22 فروردین 1405
بعد از آزادی، دوباره مشغول تدریس و کارهای حوزوی شدم. در آبان ماه یکی از همکاران دبیرستانی آمد و گفت ما میخواهیم انجمن اسلامی معلمان را تشکیل بدهیم و دوست داریم که شما هم با ما همکاری کنید و یکی از اعضای این انجمن باشید. بنده هم گفتم در خدمتتان هستم. پیش از ظهر، معلمان زیادی در دبیرستان حکمت جمع شدند و حیاط مدرسه پر شده بود مأموران رژیم هم مدرسه را محاصره کرده بودند. بنده پشت تریبون رفتم و خیلی مختصر و مفید گفتم ما میخواهیم انجمن اسلامی معلمان را تأسیس کنیم و اعضا هم باید در همین جلسه انتخاب شوند و چون فرصت رأیگیری و سایر تشریفات وجود ندارد، افراد را با صلوات جمعیت حاضر انتخاب میکنیم. همزمان با سخنرانی من مأموران هم گاز اشکآور زدند. با این حال ما کارمان را انجام دادیم و بعد از سخنرانی، اعضای انجمن اسلامی با صلوات و تأیید حضار انتخاب شدند. اعضای منتخب هم بنده را به عنوان رئیس انتخاب کردند.
ما کار انجمن را با برپایی جلسات و مشاوره و گفتوگو آغاز و ادامه دادیم؛ تا اینکه آقای شیخ حسن صانعی که در دفتر مرحوم آیتالله پسندیده بود، به بنده پیغام داد به منزل آقای پسندیده بروم. وقتی رفتم این بحث مطرح شد که الان وقت مناسبی برای اعتصاب معلمان و تعطیلی مدارس است و شما به جهت مسئولیتی که دارید میتوانید این کار را نجام دهید. من پذیرفتم و با بقیه اعضای انجمن موضوع را در میان گذاشتم و گفتم باید این کار به صورتی انجام بگیرد که تأثیرگذار باشد؛ یعنی در اقدامی یکپارچه و هماهنگ، همه معلمان شهر قم دست از کار بکشند و اینطور نباشد که عدهای بپذیرند و جمعی همکاری نکنند.
با همفکری دوستان انجمن، قرار بر این شد که طوماری تهیه شود و در محل کار انجمن در خیابان چهار مردان، نصب گردد تا عزیزان فرهنگی که موافق اعتصاب هستند، آن را امضا کرده و در وقت مقرر دست از کار بکشند و اعتصاب کنند. موضوع را در سطح مدارس اعلام کردیم و خوشبختانه استقبال خوبی به عمل آمد و معلمان بهرغم حکومت نظامی میآمدند و امضا میکردند و میرفتند. محتوای طومار به اختصار این بود که ما معلمان قم اعلام میکنیم که تا پیروزی انقلاب اسلامی از رفتن به کلاسها در همهی مقاطع تحصیلی خودداری خوایه کرد. این طومار با امضای قاطبهی معلمان تکمیل و بعد از آن مدارس قم تعطیل شد. این اقدام برای سرعت بخشیدن به روند انقلاب و زیر سئوال بردن حاکیمت رژیم مؤثر بود. جد از این کار مهم، انجمن اسلامی معلمان قم مدتی به فعالیت خودش ادامه داد تا اینکه شایع شد ساواک میخواهد اعضای انجمن را دستگیر کند. البته خطر بیشتر متوجه بنده بود؛ چون رئیس انجمن و هم من که تازه از زندان آزاد شده بودم و به نوعی سابقهدار به شمار میآمدم. ضمن اینکه ساواک میدانست عمده فعالیتها با تشویق و هدایت من صورت میگیرد. این بود که تصمیم گرفتم مدتی از قم بروم تا آبها از آسیاب بیفتد. در قم هم کار چندانی نداشتم. مدارس تعطیل شده بود و معلمین هم در اعتصاب به سر میبردند.
- خاطرات آیتالله دکتر احمد بهشتی، تدوین سیدمصطفی سیدصادقی، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1401، ص 217 - 218.
تعداد بازدید: 18