19 شهریور 1390
«انقلاب و فرهنگ سیاسی ایران» عنوان کتابی از حمیدرضا اسماعیلی است که در تابستان 1390 توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. این اثر از سه فصل و 422 صفحه تشکیل شده و موضوع آن تبیین انقلاب اسلامی سال 57 براساس فرهنگ سیاسی ایران در دو دهه واپسین پهلوی است.
نویسنده مدعی است «مفهوم» فرهنگ سیاسی را در این کتاب به «نظریه»ای برای تبیین انقلابها تبدیل کرده است. او در این باره مینویسد: مطابق «نظریه فرهنگ سیاسی» انقلابها تحت شرایط زیر به وقوع میپیوندند:
1ـ میان فرهنگ سیاسی هیأت حاکم با جامعه یکپارچگی نباشد.
2ـ درون فرهنگ سیاسی جامعه مؤلفههای رادیکلالیسم موجود باشد.
3ـ در حالی که انگیزه مشارکتطلبی سیاسی در فرهنگ سیاسی جامعه وجود دارد، حکومت اجازه آن را ندهد. به عبارت دیگر، مطلب فوق فرضیه اصلی اسماعیلی را در این اثر شکل میدهد. لذا او ضمن آن که تلاش دارد جزئیات و ابعاد مختلف فرهنگ سیاسی ایران را در دو دهه پایانی حکومت پهلوی بیان کند، همچنین میان فرهنگ سیاسی جامعه و حکومت تفاوت قائل میشود و آنها را جداگانه بررسی میکند.
در میان فصلهای سهگانه کتاب، فصل نخست به بیان مباحث نظری تعلق دارد. در این فصل، نویسنده به بیان مختصر رویکردهای متفاوت فرهنگشناسی پرداخته و در نهایت دریافت خود از فرهنگ و روش مناسب فرهنگشناسی را بیان کرده است. او در ادامه این فصل، به بیان تعابیری از فرهنگ سیاسی روی آورده و این بار نیز تلقی متن کتاب از «فرهنگ سیاسی» را توضیح داده است.
در فصل دوم، نویسنده به اقتضای روش پژوهشی خود که در فصل نخست بیان کرده بود، تلاش کرده است تا فرهنگ سیاسی به میراث رسیده از تاریخ بلافصل گذشته یعنی عهد صفوی و مشروطه را بیان کند. به اعتقاد او، بدون بررسی فرهنگ سیاسی و ساختار سیاسی ایران در این دوران، شناخت فرهنگ سیاسی ایران عصر پهلوی دشوار خواهد بود.
اما فصل سوم، بخش اصلی کتاب را تشکیل میدهد؛ به طوری که در دو فصل نخست حکم مقدمات فصل سوم را دارند. این فصل خود از دو قسمت کلی فرهنگ سیاسی جامعه ایران (در دو دهه واپسین پهلوی) و فرهنگ سیاسی هیأت حاکم پهلوی تشکیل شده است.
در قسمت نخست فصل سوم، اسماعیلی به اقتضای دریافتی که در فصل نخست از فرهنگ و فرهنگ سیاسی داشته، تلاش کرده است از مهمترین مؤلفهها و روشهایی بهره ببرد که میتوان با آنها فرهنگ سیاسی جامعه ایران را استخراج کرد و ابعاد مختلف آن را شناخت. در این قسمت، برای شناخت فرهنگ سیاسی جامعه ایران به جلوههای فرهنگی زیر در دو دهه واپسین پهلوی، نظر شده است: شعر، موسیقی، سینما، ادبیات منثور، وعظ (خطابه)، مباحث روشنفکرانه، مرجعیت دینی و شعارهای سیاسی.
از آنجا که نویسنده معتقد بوده است اقبال جامعه به هنرمندان و اندیشمندان رابطهای دو طرفه است، در بررسی موارد فوق تلاش شده آثار مهمترین و مشهورترین افراد آن دوره مورد بررسی قرار گیرند: به طور مثال در شعر، اشعار سهراب سپهری، هوشنگ ابتهاج، احمد شاملو، محمدحسین شهریار، مهدی اخوان ثالث و حمید سبزواری بررسی شود. که در هر کدام جلوههایی از فرهنگ سیاسی ایرانیان موجود است. در سینمای آن دوران، ضمن بررسی کلی سینمای فیلم فارسی به تحلیل دو فیلم برجسته آن دو دهه یعنی «قیصر» (ساخته مسعود کیمیایی) و «گاو» (ساخته داریوش مهرجویی) پرداخته شده است. در موسیقی دو دهه واپسین پهلوی نیز با تفکیک میان سه موسیقی سنتی، مطربی و پاپ ویژگی فرهنگی هر یک مورد توجه قرار گرفته است. در ادبیات منثور آن دوره، جلال آل احمد و صادق چوبک بیش از دیگران برجسته شناخته شدهاند و در میان روشنفکران هم به شریعتی و بازرگان توجه شده است. نویسنده در سنت وعظ و خطابه نیز به دلیل استقبال گسترده عمومی، شیخ احمد کافی و محمدتقی فلسفی را بیش از دیگران حائز اهمیت داشته است. در میان مراجع دینی هم ضمن بیان مباحثی درباره آیتالله بروجردی، آثار فکری امام خمینی بررسی شده است. ناگفته نماند که نویسنده در هر کدام از این مباحث، فرهنگ سیاسی ایرانیان را مدنظر قرار داده است.
در قسمت دوم فصل سوم نیز نویسنده براساس چهار روش تلاش کرده است فرهنگ سیاسی هیأت حاکمه پهلوی را بشناسد. این چهار روش عبارتنداز:
1ـ بررسی ایدئولوژی سیاسی حکومت پهلوی
2ـ بررسی ویژگیهای فکری و شخصیتی شاه (به عنوان نماد پهلوی)
3ـ بررسی ساختار سیاسی پهلوی و تأثیرات آن بر فرهنگ سیاسی
4ـ بررسی پژوهشهای پرسشنامهای درباره نخبگان سیاسی و وابستگان به بوروکراسی پهلوی
تعداد بازدید: 1636