انقلاب اسلامی :: در ارتش بمان

در ارتش بمان

01 شهریور 1404

سال ۱۳۵۵ توی همان مانور تصمیم به فرار گرفتم. بررسی کردم که ببینم چه کار باید بکنم. دیدم که تعدادی غیبت بکنم، چند مرحله غیبت کنم، بعد غیبت‌هایم را زیاد کنم، بعد نهایتاً برای ارتش یقین شود که این دیگر برایش به درد نمی‌خورد و ما را اخراج کنند؛ یعنی می‌خواستم اخراجم کنند که کلاً بیایم بیرون. دو سه مرحله هم غیبت کردم: چهار روز. در مانورها سه روز بیشتر مشکل ایجاد می‌کردند ما در هر مرحله چهار، پنج روز غیبت می‌کردیم و برمی‌گشتیم. فرماندهان با ما ناسازگاری می‌کردند و ضداطلاعات ما را می‌خواستند. بالاخره گذراندیم تا اینکه در آخرین غیبتی که کردم، تیمسار رحیمی را در همین میدان حسن‌آباد، تصادفی دیدم. حال و احوال کردیم. پرسید داری چه کار می‌کنی؟ گفتم مانور هستیم. گفت: «اینجا چه کار داری می‌کنی با لباس شخصی؟» گفتم: «راستش فرار کرده‌ام. دو مرحله فرار کرده‌ام و مرحله‌ سوم را می‌خواهم یک مقداری طولانی‌تر بکنم، بلکه اخراجم کنند. دیگر طبیعتم نمی‌سازد و با ارتش نمی‌توانم بمانم.» بعد ایشان یک مقداری صحبت کرد و پرسید: «مقلد کی هستی؟» آن موقع امام نمی‌گفتیم، آقا می‌گفتیم. گفتم «مقلد آقا هستم.» بعد به این ترتیب گفت: «میدانی فتوای ایشان راجع به کسانی که توی ارتش هستند چیست؟ راجع به فرارشان یا عدم فرارشان؟ گفتم «نه نمی‌دانم.» گفت: «چه جوری؟ همین جوری می‌خواهی فرار کنی؟ خوب آدم باید بداند فتوای مرجع تقلیدش چه هست؟» گفتم: «من که دسترسی ندارم، من که نمی‌توانم بپرسم، الان شما را هم شانسی اینجا دیدم.» گفت: «من می‌دانم. فتوای ایشان چیست.» گفتم: «شما از کی پرسیدی؟» گفت: «من نمی‌دانم، اگر خواستی می‌توانی بروی از آقای رسولی محلاتی در امامزاده قاسم بالای تجریش بپرسی ایشان می‌دانند.» گفتم: «من او را نمی‌شناسم بروم ممکن است جواب ندهند، حالا شما که پرسیدی، چیست؟» ایشان فرمودند من از ایشان سئوال کردم که تکلیف ارتشی‌ها از دید آقا چیست؟ اینها باید فرار کنند؟ باید بمانند؟ چه کار باید بکنند؟ آقای رسولی محلاتی به من گفتند که فتوای حضرت آقا این است که آنهایی که می‌توانند خودشان را حفظ کنند، بمانند؛ برای روز مبادا نیازشان داریم. حالا اگر می‌توانی خودت را حفظ کنی بمانی؛ خوب برای روز مبادا آدم بماند بهتر است از اینکه الان همین جوری بیایی بیرون، الان همین جوری بیایی بیرون سودی نمی‌توانی به جایی برسانی چه فایده‌ای دارد؟ در این زمان، همین طوری بیایی بیرون چه فایده‌ای دارد؟ مشکلی حل نمی‌شود. به دنبال این صحبت که از ایشان شنیدم که فتوای حضرت امام این است؛ دیگر تصمیم گرفتم دست از غیبت و فرار بردارم و رفتم شروع کردم به خدمت کردن.»

 

- تاریخ شفاهی ارتش در انقلاب اسلامی، تدوین حشمت‌الله عزیزی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386، ص 158 و 159.



 
تعداد بازدید: 21


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: