03 تیر 1405
احمد ساجدی
تیر سال ۱۳۶۰ سازمان مجاهدین خلق در حالی که سرگرم برنامهریزی برای فرار مسعود رجوی به همراه ابوالحسن بنیصدر به خارج از کشور بود، مجموعهای با نام «شورای ملی مقاومت» به وجود آورد تا آنان پس از فرار (۶ مرداد) در چهارچوب آن در خارج از کشور علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت کنند؛ این تشکل در ۳۰ تیر ۱۳۶۰ در تهران بنیانگذاری شد.[1]
پس از صدور حکم امام خمینی در برکناری بنیصدر از فرماندهی کل قوا (۲۰ خرداد)[2]، وی برای مبارزه با نظام فراخوان داد.[3] متعاقب آن، لایحه عدم کفایت سیاسی بنیصدر در مجلس به تصویب رسید.[4] سپس مجاهدین خلق همراه با بنیصدر علیه نظام اعلام جنگ مسلحانه کردند[5] و اغتشاشات و آشوبهای خیابانی به راه انداختند.[6] در نتیجه با آن مصوبه مجلس و این اغتشاشات، امام خمینی حکم برکناری بنیصدر از مقام ریاست جمهوری را نیز صادر کردند.[7]
حوادث تیر ۱۳۶۰، نشان داد که اقدامات سازمان مجاهدین خلق با گارد بنیصدر و اعضای دفتر وی هماهنگتر شده و در بیشتر آشوبها و اقدامات ضدانقلابی رد پای هر دو طرف دیده میشود. روز دوم تیر 1360، ۲۵ نفر از اعضای اصلی دفتر بنیصدر حین ارتکاب جرم دستگیر شدند[8] و ۲۳ تیر نیز همه اعضای گارد محافظ بنیصدر به موجب اخطاریه دادستانی انقلاب ارتش، موظف به معرفی خود و تحویل سلاحهای همراه خویش شدند.[9] شمار افراد این گارد در آن زمان ۱۲ هزار نفر برآورد شده بود که به وسیله ۴۲ افسر و ۹۰ درجهدار اداره میشد.[10]
سازمان مجاهدین خلق به این نتیجه رسیده بود که میتوان قدرت این سازمان و تشکیلات وابسته به بنیصدر را در یک مجموعه واحد گرد آورد و آن را هسته مرکزی یک «کانون مقاومت» مرکب از همه گروههای ناراضی و مخالف انقلاب اسلامی قرار داد. با این نتیجهگیری بود که «شورای ملی مقاومت» در آخرین روز تیر 1360 در تهران شکل گرفت.
تشکیل شورا حاصل مشورت جمعی یا تبادل نظر سازمان با بنیصدر نبود، بلکه تصمیمی یک جانبه از سوی رجوی بود و اعطای لقب «رئیس حکومت» به بنیصدر نیز راهی برای متقاعد کردن وی برای ورود به شورا بود.
در درون شورا نیز مسئولیتها ظاهراً بین بنیصدر و رجوی تقسیم شده بود. طبق سندی که با عنوان «برنامه شورای ملی مقاومت و دولت موقت جمهوری دموکراتیک اسلامی ایران» در روز 5 مهر 1360 به امضای بنیصدر و رجوی رسید، رجوی در این شورا به عنوان «نخستوزیر دولت موقت در تبعید» و بنیصدر به عنوان رئیس این دولت انتخاب و محل استقرار شورا نیز فرانسه تعیین شد.[11]
پس از آن، شورا همه توان خود را به کار گرفت تا گروهها، احزاب و شخصیتهای سیاسی ناراضی و مخالف انقلاب را جذب کند. جبهه ملی، نهضت آزادی، حزب ملت ایران، جنبش جاما، حزب رنجبران و فدائیان خلق از نخستین گروههای مخالف انقلاب بودند که به شورای مقاومت ملی پیوستند.[12]
همچنین حزب دمکرات کردستان ایران، شوراى متحد چپ براى دمکراسى و استقلال به نمایندگى «مهدى خانبابا تهرانى»، جبهه دمکراتیک ملى ایران به نمایندگى «هدایتاللّه متیندفترى و بهمن نیرومند»، جنبش دموکراتیک انقلابى زحمتکشان (گیلان و مازندران) به نمایندگى «حسن ماسالى»، حزب کار ایران به نمایندگى «حمیدرضا چیتگر»، سازمان اتحاد براى آزادى کار به نمایندگى «مرتضى محیط»، استادان متعهد دانشگاهها و مدارس عالى کشور به نمایندگى «محمدعلى شیخى»، جمعیت دفاع از دمکراسى و استقلال ایران (داد) به نمایندگى «جلال گنجهاى» و کانون توحیدى اصناف به نمایندگى «ابراهیم مازندرانى» از جمله احزاب و گروههایی بودند که تا دی 1360 به «شورای ملی مقاومت» پیوستند.[13]
اتحادیه کمونیستهای ایران (سربداران) در سال 1361 و چریکهای فدایی خلق نیز در سال 1363 به شورا پیوستند.[14]
رجوی تلاش میکرد نیروها را به بهانه «ایجاد تمرکز در تصمیمگیری» تحت کنترل خود درآورد. او در طرح تأسیس «شورای ملی مقاومت» از دو ترفند موازی به نفع اقتدار سازمان مجاهدین خلق استفاده کرد:
1– متقاعد کردن بنیصدر به عنوان چهره مورد اعتماد غرب برای تصدی این سازمان.
در آن زمان شورا نیاز به تثبیت موقعیت خود در صحنه بینالمللی و شناسایى جهانی داشت و این کار جز با استقرار در یک کشور غربى میسر نمیشد. فرانسه انتخاب مناسبى به نظر مىرسید، زیرا بنىصدر در آنجا پایگاه سیاسی داشت. از اینرو وحدت با بنىصدر و بهرهبردارى از شهرت تبلیغاتى و رسانهاى و ارتباطات قدیمى وى براى شکلگیرى و تثبیت «شورا»، الزامى بود. در واقع بنىصدر، متحد مؤثر ولى مقطعى سازمان بود که اعتبار خود را براى جاافتادن سازمان در پوسته «شوراى ملى مقاومت» خرج کرد. سازمان نیز تا توانست از نام و اعتبار بنىصدر استفاده کرد.[15]
حضور بنىصدر در شورا آنقدر براى مجاهدین خلق مهم بود که براى محکم کردن پاى وی در شورا، رجوى دختر 18 ساله او «فیروزه بنىصدر» را در 24 مهر 1360 یعنی کمتر از سه ماه پس از تأسیس «شورای ملی مقاومت» با تمهیدات و فریبهایی به عقد خود درآورد.[16] از اینرو آن وصلت نیز نه از سر عشق، بلکه حرکتی سیاسی و حسابشده و در چهارچوب منافع پیشبینیشده رجوی در شورا بود. سرنوشت فیروزه در حقیقت عامل توافق صلح در بازیهای سیاسی شد و چون پایداری ازدواج وی نیز به عوامل سیاسی بستگی داشت، خیلی زود به متارکه انجامید و آن دو در 21 بهمن 1363، از یکدیگر جدا شدند.[17]
2 - تصور سازمان مجاهدین خلق این بود که در صورت موفقیت «شورای ملی مقاومت»، این سازمان عملاً در آینده ایران تصمیمگیرنده اصلی خواهد بود و همه گروهها در چهارچوب شورا، بهطور قانونی تحت نظر سازمان مجاهدین خلق خواهند بود. از سوی دیگر در حالت شکست شورا، رجوی نیاز داشت که نیروهایش را بتواند به راحتی از کشور بیرون ببرد تا از ضربه در امان بمانند. به همین دلیل از جذب تمامی گروههایی که به خصوص در مرزهای غربی، جنوبی و جنوب شرقی کشور دارای نفوذ بودند و کشاندن آنها به درون شورا استقبال کرد، زیرا این گروهها میتوانستند، مسیر امن فرار نیروهای سازمان به خارج از مرزها را فراهم سازند.
نکته دیگر اینکه رجوی همزمان به یک ایستگاه رادیویى نیز براى تبلیغات خود و شورای تحت فرمانش در داخل کشور نیاز داشت. به همین دلیل دست وحدت به سوى «حزب دموکرات کردستان» و «کومله» که از چنین ایستگاهها و امکاناتی برخوردار بودند، دراز کرد. با این تشکل، رجوی بر این باور بود که خط خروج امن نیروها از داخل کشور، از طریق مرزهاى مختلف، تأمین میشود و سازمان ـ و به عبارتى «شورا» ـ به ایستگاه رادیویى مورد نظر خود نیز دست مییابد.[18]
از این رو سال ۱۳۶۱ پس از آنکه در داخل ایران به دلیل آمادگی نیروهای نظامی و اطلاعاتی، امکان کمترین تحرک برای منافقین وجود نداشت، دستور خروج نیروها از کشور از دو مسیر تهران ـ کردستان ـ ترکیه ـ عراق، و همچنین تهران ـ اقلید ـ بافق ـ زاهدان ـ پاکستان صادر شد[19] و گروههای تشکیل دهنده «شورای ملی مقاومت» همچون ابزار اراده رجوی در کمک به این خروج، همکاری کردند.
از جمله اقدامات رجوی در فرانسه برای جلب حمایتهای بینالمللی، «زد و بند»، «معامله» و ارتباط اطلاعاتی با سرویسهای جاسوسی غرب بود. او تلاش میکرد وانمود کند سازمان مجاهدین خلق هیچگاه ضد آمریکایی نبوده است.[20]
نارضایتی در شورا
رجوی بعد از آنکه احساس کرد به دو هدف اصلی خود از تشکیل «شورای ملی مقاومت» یعنی تحقق نقش تعیینکننده و محوری در شورا در عرصه بینالمللی، و امن ساختن مسیرها در مرز برای فراری دادن اعضای سازمان مجاهدین خلق دست یافته است، به تدریج مرحله سوم هدف خود یعنی پالایش شورا و اخراج اعضا و گروههای ناهمسو را آغاز کرد.
خروج بنیصدر از شورا
روز چهارم فروردین 1363 ابوالحسن بنیصدر رسماً از «شورای مقاومت ملی» کناره گرفت. در بخشی از بیانیهای که به همین مناسبت از سوی این شورا منتشر شد، آمده است: «در شرایط کنونی عملاً همکاری میان آقای بنیصدر و شورای ملی مقاومت در چارچوب این شورا نامیسر مینماید و مصلحت این است که به ائتلاف سیاسی فیمابین در شکل کنونی خاتمه داده شود».[21]
یکی از دلایل جدایی بنیصدر از «شورای ملی مقاومت»، افشای نوار مکالمه «طارق عزیز» وزیر خارجه عراق با رجوی بود. طارق عزیز در این مکالمه اظهار امیدواری کرده بود که «به زودی رجوی را در پست ریاست جمهوری ایران ببیند» این عبارت برای بنیصدر که خود را هنوز رئیسجمهور ایران میدانست، بسیار سنگین و غیر قابل تحمل بود. استعفای بنیصدر از عضویت در «شورای ملی مقاومت» پس از پخش این مکالمه از رادیو بی.بی.سی صورت گرفت.[22]
البتهزشتگویی و خشونت کلامی میان بنیصدر و رجوی پس از این جدایی تشدید شد و سالها ادامه یافت.[23]
هم بنىصدر و هم رجوى در دعاوى متقابل، یکدیگر را به دروغگویى متهم میکردند. بنىصدر در نشریه خود رهبرى مجاهدین خلق را «معتاد قدرتپرستى» و «دچار انحطاطى که حد و مرز نمىشناسد» و «در دروغپردازى گوى سبقت را ربوده» توصیف کرده و شخص رجوى را گستاخ، دروغگو، زورمدار و داراى اخلاق منحط سیاسى خواند. رجوى نیز بنىصدر را «فاقد شهامت»، «پریشانحال و درمانده»، «داعیهدار کذب و تناقض»، «گوینده اباطیل»، «بسیار بىانصاف و گزافهگو» که «در سپاسمندى از خودش حد و مرز نمىشناسد»، «در جعل آشکار و در تفسیر کج و معوج از قضایا، بسا دستِ باز دارد.»، «خائن»، «کاسهلیس»، «لافزن»، «داراى ماهیت لیبرال ـ ارتجاعى» و داراى صفاتى از این دست، برشمرد. با وجود این رجوى از حیث تنوع و تعدد فحاشىها، بر بنىصدر برترى محسوسى داشت.[24]
رجوی در بهمن 1363 فیروزه را که بعد از «اشرف ربیعی» دومین همسر وی بود، طلاق داد[25] و «مریم قجر عضدانلو» همسر مهدی ابریشمچی را پس از واداشتن مهدی به طلاق مریم، به عنوان سومین همسر خود برگزید.
با وقوع حوادث بعدی، رفته رفته «شورای ملی مقاومت» به سمت فروپاشی گرایید. مهمترین این حوادث عبارتند از:
1- ملاقات مسعود رجوی با طارق عزیز وزیر خارجه حکومت صدام و موافقت رژیم بعث با انتقال تشکیلات مجاهدین خلق به عراق. این ملاقات در ۱۹ دی ۱۳۶۱ صورت گرفت و مخالفت اعضای شورا به ویژه شخص بنیصدر نه به دلیل دشمنی با صدام بلکه به این خاطر بود که تصور میکردند با این انتقال، جایگاه و موقعیت خود در شورا را از دست میدهند.[26]
2- ترجیح حزب دموکرات کردستان به انجام مذاکره با نظام جمهوری اسلامی به خاطر پیروزیهای مکرر رزمندگان اسلام در جبهههای دفاع مقدس و تضعیف روزافزون حزب دموکرات کردستان که موجب بریدن رو به تضاید افراد از حزب و پیوستن آنان به جمهوری اسلامی شده بود.[27] همچنین تفرقه بین احزاب چپ نیز عامل دیگری بود که سبب شد حزب به سمت مذاکره با نظام جمهوری اسلامی روی آورد و این رویکرد، زمینه یا بهانهای برای خروج حزب دموکرات از «شورای ملی مقاومت» گردید.[28]
3- واداشتن «مهدی ابریشمچی» نفر دوم سازمان مجاهدین خلق به طلاق همسرش و سپس تصاحب غیر شرعی او توسط رجوی، در ادبیات سازمان مجاهدین خلق «انقلاب ایدئولوژیک» نام گرفت. این در حالی است که در میان تمامی اقوام، فرقهها، طوایف، عشایر، و همچنین گروهها، احزاب و سازمانهای فعال در داخل ایران، پدیده ازدواج بدون رعایت موازین شرعی، به منزله «تجاوز به نوامیس دیگران» است و این جرم برای کسی که در «شورای ملی مقاومت» نقش محوری دارد، بسیار زنندهتر است و سبب بدنامی او و شورای تحت فرمانش میباشد.[29]
4- بسیارى از افراد و گروههایى که براى پیوستن به شورا، در پاییز 1360، شتاب ورزیدند، در آن زمان تحت تأثیر تبلیغات رجوی و بنیصدر به سقوط فورى نظام جمهوری اسلامی خوشبین بودند. با روشن شدن این امر که سقوط وعده داده شده فریبی بیش نبوده است، بسیارى از پیوستگان به شورا اتحاد خود را بازنگرى کردند و در این بازنگرى، به اختلافات بنیادین خود با مجاهدین خلق توجه بیشترى نشان دادند.[30]
5- نیروهاى پیوسته به این شورا، به زودى دریافتند که شیوه رأىگیرى در شورا به گونهاى است که کنترل کامل بر تصمیمات مهم را تنها مجاهدین خلق و نیروها و افرادى که به سلطهطلبى رجوى تمکین کردهاند، در اختیار دارند. آنها بودند که مشخص مىکردند چه کسانى مىتوانند به شورا بپیوندند؛ چه کسى ارزش داشتن حق کامل رأى به عنوان «شخصیت سرشناس ملى» را دارد؛ و چه کسانى مىتوانند نمایندگى شورا را در جلسات بینالمللى بر عهده گیرند و.... [31]
6- بعضی از جداشدگان از شورای ملی مقاومت در گفتوگوهای خود علیه سازمان مجاهدین خلق تصریح کردند که رجوی باید به این سئوال مردم ایران پاسخ دهد که چرا در سالهای جنگ در کنار متجاوزین بوده است؟[32]
7– اکثر ناراضیان و جداشدگان از «شورای ملی مقاومت» معتقدند این شورا نام و پوشش جدید سازمان مجاهدین خلق شده بود تا اگر این سازمان نمیتواند جایگاه بینالمللی برای خود در آینده ایران به دست آورد، آن شورا با جلب حمایت غرب، از عهده این مسئولیت برآید.[33]
در حقیقت آنچه در خصوص بیرون رفتن یا اخراج افراد و گروهها از «شوراى ملى مقاومت» مطرح بود، چیزی جز «تمام شدن تاریخ مصرف» آن فرد یا گروه از نظر سازمان نبود.
