای بنی‌صدر و رجوی، جعل کارت‌های پرواز و همچنین دستکاری بخش‌های حساس موتور هواپیماهای شکاری موجود در پایگاه نظامی فرودگاه و از کار انداختن آن‌ها با هدف از جلوگیری از پرواز آن‌ها، از جمله اقدامات برنامه‌ریزی شده گروه بود.[12]

بنی‌صدر که دو روز قبل از فرار، در نقطه‌ای در نزدیکی فرودگاه مهرآباد مخفی شده بود[13] روز ششم مرداد 1360 با تغییر چهره و با همکاری عده‌ای از اعضای سازمان مجاهدین خلق که لباس پاسداری بر تن داشتند[14] از مسیری غیر از ترمینال مسافران عادی وارد فرودگاه مهرآباد شد. وی را سوار بر اتومبیل وانت و ملبس به لباس زنانه به فرودگاه آوردند.[15]

تمام مراحل قانونی قبل از پرواز به صورت عادی صورت گرفت. بنی‌صدر و رجوی ساعت ۲0:۱۵ دقیقه پس از ورود به هواپیما به دور از چشم سایرین و طبق برنامه در توالت هواپیما پنهان شدند. در همان زمان دو تن از خدمه که یکی نسبت به قفل بودن درب توالت هواپیما شک کرده بود و دیگری سرگرم بررسی سیستم کنترل سوخت هواپیما بوده، با اسلحه تهدید به سکوت و وادار به عدم خروج از هواپیما شدند.[16]

 سرنشینان هواپیما در لحظه پرواز عبارت بودند از: خلبان سرهنگ معزی، کمک‌خلبان سروان اسکندریان، همافر قاضی‌عسگر (مسئول سوخت‌رسانی)، استوار رحیم دهقان (کروچیف)، همافر وکیلی (مهندس پرواز)، ابوالحسن بنی‌صدر، مسعود رجوی، همافر محمدجعفر بابویی (از اعضای منافقین پایگاه) و محمدرضا کلاهی (عامل انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی)؛ البته همافر قاضی‌عسگر و استوار رحیم دهقان که با تهدید برده شده بودند، بلافاصله به ایران بازگشتند.[17]

خلبان معزی در ساعت ۲0:1۵ دقیقه به فرودگاه آمد. عملیات فرار، با یک فروند هواپیمای بوئینگ 707 نظامی، مخصوص حمل بنزین هواپیما برای سوخت‌رسانی به جت‌های جنگی، انجام شد.[18]

 معزی که در آن زمان متصدی گروه «سوخت‌رسانی به هواپیماهای جنگنده» بود، در آن شب با نقشه «پرواز آموزشی سوخت‌گیری شبانه» توانسته بود هواپیما را در ساعت ۲1:40 دقیقه به پرواز درآورد و در ارتفاع پایین و با فریب یگان‌های راداری از مرز ترکیه بگریزد. نقشه اعلام‌شده او این بود که این پرواز، آزمایشی و محدود به آسمان تهران خواهد بود. اما با تغییر مسیر هواپیما در فضای ایران و پیگیری‌های انجام شده و پس از آنکه مشخص شد که هواپیما ربوده شده است، دو جنگنده شکاری نیروی هوایی ارتش از پایگاه نظامی نوژه برخاسته و به تعقیب هواپیما پرداختند تا آن را بازگردانند ولی پیش از آنکه به هواپیمای ربوده شده برسند هواپیمای مذکور با حداکثر سرعت از مرزهای ایران خارج شد. هواپیما پس از عبور از آسمان کشورهای ترکیه، قبرس، یونان و شمال ایتالیا در فرودگاه نظامی اورلی پاریس بر زمین نشست.[19]

یکی از دلایل تصمیم رجوی به فرار مشترک با بنی‌صدر از ایران، مشاهده خروش مردم ایران بعد از حادثه انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی (7 تیر ۱۳۶۰) و سپس مشاهده حضور عظیم و بی‌سابقه مردم در دومین انتخابات ریاست جمهوری (۲ مرداد ۱۳۶۰) بود. این دو حضور گسترده مردم، هرگونه امید به آینده را در ذهن بنی‌صدر و رجوی از بین برده بود.[20]

کانال ۲ تلویزیون فرانسه ساعت ۱۴:۲۰ به‌وقت محلی، تصویر ورود بنی‌صدر به پاریس را پخش کرد. در این تصاویر، بنی‌صدر که نشانه‌های آرایش زنانه و برداشتن زیر ابرو در صورتش کاملاً مشهود بود و سبیلش را هم تراشیده بود و در کنار وی مسعود رجوی و سرهنگ بهزاد معزی، ایستاده بودند، با خبرنگاران گفت‌وگو ‌کرد. بنی‌صدر در این گفت‌وگو درباره چگونگی خروجش از ایران، بدون اشاره به نقش سازمان مجاهدین خلق در طراحی و اجرای این کار اظهار داشت: «دیشب ساعت ۶ به‌وقت‌تهران، به من خبر دادند و من ساعت ۸:۳۰، وارد هواپیما شدم و ساعت ۱۰:۳۰، به‌ سوی فرانسه پرواز کردیم.»[21] او در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران گفت: «تصور می‌کنم به زودی به ایران بازگردم»![22]

بنی‌صدر بلافاصله پس از ورود به فرانسه، از این کشور تقاضای پناهندگی سیاسی کرد و مسئولان فرانسوی نیز با آن موافقت کردند. فرانسوا میتران رئیس‌جمهور این کشور، که به لندن سفر کرده بود، در یک مصاحبه کوتاه بدون نام‌بردن از بنی‌صدر گفته بود یک شخصیت خارجی که رئیس دولت بوده، برای حفظ جان خود خواستار پناهندگی شده است و در‌های فرانسه به روی کسی که به قوانین فرانسه احترام بگذارد باز است.

 بنی‌صدر همراه با رجوی پس از گفت‌وگو با خبرنگاران و انجام پاره‌ای تشریفات اداری و دریافت پناهندگی، با اسکورت پلیس مخصوص و ژاندارم به منزل مسکونی خود در محله کشن (در حومه پاریس) رفت.[23]

آپارتمان سه خوابه‌ او در طبقه اول یک ساختمان متوسط در خیابان دوپون رویال بود که ۴۰ پلیس فرانسه از آن حفاظت می‌کردند! عمه، خواهر و دو دختر بنی‌صدر، در پاریس زندگی می‌کردند و از ۲۰ ژوئیه (29 تیر) یعنی دو روز پس از آنکه دادستان تهران گفت بنی‌صدر ناپدید شده است؛ پلیس با جلیقه ضدگلوله به حراست از این خانه پرداخته بود.[24]

روز ۷ مرداد ۱۳۶۰ وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با ارائه مدارک مستندی از جرائم ابوالحسن بنی‌صدر رئیس‌جمهور معزول و فراری، و تحویل آن به سفارت فرانسه در تهران، رسماً خواستار استرداد وی شد. این مدارک پس از احضار «ژان‌. پیر.گینوت» دبیر اول و نفر دوم سفارت فرانسه به وزارت خارجه، تحویل وی شد. در این مدارک به سوابق، عملکرد و عوامل تعقیب بنی‌صدر اشاره شده بود. از سوی دیگر بهزاد نبوی وزیر مشاور در امور اجرایی و سخنگوی دولت نیز اعلام کرد که بنی‌صدر به عنوان مجرم سیاسی و نیز یک مجرم قضایی پرونده‌دار تحت تعقیب است.[25]

فرانسوا میتران رئیس‌جمهور فرانسه چند روز پس از اعطای پناهندگی به بنی‌صدر، پیام تبریکی به مناسبت انتخاب آقای محمدعلی رجایی به ریاست جمهوری ارسال کرد. روز ۱۹ مرداد ۱۳۶0 نیز آقای رجایی در جوابیه‌ای شدیداللحن خطاب به وی چنین نوشت:

 «شما در زمانی برای من پیام تبریک می‌فرستید که کشورتان را به صورت مرکز ثقل و کانون امن عوامل ضد انقلاب در آورده‌اید و من در شگفتم که چگونه ممکن است بین گفتار و عمل یک انسان این‌ همه تناقض وجود داشته باشد. شما به جنایتکارانی مثل رجوی و بنی‌صدر که دستشان به خون هم‌وطنان ما آغشته است پناه می‌دهید، به کشور عراق که در حال جنگ با ماست تسلیحات پیشرفته و جنگنده‌های میراژ می‌فرستید و در همان حال برای من آرزوی موفقیت می‌کنید. از این دو، مطمئناً یکی دروغ است و ملت‌های آگاه ایران و فرانسه می‌دانند کدام یک دروغ است.»[26]

