05 آبان 1405
... یک روز شنیدم که چند گروه دوست و آشنا از نمایندگان مجلس در خانههای خود جلساتی تشکیل دادهاند و قرار گذاشتهاند فردا صبح که جلسه تشکیل شد دولت را مورد خطاب قرار دهند که چرا بر خلاف رسم قانونی پیش از گرفتن رأی اعتماد از مجلس برنامههای خود را شروع کرده است (گویی انتخاب آنان طبق رسم قانونی و بیتقلب انجام شده بود) دیدم وقتش رسیده است. فرمان انحلال مجلس را به رادیو دادم تا در برنامههای صبح خوانده و تکرار شود. نتیجه معلوم بود. آن جلسه تشکیل نشد و چند روزی لازم بود تا آقایان از بهت و حیرت درآیند و حرفهایهای آن مشغول تحریکات علیه دولت شوند از طرف دیگر شنیدم که فردای انحلال مجلس بازاریان میخواستهاند بازارها را به عنوان جشن و شادی چراغانی کنند ولی جبهه ملی از آن جلوگیری کرده است.
اینکه آنقدر در فصل مربوط به دوران نخستوزیری خودم بیش از حد معمول درباره جبهه ملی مینویسم به سه علت است. اولاً اینکه اگر محققی بخواهد درباره جامعهشناسی سیاسی نیم قرن اخیر ایران تحقیق کند باید در درجه اول متوجه کار حزب توده و جبهه ملی و علل ایجاد و تأثیر سیاسی و اجتماعی آنان در جامعه ایران شود چون به نظر من دو جریان اساسی فکری و سیاسی که در جامعه ما در نیم قرن اخیر مؤثر بودهاند،[1] همین دو جریانند و جز اینها دیگر حزب غیرسفارشی و غیرساختگی نداشتهایم و ثانیاً مشکل اساسی دولت من نه با حزب توده بود، نه با عوامل فساد، نه با مالکانی که از آنان سلب مالکیت میشد، نه با منتظرالوکالههای بیکار شده، نه با شخص شاه و نه با سیاست خارجی یا ضعف اقتصادی، بلکه مشکل اساسی با این دسته سران جبهه ملی بود که به نام آزادی و طرفداری از قانون و یا استفاده از شهرت دکتر مصدق با دشمن ساختند و در کار اصلاحات اساسی سنگ انداختند.
آقایان اشتباه بزرگی کردند و در سیاست گاهی اشتباهاتی هست که نتیجه آن با خیانت یکی است. ثالثاً اینکه بر اثر اشتباه گروهی از آقایان و به کمک جنجال تحتتأثیر قرار دادن افرادی مثل اللهیار صالح و دکتر صدیقی، یک تحول در داخل این جریان مهم سیاسی به وجود آمد و ملیون مسلمان یعنی گروه مهندس بازرگان جدا شدند و گروه بیسر و صداتر ولی بسیار بانفوذتر و با برنامه و تشکیلات منظم نهضت آزادی را به وجود آوردند تا در جریانهای سیاسی سالهای بعد به صورت مؤثرتری در جریانهای سیاسی کشور تأثیر بگذارند. در اینجا منظورم فقط نفس تأثیرگذاری سیاسی است و جای بحث و ارزیابی آثار آن نیست. ...
- خاطرات علی امینی، به کوشش یعقوب توکلی، تهران، حوزه هنری، 1377، ص 142 – 140.
[1]. این اظهار نظر امینی حکایت از عدم شناخت وی نسبت به اوضاع سیاسی ـ اجتماعی کشور ایران و نگرش وی به مسایل از دیدگاه خاص حتی در دوران مدیریت و وزارت وی دارد. چرا که غیر از حزب توده و جبهه ملی، گروهها و جریانهای سیاسی دیگری نیز در عرصه سیاست داخلی و جامعه سیاسی ایران تأثیرگذار بودند. فداییان اسلام، هیئتهای مؤتلفه و روحانیت از آن جملهاند.
تعداد بازدید: 7