انقلاب اسلامی :: اولین عکس‌العمل‌ها از منع سانسور در مطبوعات

اولین عکس‌العمل‌ها از منع سانسور در مطبوعات

20 مرداد 1405

عصر اولین روز عمر دولت با معرفی کابینه و وزرای تازه‌ای که برگزیده بودم و اولین سخنرانی و دستورها که یکی از مهمترین آنها منع هرگونه سانسور و اعلام آزادی کامل مطبوعات بود، گذشت. کنجکاو بودم بدانم اولین عکس‌العمل روزنامه‌ها چیست. روزنامه اطلاعات سرمقاله‌ای داشت با امضای عباس مسعودی صاحب و مدیر مؤسسه اطلاعات که کمتر اتفاق می‌افتاد خودش سرمقاله بنویسد. از آن سرمقاله بوی بی‌وفایی می‌آمد. مسعودی در آن مقاله خواسته بود دولتی را که تشکیل آن با اهمیت تلقی می‌شد، کم‌اهمیت جلوه دهد. سراسر مقاله تا اندازه‌ای که سواد نویسنده آن قد می‌داد چیزی بود که اهل ادب آن را «مدح شبیه ذم» می‌گویند، یعنی ضمن تعریف و تعارفات معمولی درباره شخص من و آرزوی موفقیت برایم، خاطره‌ای از سال‌ها پیش را یادآوری کرده بود و نوشته بود که: «دکتر امینی هنگام تحصیل و اقامت در اروپا (پاریس) خبرنگار اطلاعات بود و روزی که من به پاریس رفتم به دیدنم آمد. از او پرسیدم شما خیال دارید در آینده چکاره بشوید؟ جواب داد: نخست‌وزیر. حالا آن خبرنگار اطلاعات به نخست‌وزیری رسیده است و امیدواریم در برنامه‌ای که دارد موفق شود». این مقاله‌ای نبود که مدیر یکی از دو روزنامه بزرگ ایران در شروع کار دولتی که قصد تحول دارد بنویسد. قضیه خبرنگاری اطلاعات دروغ نبود. من هنگام تحصیل در پاریس علاقه داشتم به جای وقت‌گذرانی در کافه‌ها و خیابان‌ها در ساعات بیکاری در مجلس و سایر جلسات سیاسی و مصاحبه‌های سیاستمداران فرانسه حاضر شوم و با مشاهده همه مسائل از نزدیک، تجربه‌ای بیندوزم. این کار میسر نبود مگر اینکه یک کارت رسمی خبرنگاری داشته باشم که ‌آن را از روزنامه اطلاعات گرفته بودم. سفر مسعودی به اروپا و ملاقات با او را هم به یاد داشتم. اما آن سئوال و جواب را نه به یاد داشتم و نه دارم. اگرچه آرزو به جوانان عیب نبوده و نیست و من به نخست‌وزیری رسیده بودم، و اگر چه نقل آن مطالب هم مانعی ندارد، ولی نوشتن آن در روزنامه‌ و به آن صورت خاص و کنایه‌آمیز معنای مخصوص خود را داشت.

روزنامه کیهان آن روز را نگاه کردم، آقای دکتر مصباح‌زاده مدیر و صاحب روزنامه، ولی عبدالرحمن فرامرزی سردبیر آن بود و در کار هیئت تحریریه دخالت داشت. با اینکه فرامرزی در چند مجلس مبارزات انتخاباتی سخنرانی‌های گرم و آتشین به سود من کرده بود و از آن سخنرانی‌ها دو سه ماهی بیشتر نمی‌گذشت، ولی چنان که عادت قدیمی او بود که ناگهان به بیراهه بزند، در سر یکی از چهارراه‌های مبارزه به پس کوچه زد. و روبه‌روی من درآمده بود. از سرمقاله و ترتیب اخبار روزنامه کیهان درباره دولت نیز بوی بی‌وفایی به مشام می‌رسید.

می‌دانستم و یقین داشتم که نه عباس مسعودی و نه عبدالرحمن فرامرزی هیچ کدام بدون رضایت شخص شاه جرئت نوشتن چنان مقالاتی را ندارند. در نتیجه دانستم که از همان پیاله اول بد مستی شروع شده است.

 

- خاطرات علی امینی،‌ به کوشش یعقوب توکلی،‌ تهران، حوزه هنری،‌ 1377،‌ ص 119  و 120.



 
تعداد بازدید: 7


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: