18 بهمن 1390
«روز 9/3/42 از ساعت 9:15 تا 10 شب آقای طالقانی در مسجد هدایت سخنرانی نمودند. ایشان اول بعد از این که چند آیه از قرآن مجید تلاوت نمودند گفتند که من ایستاده سخن میگویم چون رسول اکرم نیز ایستاده سخن میگفت و دوم این که اگر بنشینم و سخن بگویم جایم گرم میشود و هم چانهام گرم میشود و آن وقت بیش از اندازه حرف میزنم آن هم برای بعضی خوشآیند نیست (منظور از بعضیها دولت است) بعد از ادای این جمله مردمی که در مسجد بودند همه به صدای بلند پوزخندی زدند ...»
مرحوم آیتالله طالقانی زندگانی سادگی و صمیمیت را پیشه کرد و به حق زیبندهی عبارت "ابوذر زمان" بود. او البته در وادی مبازره نیز به سلوک ابوذر ره برده، مستحکم و مقاوم بود. علاوه بر این، چنان در بودناش صادق و درست بود که این تصویر «صمیمی و مستحکم» نه فقط در دل مریدان و دوستداراناش، که حتی در گزارشهای ساواک نیز منعکس شدهبود.
آیتالله طالقانی در دههی 1320 شمسی برای احیای تفکر دینی و روشنگری جامعه و به کمک تجربیاتی که از بزرگان حوزه به دست آوردهبود، جلسات قرآن را در خانهها احیا نمود و زمینه را برای برپایی جلسات بزرگتر و آشکارتر به وجود آورد. خلاء پایگاههای فکری و مذهبی از سوی عدهای از روحانیون از جمله آیتالله طالقانی احساس میشد لذا ایشان برای رفع این کمبود پایگاهی پدید آورد که در ابتدا محل ترویج تفکر مذهبی و بعدها ریشه بسیاری از تشکلها و گروههای مبارز در دورهی پهلوی بود. این پایگاه مسجد هدایت نام داشت. آیتآلله طالقانی از سال 1327 در مسجد هدایت مستقر شد و آموزش جوانان را شروع کرد. به واقع میتوان گفت یکی از قدیمیترین کانونهای مذهبی و انقلابی تهران مسجد هدایت است که مقر فعالیتهای سیاسی فرهنگی مرحوم آیتالله طالقانی بود.
کتاب «مسجد هدایت به روایت اسناد ساواک» از سری کتابهای «پایگاههای انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک» است که در سال 1389 توسط مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات به چاپ رسیدهاست. این کتاب که در 2 جلد تنظیم شدهاست در مجموع بیش از 1000 صفحه دارد و شامل تعداد قابل توجهی از اسناد ساواک پیرامون فعالیتهای مسجد هدایت است.
مسجد هدایت تهران یکی از پایگاههای مهم سیاسی و فرهنگی در دوران پهلوی بوده و نقش این پایگاه در تنویر اذهان مردم بالاخص جوانان، تحصیلکردگان، نخبگان و روشنفکران از اهمیت والایی برخوردار بودهاست. حضور عالمی برجسته و نستوه چون مرحوم آیتالله طالقانی در مقام «هدایت» فعالیتهای این مجموعه- با توجه به معنویت، اخلاص، شجاعت و مجاهدت او- بر این اهمیت افزود.
کتاب فوقالذکر حاوی اسناد به دست آمده و جمعآوری شده در مورد مسجد هدایت میباشد که در دو جلد تدوین شدهاست؛ جلد اول این کتاب شامل اسناد مسجد هدایت از ابتدای سال 1340 تا پایان سال 1347 و جلد دوم آن از ابتدای سال 1348 تا بهمن سال 1357 و پیروزی انقلاب اسلامی است.
در آغاز این کتاب، نخست به ضرورت وجود مساجد در جامعه تأکید میشود و مساجد را پایگاهی استوار برای تعلیم و ارشاد مردم در راستای تشکیل یک نظام اجتماعی عادلانه به شمار آوردهاست و در رابطه با تشکلهای مذهبی ـ سیاسی پس از سقوط پهلوی اول توضیحاتی را ارائه میشود. در ادامه به طور خاص به مسجد هدایت- که در خیابان جمهوری اسلامی نرسیده به خیابان لالهزار واقع شده- پرداختهاست؛ رونق فعالیتهای مسجد در سال 1327 با آمدن آیتالله طالقانی و توسعهی مسجد در سال 1340 که بر اساس کتاب طالقانی و تاریخ، نوشته بهرام افراسیابی و سعید دهقان بدان اشاره میشود.
از جملهی اصلیترین فعالیتهای آیتالله طالقانی که در مسجد هدایت برگزار میشد، تفسیر قرآن بود. مرحوم حجتالاسلام والمسلمین علی حجتی کرمانی در خصوص جلسات تفسیر قرآن آیتالله طالقانی میگوید: «شهید چمران را من از دوران مسجد هدایت میشناختم. مسجد هدایت در واقع ستاد مرکزی احرار بود. اغلب دانشجویان و استادان ضدرژیم، در پای درس تفسیر آیتالله طالقانی در این مسجد گرد میآمدند».
از نگاه مؤلف مقدمهی کتاب، مسجد به سبب آن که خاستگاه توحید و نفی شرک است، جایگاه ندای حق و دادخواهی مظلوم نیز به حساب میآید، لذا در دورهی پهلوی مسجد همواره مهد قیام و اعتراض بود. تبادل اطلاعات و جلسهها و مشاوره میان مبارزان نیز در مساجد انجام میپذیرفت. زیرا پخش اعلامیه در اغلب مساجد ایران سهلتر و سریعتر سایر مراکز اجتماعی صورت میگرفت و بخش عمدهای از فعالیتهای اینچنینی در مساجد رقم میخورد. بدین جهت میتوان از مسجد هدایت به عنوان یک مرکز اطلاعرسانی نام برد که جایگاه آن در پیشبرد انقلاب اسلامی شایستهی بررسی است.
مهمترین جلسات مسجد هدایت، جلسات بحث و تفسیر آیتالله طالقانی بود که معمولاً شبهای جمعه برگزار میشد. شهید محمدعلی رجایی در اسناد و بازجوییهایی که ساواک از ایشان نمودهاست، مینویسد: «شبهای جمعه به این مسجد میرفتیم و در جلسات سخنرانی و تفسیر آقای طالقانی شرکت میکردیم». بخش عمدهای از اسناد ساواک که در کتاب حاضر گردآوری شدهاست مربوط به سخنرانیهای آیتالله طالقانی در این جلسات است. با بررسی سخنرانیها و تفاسیر ایشان میتوان به اندیشهها و ویژگیهای شخصیتی ایشان پی برد. یکی از مهمترین ویژگیهای آیتالله طالقانی شجاعت در بیان انتقادات از رژیم بود: «جلسهی بحث و تفسیر هفتگی در مسجد هدایت ... سید محمود طالقانی سخنان خود را پیرامون آیة 8 و 9 سورة نساء آغاز [کرد] و پس از قرائت آیه و ترجمة آن اظهار داشت که این آیه، آیة تهدید است و تهدید دو نوع است: یکی برای ظالمها که مال یتیم و مال مردم را- که در اختیار دارند- میخورند و بعد تهدید برای کسانی که نسل ضعیف بار میآورند تا از هرگونه مقاومت پایداری و مبارزه جلوگیری شود». سخنان آیتالله طالقانی به صورتی بود که حتی مامور ساواک را نیز مستاصل میکرد: «کلیة سخنان طالقانی کنایه و حمله به دستگاه و بیان مطالب و گفتاری بود که مردم را به رفتار غیرقانونی دستگاه راهنایی گردد منتها از لابهلای آن آیاتی را قرائت مینمود که در واقع سند محکومیت برای دستگاه میساخت». از دیگر نکات جالب گزارشهای ساواک ذکر نام افراد شناختهشده در جلسات مسجد هدایت است. بدین صورت میتوان به تنوع فعالان مرتبط با مسجد هدایت پی برد.
نقش مسجد هدایت در حمایت از مردم از موارد مهم دیگری است که در سندهای ساواک بدان اشاره شدهاست. از مسجد هدایت میتوان به عنوان موسسهای با فعالیتهای خیریه یاد کرد که علاوه بر خدمات فکری، فرهنگی و مذهبی، خدمترسانی به مردم را یکی از وظایف خود به شمار آورده و به عنوان یکی از کانونهای مهم کمکرسانی مادی به مردم تبدیل شدهبود.
یکی از مباحثی که در جلسات بحث و تفسیر هفتگی مسجد هدایت بسیار به آن پرداخته میشد موضوع فلسطین و حمایت از مسلمانان فلسطین بود. در این مسجد به انحای مختلف در این راستا اقدام میشد؛ از سخنرانیهای روشنگرانه آیتالله طالقانی و مبارزان دیگری همچون اکبر هاشمی رفسنجانی گرفته تا جمعآوری وجوه نقدی برای کمک به مردم و مبارزان فلسطینی، به طوری که میتوان مسجد هدایت را یکی از پایگاههای فلسطین دانست. محمدصادق طباطبایی از جمله کسانی بود که فطریههای نمازگزاران را در مسجد هدایت جمعآوری میکرد. وی در این باره چنین میگوید: «فطریهها را جمع کردیم. رقم آن چقدر بود خاطرم نیست، رقم قابل توجهی شد که بلافاصله بعد از مسجد آمدیم و به سفارت مصر رفتیم که آن موقع در خیابان قوامالسلطنه [30 تیر] بود. آنجا رفتیم و پولها را به وسیلة آنها به فلسطینیها دادیم [چون] که اینجا [فلسطینیها] سفارت نداشتند. [اما] اسرائیل آن زمان در ایران سفارت داشت». اقدامات شجاعانهی آیتالله طالقانی برای جلب حمایت ملت ایران از مبارزان فلسطینی و کمک به آنان، مخالفتهای بسیاری را در میان بعضی از اقشار جامعه برانگیخت. در این میان رژیم سعی کرد تا از طریق عوامل خود به اختلافات و تفرقه دامن بزند.
آیتالله طالقانی به علت فعالیتهای مبارزاتیاش به دفعات زندانی شد و حتی بخشی از دههی 1350 را در تبعید گذراند. در دههی 1340 شمسی در نبود آیتالله طالقانی، آیتالله سیدابوالفضل زنجانی امامت مسجد را به عهدهگرفت و بخشی از اسناد ساواک پیرامون مسجد هدایت مربوط به ایشان است. علاوه بر این مبارزان دیگری نیز در این مسجد به سخنرانی میپرداختند که میتوان از سلسله جلسات مرحوم محمدجواد باهنر اشاره کرد و همچنین فعالیتها و سخنرانیهای افراد دیگری مانند مهدی بازرگان، محمدتقی شریعتی، مرتضی مطهری، محمد مجتهدشبستری، ناصر مکارم شیرازی و اکبر هاشمی رفسنجانی. رژیم پهلوی به منظور کاستن از تأثیر فعالیتهای سیاسی مساجد، به عناوین مختلف با ایجاد خلل در امور مساجد و بستن برخی از این پایگاهها میکوشید به اهداف خود دست یابد؛ به طوری که حتی مانع از برگزاری جلسات ترحیم و بزرگداشت شهدا و یا افراد دیگر میشد. از جمله این اقدامات رژیم بستن مسجد هدایت و قرار دادن «تعدادی پلیس مقابل مسجد و حدود خیابان استانبول» (خ جمهوری) و یا جلوگیری از برگزاری مراسم بزرگداشت شهادت آیتالله سیدمحمدرضا سعیدی در سال 1349 بود. حکومت شاه مسجد هدایت و مسجد جلیلی را به عنوان پایگاههای نیروهای فعال مذهبی شناختهبود و بر این مراکز فشار وارد میکرد؛ به طوری که حتی تعهد گرفته بودند در مسجد هدایت مجلس ختم هم برگزار نشود.
فعالیتهای مسجد هدایت پس از تبعید آیتالله طالقانی در آذر سال 50 به زابل مقداری کمرنگ شد ولی اعضای فعال مسجد هم چنان این پایگاه الهی را حفظ نموده و سعی میکردند این سنگر را آن چنان که بود نگه دارند. با شدت گرفتن حرکتهای انقلابی مردم در سال 1357 آیتالله طالقانی از زندان آزاد شد و در 28 دی ماه سال 57 - مصادف با اربعین حسینی - و با حضور هزاران نفر از مردم مسلمان و مبارز تهران، ندای خوش و دلنشین ایشان دیگربار در مسجد هدایت طنینانداز شد و سخنرانی پرشوری از او به یادگار ماند. این جلسات تا پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 57 ادامه پیدا کرد.
پژوهشهای جدیدی که پیرامون نقش تاریخی مسجد هدایت باشد بسیار معدود و انگشتشمارند، به جز کتاب فوقالذکر، نمونهی قابل ذکر دیگر کتاب "تاریخ شفاهی مسجد هدایت" (1387، مرکز اسناد انقلاب اسلامی) است که میتواند برای مطالعه و پژوهشگران مفید باشد. با توجه به این امر، اسناد کتاب مسجد هدایت به روایت اسناد ساواک که از پروندههای مختلف ساواک جمعآوری شدهاست میتواند فعالیتها و برنامههای مسجد هدایت در پیش از انقلاب را به خوبی به تاریخنگاران و علاقهمندان به مباحث تاریخی بنمایاند.
کبری خرّم
تعداد بازدید: 1324