پینوشتها:
[1]. سازمان مجاهدین خلق؛ پیدایی تا فرجام، ج 2، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پاییز 1385، ص 743.
[2]. صحیفه امام، ج 14، ص 420.
[3]. سازمان مجاهدین خلق؛ همان، ج 2، ص 549.
[4]. فوزی، یحیی، تحولات سیاسی و اجتماعی ایران پس از انقلاب اسلامی، ج 1، تهران، عروج، 1387، ص 343.
[5]. سازمان مجاهدین خلق؛ همان، ج 2، ص 566.
[6]. روزنامه جمهوری اسلامی، 31 خرداد 1360، ش 590، ص 1؛ همان، 1 تیر 1360، ش 591، ص 1.
[7]. صحیفه امام خمینی، ج 14، ص 480.
[8]. روزنامه کیهان، 3 تیر 1360، ش 11316، ص 1 و 5؛ روزنامه جمهوری اسلامی، 3 تیر 1360، ش 593، ص 1 و 8.
[9]. روزنامه جمهوری اسلامی، 24 تیر 1360، ش 611، ص 2.
[10]. غائله ۱۴ اسفند 1359، ظهور و سقوط ضدانقلاب، انتشارات نجات، ۱۳۶۴، ص ۳۸۱ - ۴۰۷.
[11]. حقبین، مهدی، از مجاهدین تا منافقین، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۹۲، ص ۲۲۳ و ۲۲۴.
[12]. سازمان مجاهدین خلق، همان، ج 2، ص 742.
[13]. همان، ص 751.
[14]. همان.
[15]. همان، ص 745.
[16]. همان، ج 3، ص 117.
[17]. همان، ص 120.
[18]. همان، ج 2، ص 745.
[19]. همان، ص ۷۳6 و ۷۳۷.
[20]. همان، ج 3، ص 183.
[21]. همان، ص 438.
[22]. خبرگزاری تسنیم: «رویای شورای ملی مقاومت چگونه بنیصدر را به بنبست کشاند»، ۷ مرداد ۱۳۹۹.
[23]. سازمان مجاهدین خلق؛ همان، ج 3، ص 438.
[24]. همان، ص 432.
[25]. فیروزه پس از جدایی از رجوی، دلیل طلاق خود را ارتباط مستمر رجوی با دختران و زنان مجاهد و همچنین نوشتن وصیتنامه در پاریس برای افرادی که در زندان اوین اعدام میشدند، عنوان کرد. رجوی قصد داشت با این کار نشان دهد که نفوذش بهحدی است که وصیتنامه کسانی که در اوین اعدام میشوند، به دست وی میرسد (خبرگزاری تسنیم: «خدا انتقام خون شهدا را از منافقین گرفت/ علت طلاق فیروزه بنیصدر از رجوی»، ۲۳ شهریور ۱۳۹۲).
[26]. سازمان مجاهدین خلق، همان، ج ۳، ص ۴۲۶ - ۴۲۸.
[27]. همان، ص ۴۴۰.
[28]. همان.
[29]. همان، ص ۴52.
[30]. همان.
[31]. همان.
[32]. پرتال جامع علوم انسانی، به نقل از نشریه «شهروند»، تیر ۱۳۸۷، ش ۵۲.
[33]. جوان آنلاین: «فرار منافقین از نام سازمان مجاهدین خلق به شورای ملی مقاومت»، کد خبر: 1280119.
تعداد بازدید: 2