انقلاب اسلامی :: برایش بلندگو بیاورید

برایش بلندگو بیاورید

04 شهریور 1404

یکی از روزهای دی 1357 حسین شاه احمدی پیشنهاد داد برای شعار دادن به شهر محلات برویم. من هم قبول کردم و دوتایی راه افتادیم. به آنجا که رسیدیم، شب را در خانه دایی‌اش گذراندیم. آن شب صدای مرگ بر شاه مردم از بیرون شنیده می‌شد. نگاهی به حسین کردم و گفتم: «برویم بیرون.» شال و کلاه کردیم و به راه افتادیم. شهر شلوغ شده بود. هر کس از مردم به نوعی شعار می‌داد و فریاد می‌زد. احساس می‌کردم که شعار دادنم می‌تواند به تظاهرات کمک کند. چهره‌ام برای مردم آنجا غریب بود. از دو سه صف جمعیت گذر کردم و جلو رفتم. چشمم به یکی از انقلابی‌ها افتاد که به نظر می‌رسید جزو دست‌اندرکاران تظاهرات است. آرام درِ گوش او گفتم: «می‌خواهید شعارتون رو عوض کنم؟» جوان نگاه کرد به شخص دیگری و چند کلمه‌ای با او حرف زد. آن شحص هم خیره به من نگاه می‌کرد. هر دو نگاه مات و مبهوتی داشتند. انگار ترسیده بودند و فکر می‌کردند ساواکی باشم. برای اطمینان خاطرشان آهسته گفتم: «من از بچه‌های قمم، نگران نباشید.» اول همچنان در شک بودند؛ ولی آرام آرام که با آن‌ها صحبت کردم و خیالشان راحت شد، با مسئولشان هماهنگ کردند و در نهایت او هم موافقت کرد که شعار دادن را شروع کنم.

محلات شهر کوچکی بود؛ ولی حکومت مجسمه‌ای از شاه را درست کرده و در میدان بزرگی نصب کرده بود. تانک و ماشینی در کنار مجسمه مستقر بود و دورتادور ارتشی‌ها ایستاده بودند. وسط جمعیت آمدم و شروع کردم به دودَمه سر دادن:

ما طالب حکومت خداییم

حکومت آزاد مصطفاییم

حکومت اسلام، قوانین قرآن، رهبر خمینی

چند بار که مردم این شعر را تکرار کردند، دویدم و دسته دوم را تشکیل دادم و دودمه را ادامه دادم:

باید شود آزاد ز کنج زندان

زنانی مجاهدِ مسلمان

حکومت اسلام، قوانین قرآن، رهبر خمینی

فضا طوری شده بود که ارتشی‌ها به جای اینکه به مردم هجوم بیاورند، از ترس، اطراف مجسمه را گرفته و مراقب بودند تا مردم سمت مجسمه روانه نشوند و به آن آسیبی نرسانند. با همین دودمه‌ها، تمام شهر را راهپیمایی کردیم. به یکی از خیابان‌های اصلی که رسیدیم، جمعیت ایستاد. یا علی گفتم و به شیوه خودم شعار مرگ بر شاه را سر دادم. مردم که تازه شعاردادن‌هایم به دلشان نشسته بود، لبخند بر لب داشتند و به مسئولان راهپیمایی می‌گفتند: «برید بلندگو برایش بیاورید تا بهتر شعار بده.»

 

- یزدانی، رضا، ابوالفضل مرگ بر شاه: خاطرات شفاهی حاج ابوالفضل الماسی، تهران، راه یار، 1402، ص 65 - 66.



 
تعداد بازدید: 16


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: