انقلاب اسلامی :: گروه «اشرف دهقان»

گروه «اشرف دهقان»

21 دی 1404

احمد ساجدی

7 خرداد ۱۳۶۱ روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد: «بقایای گروهک فدائیان خلق شاخه اشرف دهقان که به جنگل‌های شمال پناه برده و مخفی شده بودند، توسط افراد سپاه و با همکاری مردم متلاشی و اکثر رهبران و فرماندهان آن به هلاکت رسیدند».[1]

گروه «اشرف دهقان» منسوب به «ربابه عباس‌زاده دهقانی» با نام مستعار «اشرف دهقانی» است.[2] وی در سال ۱۳۲۸ در تبریز متولد شد. پدرش محمدتقی از اعضای حزب دمکرات آذربایجان بود و در ۱۳۲۴ در آشوب‌های تجزیه‌طلبانه این حزب که به رهبری جعفر پیشه‌وری سبب تجزیه موقت آذربایجان از خاک ایران شده بود، شرکت داشت. اشرف دهقانی نیز از ابتدای جوانی تحت‌ تأثیر اندیشه‌های پدر به احزاب و گرایش‌های کمونیستی متمایل شد. او در روستاهای آذربایجان به عنوان «سپاهی دانش» حضور داشت[3] و هنگامی که سازمان چریک‌های فدایی خلق در 22 فروردین 1350 اعلام موجودیت کرد،[4] در ۲۲ سالگی و با نام مستعار «لیلا»[5] به این سازمان پیوست. این پیوستن بدون اطلاع پدر و مادر و با راهنمایی برادرش بهروز صورت گرفت.[6] اشرف با مطالعاتی که از کتاب‌های مارکسیستی داشت، «مائو» و «چه‌گوارا» را الگوی فکری خود قرار داده و به گروهی که پیوست، علاقمند شد.[7]

اشرف دهقانی اولین زنی است که از سپاه دانش، به عضویت سازمان چریک‌های فدایی خلق درآمد. او طی سال‌های فعالیت در این سازمان با نام‌های مستعار اشرف، لیلا، و الینور فعالیت کرده است. اشرف مدت کوتاهی پس از عضویت در سازمان، به پیشنهاد برادرش بهروز از آذربایجان به تهران آمد و با جواد سلامی در پوشش «زن و شوهر» زندگی کردند. او بعداً با احمد فرهودی، علیرضا نابدل و ... نیز در «خانه‌های امن» زندگی ‌کرده و در کارهای سازمان از جمله تایپ اطلاعیه، شناسایی بانک‌ها برای سرقت و ... فعالیت داشته است.[8]

اشرف و برادرش در جریان عملیات ساواک در اردیبهشت ۱۳۵۰ دستگیر شدند.[9] بهروز در زیر شکنجه مأموران ساواک کشته شد ولی اشرف محاکمه و به ۱۰ سال زندان محکوم شد. پنجم نوروز ۱۳۵۲ در جریان ملاقات‌های حضوری معمول در ایام عید، اشرف با همکاری خانواده‌های زندانیان سیاسی موفق به فرار از زندان قصر شد[10] و کمی بعد، از کشور خارج و راهی آلمان شد.

 در سال 1354 به دنبال دستگیری «مهدی خان‌بابا تهرانی» (از فعالان جبهه ملی در اروپا) در کشور آلمان غربی به جرم ارتباط با گروه کمونیستی «بادر‌ماینهوف»، زنی به نام «مریم جعفری» دستگیر و پس از 8 روز آزاد شد. از وی هنگام بازداشت، عکسی تهیه و توسط نمایندگی ساواک در آلمان غربی به ایران ارسال گردید. با بررسی عکس، هویت واقعی او که همان اشرف دهقانی بود مشخص شد.[11] ولی پی‌گیری بعدی منابع امنیتی آلمان غربی برای دستگیری او نشان داد که صاحب عکس، بلافاصله پس از آزادی، با همان هویت جعلی با هواپیما عازم لیبی شده است.[12]

سال ۱۳۵۵ که ۱۰ عضو کادر مرکزی سازمان چریک‌های فدایی خلق در درگیری با مأموران ساواک همدان کشته شدند، اولین گروه منشعب از چریک‌های فدایی خلق در خارج از کشور شکل گرفت و خود را مخالف مشی مبارزه مسلحانه اعلام کرد. اشرف دهقانی در آن زمان، همچنان از مشی مسلحانه بنیانگذاران سازمان دفاع می‌کرد.[13]

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران اشرف دهقانی در اسفند 1357 به ایران آمد و فعالیت‌های سیاسی خود را در سازمان فدائیان خلق از سر گرفت، اما با متهم کردن سازمان به عدم جدیت در مبارزات مسلحانه، به همراه تعدادی دیگر از افراد سازمان که عمدتاً بعد از انقلاب از زندان آزاد شده بودند، در ۲۱ خرداد ۱۳۵۸ انشعاب کردند. بهانه این انشعاب نیز اعتراض به سازمان چریک‌های فدایی خلق به خاطر عدم واکنش مناسب در برابر اقدام دولت موقت در بازداشت یکی از اعضای کادر مرکزی فدائیان خلق به نام «حماد شیبانی» بود.[14]

سازمان اصلی چریک‌‌های فدایی خلق، مبتنی بر نظریات «بیژن جزنی» بود، اما گروه منشعب از آن بر ادامه مبارزه مسلحانه مستمر حتی پس از سقوط حکومت پهلوی تأکید می‌کرد. اشرف دهقانی پس از انشعاب از سازمان، عنوان «چریک‌های فدایی خلق» (بدون استفاده از کلمه سازمان) را برای گروه خود برگزید.[15] با توجه به سوابق مبارزاتی اشرف دهقانی در تشکیلات فدائیان خلق و فرار موفقیت‌آمیز او از زندان، وی تصور می‌کرد میزان قابل توجهی از اعضا پس از جدایی به گروه او خواهند پیوست، اما  در عمل فقط تعداد کمی به آن‌ها پیوستند.[16]

با وجود این، از آنجا که فرد شاخص و نامدار گروه جداشده، اشرف دهقانی بود، از آن پس، از این گروه انشعابی به عنوان «گروه اشرف دهقان» یاد شد.[17]

انشعاب اشرف دهقانی از تشکیلات مرکزی فدائیان خلق مورد انتقاد بیشتر گروه‌های چپ قرار گرفت؛ حزب توده و فدائیان خلق (اکثریت) گروه اشرف دهقانی را «پوپولیست» و عوام‌گرا خواندند.[18]

 اشرف دهقانی از ابتدای پیروزی انقلاب، هیچ‌گونه همکاری و مدارا با جمهوری اسلامی ایران نداشت. او در سوم مرداد ۱۳۵۸ طی نامه‌ای به روزنامه «بامداد» از موضع ملایم سازمان چریک‌های فدایی خلق در قبال رویدادهای سیاسی ایران به ویژه معرفی نامزدهای انتخاباتی از سوی این سازمان برای عضویت در مجلس خبرگان قانون اساسی انتقاد کرد[19] و ۷ مرداد اعلام کرد در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی شرکت نمی‌کند.[20] دو روز بعد، اشرف دهقانی مقاله‌ای علیه تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی نوشت و آن را برای چاپ به روزنامه «آیندگان» داد. این روزنامه نیز آن را روز 9 مرداد تحت عنوان «شرکت در مجلس خبرگان فریب توده‌هاست» به چاپ رساند.[21]

اشرف دهقانی معتقد بود که «انقلاب ایران هنوز نافرجام و ناتمام است و پایگاه طبقاتی دولت برآمده از انقلاب، همان پایگاه طبقاتی حکومت پهلوی است و حاکمیت جدید نیز وابسته به امپریالیسم است. بنابراین باید با توسل به اسلحه یعنی عالی‌ترین شکل مبارزه، حاکمیت را سرنگون ساخت».[22]

از بهمن ۱۳۵۸ که ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان اولین رئیس جمهوری اسلامی ایران انتخاب شد اشرف دهقانی تلاش کرد به گروه وی نزدیک شود. گفته می‌شود موسی خیابانی، اشرف دهقانی و سران فدائیان خلق همیشه و هر روز در منزل به ملاقات بنی‌صدر می‌آمدند و ساعت‌ها با او به گفت‌وگو می‌پرداختند.[23]

 اشرف دهقانی به دلیل آنکه توانایی مبارزه مسلحانه در تهران را نداشت و شرایط اجتماعی و انقلابی جامعه نیز چنین امکانی برایش فراهم نکرده بود، راهی کردستان شد تا در کنار حزب دمکرات کردستان و حزب کومله و دیگر گروه‌های معارض، علیه جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ شود.

در آن زمان گروه وی در کنار ۱۰ گروه سیاسی دیگر در ایجاد هرج و مرج و آشوب‌های تجزیه‌طلبانه در کردستان حضور داشت[24] و البته تعداد اعضا و هواداران این گروه در کردستان از ۲۰۰ نفر تجاوز نمی‌کرد.[25]  اشرف دهقانی و اعضای گروهش در طول سال 1358 دو غائله در شمال و جنوب کشور طراحی کردند. حوادث شمال که به «غائله گنبد» معروف است، مشهورتر است، اما حوادث جنوب یا «غائله بندرعباس» کمتر شناخته شده است.

پیش از انقلاب اسلامی، افرادی در بندرعباس به چریک‌های فدایی خلق پیوستند. این عده پس از پیروزی انقلاب و در سال 1358 برای حضور در مراسم سخنرانی اشرف دهقانی به مهاباد رفتند و به توسعه گروه پرداختند، طوری که چریک‌های فدایی خلق به دو هسته شمال و جنوب تقسیم شدند. ارتباط تشکیلاتی هسته جنوب با نام «هسته هرمزگان» با محمد حرمتی‌پور بود. این گروه تا نیمه سال 1359 به گسترش سازمان و نفوذ خود در نهادهای حکومتی و انقلابی پرداخت. همزمان با آغاز جنگ تحمیلی، هسته هرمزگانِ گروه اشرف دهقانی وارد فاز عملیاتی و تروریستی شد؛ ابتدا به چند بانک حمله کرد تا نیازهای مالی خود را با سرقت اموال مردم تأمین کند. همچنین چند دستگاه تایپ، فتوکپی و بی‌سیم سرقت کرد. چند مورد ترور و اسلحه‌دزدی از مأموران دولت و نیروهای مسلح نیز توسط اعضای این گروه انجام گرفت. در یکی از این موارد اعضای گروه خودرو حامل سلاح بسیجیان را دزدیدند و یک بسیجی را به شهادت رساندند؛ 6 اسلحه نیز به سرقت رفت.[26] گروه اشرف دهقانی با قاچاقچیان عمده نیز همکاری می‌کرد، تا با یک حرکت گسترده ابتدا پاسگاه‌های منطقه را خلع سلاح کرده و سپس با ایجاد تظاهرات و تحصن دانش‌آموزان و به کارگیری اوباش در سطح شهر، هرج و مرج ایجاد کنند و در نهایت با «حرکت از روستا به شهر» استان هرمزگان را از کنترل جمهوری اسلامی خارج کرده و پیشروی خود را به سمت بلوچستان گسترش دهند. البته این توطئه نیز با اقدامات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و با شناسایی خانه‌های تیمی و دستگیری اعضای گروه، نافرجام ماند.[27]

بعضی از بازداشت‌شدگان گروه اشرف دهقانی در جلسات بازجویی اعتراف کردند که برنامه‌هایی برای ایجاد آشوب و اغتشاش با هدف تصرف بندرعباس، شیراز و شهرها و روستاهای میان این دو شهر را داشتند. طرح‌های تجزیه‌طلبانه‌ای نیز برای استان بوشهر طراحی شده بود که با دستگیری افراد اصلی گروه، به شکست انجامید.[28] در نتیجه شاخه جنوبی گروه اشرف دهقانی متلاشی شد و اندک افراد باقی‌مانده آن نیز به کردستان رفتند.[29]

 اشرف دهقانی در کردستان نیز به علت ناتوانی و کمبود نیرو در حاشیه قرار گرفت؛ تعدادی از افراد مسلح همراه وی در تیر 1360 انشعاب کردند و به جای عنوان «چریک‌های فدایی خلق»، برای خود نام «ارتش رهایی‌بخش خلق‌های ایران» (آرخا) را برگزیدند. «آرخا» اشرف دهقانی را به انحراف از اندیشه‌های بیژن جزنی، بنیانگذار فدائیان خلق متهم کرد.

در طول دفاع مقدس، گروه اشرف دهقانی به رغم ناتوانی‌های خود و اختلافات درونی، جنگ با جمهوری اسلامی را تنها راه حیات خود می‌دانستند و برای تأمین نیازهای مالی خود مناسباتی با رژیم بعثی عراق داشتند. این گروه در سال 1362 با موافقت صدام مرکزیت خود را به کردستان عراق انتقال دادند. استقرار در عراق بار دیگر اختلافات درونی آنان را شعله‌ور ساخت، به‌طوری که سال 1365 در روستایی به نام «گاپیلون» در عراق به روی یکدیگر آتش گشودند.[30]

پس از ضرباتی که گروه‌های مسلح ضدانقلاب در کردستان ایران متحمل شدند و به خارج از کشور عقب نشستند، پرونده مبارزه مسلحانه گروه مشهور به «اشرف دهقان» نیز برای همیشه بسته شد.[31]

اشرف دهقانی بعد از پایان جنگ تحمیلی، عراق را ترک کرد و فعالیت‌های سیاسی خود را در اروپا، در محافل‌ تندروی کمونیستی، ادامه داد. از او کتابی با نام «حماسه مقاومت» منتشر شده که گزارش‌های مربوط به فعالیت‌ها، دوره محاکمه، زندان و سرانجام فرار او، به گفته خودش آمده است.

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. روزنامه جمهوری اسلامی، 8 خرداد 1361، ش 867، ص 2.

[2]. پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز بررسی اسناد تاریخی، بخش اسناد، به نقل از کتاب: «چپ در ایران، چریک‌های فدایی خلق به روایت اسناد ساواک»، ص 61.

[3]. فصلنامه مطالعات تاریخی، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ش 21، ص 193.

[4]. نادری، محمود، چریک‌های فدایی خلق، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، بهار ۱۳۸۷، ج ۱، ص 329.

[5]. نادری، محمود، همان، ص ۳۰۴.

[6]. پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز بررسی اسناد تاریخی، همان.

[7]. مدنی، سیدجلال‌الدین، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 2،  تهران، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، تابستان 1387، ص 147.

[8]. پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز بررسی اسناد تاریخی، همان.

[9]. نجاتی، غلامرضا، تاریخ بیست‌وپنج ساله ایران، ج ۱، تهران، انتشارات رسا، ۱۳۷۱، ص ۳۹۱.

[10]. نادری، محمود، همان، ص ۴۷۱.

[11]. پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز بررسی اسناد تاریخی، بخش اسناد، همان.

[12]. همان.

[13]. روزشمار تاریخ معاصر ایران (جمهوری اسلامی ایران)، ج 1 (۲۲ بهمن تا ۲۹ اسفند ۱۳۵۷)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، پاییز ۱۳۹۲، ص 497.

[14]. روزنامه کیهان، ۲۲ خرداد ۱۳۵۸، ش ۱۰۷۳۰، ص ۱.

[15]. پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز بررسی اسناد تاریخی، «نگاهی اجمالی به سازمان چریک‌های فدایی خلق» به نقل از: چریک‌های فدایی خلق: انقلاب اسلامی و بحران در گفتمان، ج 2، ص 40.

[16]. پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز بررسی اسناد تاریخی، همان.

[17]. اسماعیلی، حمیدرضا، تروریسم در ایران معاصر (مطالعه موردی پس از انقلاب اسلامی)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، زمستان 1390، ص 160.

[18]. حزب توده از شکل‌گیری تا فروپاشی، ۱۳۲۰ تا ۱۳۶۸، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، بهار ۱۳۸۷، ص ۵۷.

[19]. اسماعیلی، هادی، روزشمار تاریخ معاصر ایران (جمهوری اسلامی ایران)، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، زمستان ۱۳۹7، 1 تیر تا 31 شهریور 1358، ج 3، ص 270.

[20]. اسماعیلی، هادی، همان، ص 290.

[21]. روزنامه «آیندگان»، سه‌شنبه 9 مرداد 1358، ش 3414، (ص دیدگاه‌ها)؛ اسماعیلی، هادی، همان، ص 302.

[22]. نادری، محمود، همان، ج 2، ص 41.

[23]. غائله چهاردهم اسفند ۱۳۵۹، ظهور و سقوط ضد انقلاب، انتشارات نجات، ۱۳۶۴، ص ۶۴۱.

[24]. کودتای نوژه، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، بهار 1384، ص ۶۱.

[25]. کودتای نوژه، همان، ص ۶۵.

[26]. خبرگزاری تسنیم، «بازخوانی غائله بندرعباس: نفوذ گروه اشرف دهقان به اطلاعات سپاه چگونه شکست خورد؟»، ۱۳ شهریور ۱۳۹۸.

[27]. کودتای نوژه، همان، ص 221.

[28]. خبرگزاری تسنیم، همان.

[29]. نادری، محمود، همان، ج 2، ص 64 و 65.

[30]. همان، ص 332 - 335.

[31]. اسماعیلی، حمیدرضا، همان، ص 164.



 
تعداد بازدید: 10


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: