25 آبان 1390
علی ملیحی
«علاء همهاش نخستوزیر میشد! یك بار میافتاد و دو مرتبه نخست وزیر میشد تا بالاخره وزیر دربار شد كه در آن موقع فوت كرد.او خیلی باهوش بود.خیلی فرنگیمآب و خیلی تحصیل كرده...»
اشرف پهلوی خواهر دوقلوی شاه، حسین علاء سیاستمدار کهنه کار عصر پهلوی را اینچنین توصیف میکند. حسین علاء این فارغالتحصیل حقوق از دانشگاه لندن به راستی رکورد مقامات عالی در نیم قرن حکومت دودمان پهلوی در ایران را در دست دارد.
آنچنان که از سخنان اشرف بر میآید حسین علاء یک «درباری وفادار»به پهلویها بود.او اگرچه در مجلس پنجم و در کنار دوست نزدیکش محمد مصدق و چند نماینده دیگر مخالف سرسخت خلع احمد شاه قاجار از سلطنت و پادشاهی رضاشاه بود اما در سالهای حکومت محمدرضا، وفاداری به او را در بیش از دو دهه حضور در سمتهایی همچون، نخست وزیر، وزیر دربار، وزیر خارجه و سفیر کبیر در پاریس و واشنگتن به اثبات رساند.هم او بود که در سختترین روزهای پهلویها و در دورانی که مصدق حقوق آشپزهای دربار را نیز کنترل میکرد در کنار شاه ایستاد و هم او بود که در بهار و تابستان 32 شاه جوان و سست اراده را به کودتا علیه مصدق ترغیب کرد و زمینه روی کار آمدن فضلالله زاهدی را با مشاورت آمریکاییها چید.
او اما از تبار زمینداران اشرافی بود که در حکومت پهلوی نقش عمده را در ساختار قدرت ایران به دست داشتند.نزدیکی علاء به دربار چنان بود که پس از جدایی شاه از فوزیه شاهزاده مصری، ایران دختر علاء اصلیترین کاندیدای ازدواج با شاه بود که البته با مخالفت مادر و خواهران شاه این ازدواج سر نگرفت.
او در سالهای حضور در وزارت دربار اما میانه چندان خوبی با خاندان سلطنتی نداشت و در خفا و یا نزد دوستان نزدیکش چون حسن تقیزاده به انتقاد از خاندان سلطنتی میپرداخت.علاء تا یک دهه پس از کودتای 28 مرداد نیز بر مسند قدرت ماند و تا سال 1343 که فوت کرد، دو سال نخست وزیر و دو دوره وزیر دربار شد.
حسین علاء اما در جریان نهضت ملی شدن نفت و دوسال و دو ماه نخستوزیری دکتر مصدق بر ایران، نقشی بیبدیل را ایفا کرد. او همان کسی بود که در اوج دوران قدرت مصدق و ضعف شاه، زمانی که مصدق حاضر نبود به حضور «اعلیحضرت همایونی»شرفیاب شود تا محمدرضا بسان شاهان اروپایی تنها سلطنت کند و نه حکومت، هر روز ساعت 10 صبح با چمدانی حاوی نامههای مختلف، فاصله 300 قدمی کاخ مرمر تا خانه مصدق را پای پیاده طی میکرد و در مقام وزیر دربار به دیدار نخستوزیر میرفت.
سپس برخی فرامین که باید طبق قانون اساسی به امضای شاه برسد یه علاء تحویل میشد و او به امضا میرساند و فردای آن روز به مصدق تحویل میداد.
گاه مطالبی بود که علاء شفاها منتقل میکرد و هم او بود که خواستههای محدود شاه و خاندان سلطنتی را با اصرار از مصدق میگرفت و تلاش میکرد این دوست صمیمی و یار قدیمی خود را از فشار بیش از اندازه بر شاه برحذر دارد و او را توصیه کند که در بحران نفت، موضعی نرمتر در قبال غرب اتخاذ کند.چه، او خود از موافقان به نخست وزیری رسیدن مصدق و از زمینه چینان اصلی بود.
حسین علاء به دنبال ترور رزم آرا به دست فداییان اسلام از سوی شاه به کفالت نخستوزیری برگزیده شد.در این روزها که کمیسیون نفت به دنبال تصویب ماده واحده ملی شدن نفت بود، انگلیسیها به دنبال مهرههایی همانند سیدضیاء برای نخست وزیری بودند اما نمایندگان مجلس به علاء رای تمایل دادند.
به گفته یروند ابراهامیان این انتخاب به دو دلیل صورت گرفت: حسین علاء که اشرافی لقب دار و وزیر دربار بود مورد اعتماد زمینداران محافظهکار و دیپلماتی برجسته بود که به ضدیت با انگلستان شهرت داشت.او وزیرانش را با مشورت مصدق انتخاب کرد، حکومت نظامی را ادامه نداد و به آیتالله کاشانی اجازه بازگشت به تهران را داد».
او در مراحل ارائه و تصویب ملی شدن نفت در مجلس و در سنا هیچ اقدامی در مقابل آن انجام نداد که در شرایط آن روز نشان از موافقت او با ملی شدن نفت بود.نمایندگان سفارت انگلیس در همان روزها یادداشتی به علاء تسلیم کردند که ملیکردن را در آن یادداشت نفی کرده ولی آمادگی شرکت را برای پرداخت حقالسهم سخاوتمندانهتری (بالای 50-50)به ایران ابراز داشته بود.
علاء ظاهرا قول داد که نامه مذکور را قبل از تصویب اصل ملی شدن تقدیم مجلس کند ولی یا تعمدا نخواست – یا سرعت عمل نمایندگان مانع از طرح آن شد به هر صورت نتوانست به وعدهای که داده بود، عمل کند.
به دنبال ملیشدن صنعت نفت، دولت انگلستان که از این اتفاق شدیدا ناراضی بود، واكنش بسیار تندى نشان داد و با پرداخت نکردن عیدی و اضافه کار کارکنان شرکت نفت نارضایتی شدید آنها را برانگیخت اوضاع به گونهای شد که سندیکاهای کارگری نزدیک به حزب توده در خوزستان کارگران را تشویق به اعتصاب کردند.بهاین ترتیب آشوب خوزستان را فرا گرفت و در این آشوبها چند تبعه انگلستان و تعدادی کارگر ایرانی کشته شدند.این اتفاقات دولت علاء را که از یک سو زیر فشار مجلس و از سوی دیگر زیر فشار انگلستان بود در وضعیت دشواری قرار داد.
پنجم اردیبهشت ماه 1330 کمیسیون نفت گزارش اقدامات خود را در باب اجرای ملی شدن صنعت نفت در 9 ماده تنظیم وبا سه فوریت تقدیم مجلس شورای ملی کرد.
در همان جلسه هم دکتر مصدق تقاضا کرد که چون طرح سه فوریتی است خلاف معمول جلسات علنی مجلس شورا همه روزه تشکیل بشودتا «طرح 9 مادهای اجرای قانون ملی شدن» به تصویب برسد اما یک روز بعد حسین علاء نخست وزیر که تا دیر وقت پنجشنبه در جریان کار مجلس قرار داشت بدون اطلاع قبلی به مجلس یا وزرا در کاخ سلطنتی حضور یافت و استعفای دولت را تسلیم شاه کرد.
علا معتقد بود چون قوه مقننه با تنظیم طرح 9 مادهای (آنهم با خواست سه فوریت) عملا در کار قوه مجریه دخالت كرده وراه خدمتگزاری دولت را سد کرده مجالی برای بحث گفتوگو باقی نیست بهاین جهت دولت قادر به انجام وظیفه نمیباشد.
در این میان برخی معتقدند که انگلستان تلاش فراوانی کرد تا سید ضیاءطباطبایی را روی کار آورده و از طریق او به یک معامله قابل قبول درخصوص نفت دست یابد.با این وجود تردیدی نیست که حتی خود شاه هم در این وضعیت با توجه به تصویب قانون ملی شدن نفت در سنا و امضای آن توسط خودش از یک سو و هیجان فوق العاده مردمی برای اجرای این قانون تمایلی به نخست وزیری سیدضیاء نداشت.بهاین ترتیب حسین علاء در این وضعیت، مصدق، دوست قدیمی خود را ترغیب کرد تا نخست وزیری را با توجه به نظر مساعد شاه بپذیرد.یک روز بعد در جلسه مجلس مصدق به شکلی شگفتانگیز نخست وزیری را پذیرفت و شاه او را مامور تشکیل کابینه کرد.
علاء دوباره به سمت وزارت دربار بازگشت و نقش رابط اصلی میان دوست و همکار دوران جوانی خود که اینک نخست وزیر ایران بود را با شاه جوان به عهده گرفت.
علاء در این دوره اگرچه مورد وثوق اعضای اصلی جبهه ملی بود اما فشارهای شدید مصدق به دربار و تحقیر مداوم شاه از یک سو، قدرت یافتن بیسابقه حزب توده از سوی دیگر و ناتوانی دیپلماتیک مصدق و یارانش در حل بحران نفت و درافتادن با دنیای غرب و به خطر افتادن منافع طبقه اشراف و زمینداران که علاء پس از شاه ذی نفوذترین نماینده آنان در طبقه حاکم بود او را به لزوم برکناری مصدق و حل بحران نفت از طریق سازش متقاعد کرد.
اواگرچه در خفا اما با قاطعیت تلاشهای خود برای کنار زدن مصدق را آغاز کرد.تلاشهای علاء اما در دورانی آغاز شده بود که مصدق پس از قیام 30 تیر و رسیدن دوباره به نخست وزیری و وزارت جنگ هر آینه دوستان و موافقانی را از دست میداد.
شاه درهمین دوران و برای حل بحران نفت به توصیه علاء و از طریق خود او به مصدق پیام داد که ممکن است شخصی دیگر از جبهه ملی(مانند اللهیار صالح) بتواند به مصالحهای با انگلستان برسد اما مصدق این پیشنهاد را رد کرد.
علاء اما از این زمان تمامی تلاش خود را برای برانداختن مصدق به کار برد و در این راه بی پروا به مذاکرات محرمانه با هندرسون سفیر آمریکا در تهران نشست.
به گزارش هندرسون، علا در دیداری در فروردین سال 1332 به سفیر آمریکا میگوید:«هفته گذشته گروهی از سیاستمداران با وی(علا) تماس گرفته و اصرار داشتند تا وی به شاه بگوید که تعلل بیشتر در اقدام علیه مصدق ممکن است برای نجات ایران بسیار دیر باشد.
به عقیده علاء اکثر این افراد معتقد بودند که تنها فردی که میتواند جانشین مصدق باشد، تیمسار زاهدی است.زاهدی از حمایت رهبران سیاسی مانند کاشانی، حائری زاده، بقایی و برادران ذوالفقاری و سایر محافظهکاران و ارتش برخوردار است.مکّی نیز ممکن است که از او پشتیبانی نماید...علاء به زاهدی گفته بود که وی اطمینان دارد که شاه مایل نیست اقدامی برخلاف قانون اساسی انجام دهد.شاه در یک کودتا شرکت نمیکند»
بهاین ترتیب حسین علاء وزیر دربار شاه علنا در دیدار با سفیر آمریکا احتمال توفیق یک کودتای نظامی علیه مصدق را مورد بحث و بررسی قرار میدهد.جبهه ملی که در این ماهها متوجه شده بود که ستون اصلی ضدیت با مصدق نه شخص شاه بلکه وزیر کهنهکار دربار است از شاه درخواست برکناری او را داشت.علاء اما تا آخر بر سر کار ماند و شاهد سقوط مصدق در مرداد 32 و پیروزی کودتایی بود که به عقیده بسیاری خودش از زمینه سازان و مجریان اصلی آن بود.
حسین علاء اما به پاس این تاجبخشی دوباره به شاه در سالهایی که محمدرضا پهلوی حکومت میکرد و نه سلطنت، یا نخست وزیر و یا وزیر دربار بود.علاءدر تیرماه 43 در سن 80 سالگی در حالی از دنیا رفت که بیش از 60 سال در بالاترین پستهای دولتی حضور داشت.مرگ علا البته بسیاری از اسرار کودتای مرداد 32 را با خود به زیر خاک برد.
منبع: عصر ایران
به نقل از: اعتمادملی
تعداد بازدید: 1495