روز دوشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۶۲ محاکمه هشت نفر از افرادی که در طراحی نقشه فرار محمدرضا کلاهی عامل انفجار حزب جمهوری اسلامی (7تیر ۱۳۶۰) و فرار مسعود رجوی سرکرده سازمان مجاهدین خلق و بنی‌صدر رئیس‌جمهور معزول (۷ مرداد ۱۳۶۰) دخالت مستقیم داشتند، در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارتش به ریاست حجت‌الاسلام محمدی ری‌شهری آغاز شد.[27]

این عده که عبارت بودند از: احمد بوشی با نام مستعار احسان، مسعود صادق نیا با نام مستعار علیرضا، علیرضا مسعودی با نام مستعار مسعود، ایرج فرنگی با نام مستعار اکبر، محمدحسین حسینی با نام مستعار تقی، علی‌اکبر کمالان با نام مستعار احمد، ابراهیم عزیزی روزبهانی با نام مستعار محمد و یعقوب چوداری با نام مستعار بابک، روز ۶ مرداد ۱۳۶2 و در سالروز فراری‌دادن بنی‌صدر و رجوی به حکم دادگاه انقلاب اسلامی ارتش و تأیید شورای عالی قضایی اعدام شدند.[28]

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. صحیفه امام، ج 14، ص 420.

[2]. صحیفه امام، ج 14، ص 480.

[3]. سازمان مجاهدین خلق، پیدایی تا فرجام، ج 2، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1385، ص 614.

[4]. غائله چهاردهم اسفند 1359، ظهور و سقوط ضد انقلاب، انتشارات نجات، چ اول، 1364، ص 720.

[5]. غائله چهاردهم اسفند، همان، ص 721.

[6]. سازمان مجاهدین خلق، همان، ص 573.

[7]. صحیفه امام، ج 14، ص 492.

[8]. سازمان مجاهدین خلق، همان، ص 743.

[9]. سازمان مجاهدین خلق، همان، ص 615.

[10]. غائله چهاردهم اسفند، همان، ص 730.

[11]. علایی، حسین، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ج 1، تهران، مرز و بوم، چ اول، 1395، ص 331.

[12]. روزنامه اطلاعات، 16 فروردین 1362، ش 16979، ص 1 - 14؛ روزنامه جمهوری اسلامی، 16 فروردین 1362، ش 1113، ص 12.

[13]. علایی، حسین، همان، همان ص.

[14]. غائله چهاردهم اسفند، همان، ص 741.

[15]. «فرار بنی‌صدر»، سایت مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، بخش مقالات.

[16]. روزنامه جمهوری اسلامی، 16 فروردین 1362، ش 1113، ص 12.

[17]. روزنامه اطلاعات، 16 فروردین 1362، ش 16979، ص 13.

[18]. بنی‌صدر از انتخاب تا سقوط، تاریخ انقلاب اسلامی، ج 3، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، 1392، ص 175.

[19]. روزنامه اطلاعات، 7 مرداد 1360، ش 16488، ص 1.

[20]. سازمان مجاهدین خلق، همان، ص 617.

[21]. «روایتی از تعقیب و گریز جنگنده‌های ایرانی و هواپیمای فرار بنی‌صدر»، خبرگزاری دفاع مقدس، کد خبر: ۶۸۱۲۷۱، تاریخ انتشار: ۰۸ مرداد ۱۴۰۳.

[22]. غائله چهاردهم اسفند، همان، ص 741.

[23]. خبرگزاری پارس، نشریه «گزارش‌های ویژه»، ش ۱۳۱، ص ۲۴ و ۲۵.

[24]. فرار رئیس‌جمهور؛ جزئیات ۳۷روز اختفا و گریختن با بوئینگ پهلوی دوم! | «زنانه پوشی» به هنگام فرار، روزنامه همشهری، کد خبر: 870299.

[25]. سازمان مجاهدین خلق، همان، ص 619؛ روزنامه اطلاعات ۸ مرداد 1360، ش 16489، ص ۱۶.

[26]. روزنامه کیهان 21 مرداد 1360، ش 11356، ص 1 و 14؛ روزنامه جمهوری اسلامی، 21 مرداد 1360، ش 633، ص 1 و 12؛ روزنامه اطلاعات، 20 مرداد 1360، ش 16498، ص 1 و 2.

[27]. روزنامه اطلاعات، 16 فروردین 1362، ش 16979، ص 1 - 14.

[28]. روزنامه اطلاعات، 8 مرداد 1362، ش 17070، ص 1 و 15؛ روزنامه جمهوری اسلامی، 8 مرداد 1362، ش 1205، ص 1 و 2.



 
تعداد بازدید: 7


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: