30 تیر 1405
روز اول نخستوزیری با اولین نطق رادیویی اصلاحات ارضی، اصلاحات اداری و اقتصادی، مبارزه با فساد، و آزادی و دمکراسی را به مردم وعده دادم. در عوض آنان را به چند صباح قناعت و ساختن با وضع ناملایم مالی و اقتصادی دعوت کردم تا دولت بتواند فرصت انجام برنامههای خود و ایجاد گشایش مالی و اقتصادی را به دست آورد. اما اولین دستورم به عنوان نخستوزیر، دستوری بود که چه در آن زمان و چه امروز میتوان با معیارهای رایج آن را دستوری «عوامفریبانه» نامید، در حالی که به نظر خودم چنین نبود. از ماهها قبل میشنیدم که با وجود فقر عمومی و بحران بازار و کسب و کار، و متزلزل شدن اعتبار اقتصادی و سیاسی کشور در محافل جهانی، اقلیتی که با سوءاستفاده از خزانه دولت و در معاملات مشکوک به آلاف و الوفی رسیدهاند مشغول تفریحات مخصوص خود هستند. کابارههای مختلف در گوشه کنار تهران و بعضی از شهرستانها از زمین روییدهاند و صدها گروه موزیک و هزاران رقاصه فرنگی شبها در آن کابارهها مشغولند و حضرات سوءاستفادهکنندگان از بیتالمال ملت را سرگرم میکنند. و پولهای بادآورده در آن کابارهها به باد داده میشود. اما کار به همین جا ختم نمیشد. عکسها و رپورتاژها و گزارشهایی که از این کابارهها به صورت آگهی و غیره در مجلات منتشر میشد به دست مردم محروم میرسید و غیظ آنان را برمیانگیخت. این موضوعی شده بود قابل بحث برای واعظان و سخنگویان مذهبی که نه کم بودند و نه بیتأثیر. از چندین ماه قبل میشنیدم که در مساجد بر منبرها بازار سخنرانی درباره فساد و کابارهها گرم است و مایه تحریک مردم فقیر و مسلمان و معتقد که این نوع کارها را خلاف شرع و اخلاق میدانستند.
به علاوه اینکه شخصاً هم هیچوقت با این نوع تفریحات روی موافقی نشان ندادهام. در نتیجه همان ساعت اول در اتاق نخستوزیری، در چند سطر به شهربانی دستور دادم که ظرف مدت چهلوهشت ساعت ترتیب لغو جواز کار و اقامت تمام گروههای موزیک و رقاصهها و این قبیل آدمها را بدهد و وسایل خروج آنان را از کشور فراهم کند. به این ترتیب اسلحه تبلیغ را از دست اهل منبر گرفتم.
- خاطرات علی امینی، به کوشش یعقوب توکلی، تهران، حوزه هنری، 1377، ص 104 و 105.
تعداد بازدید: 8