انقلاب اسلامی :: همه‌پرسی جمهوری اسلامی

همه‌پرسی جمهوری اسلامی

17 آذر 1400

زهرا رنجبر کرمانی

انقلاب اسلامی ایران پاسخی به مشکلات ایجاد شده در روند ترقی‌خواهی با مدل غربی و واکنشی به بحران هویت در آن بود. این انقلاب نقطه تکامل بیداری اسلامی و الگویی برای تعالی بود، به عبارتی انقلاب اسلامی که در راستای هویت‌خواهی و استقلال‌طلبی به وقوع پیوست، با خود الگویی به همراه داشت که پیشرفت را نه بر مبنای وابستگی به غرب بلکه بر پایه دلبستگی به هویت و فرهنگ خودی می‌دانست. بدین‌ترتیب نظام شکل گرفته پس از انقلاب نشان‌دهنده حاکمیت این الگو در آن است. موضوع هویت‌خواهی، تعالی‌طلبی و استقلال‌طلبی را می‌توان در آراء امام خمینی نیز مشاهده کرد. نگاهی به شعارهای مردم در جریان انقلاب و نظریات اندیشمندان خارجی درباره انقلاب نیز بیانگر همین مدعاست.[1]

در حکومت پهلوی مردم امکان مشارکت سیاسی نداشتند و نمی‌‌توانستند در سرنوشت خود دخالت کنند. حکومت پهلوی با کودتا روی کار آمده بود، قوه مقننه شکل فرمایشی داشت و اثری از مشارکت سیاسی به چشم نمی‌‌خورد. انقلاب اسلامی با تغییر این وضعیت مردم را نسبت به سرنوشتشان حساس کرده، آن‌ها را به مشارکت سیاسی فراخواند. بدین‌ترتیب کمتر از دو ماه پس از پیروزی انقلاب، اصل نظام به همه‌پرسی گذاشته شد[2] ؛ پیشتر اما توده‌های مردم با برگزیدن امام خمینی به عنوان رهبر نهضت نشان داده بودند که در پی تحقق آرمان‌های وی هستند.

افکار و اندیشه‌های سیاسی امام خمینی برخلاف ادعای برخی از محافل اپوزیسیون و نیز برخی روشنفکران داخل و خارج از کشور ناشناخته و مجهول نبود. ایشان سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب و در دوران اقامت در نجف درباره فلسفه سیاسی، حکومت اسلامی و ولایت فقیه بحث و سخنرانی کرده، شعار «حکومت اسلامی» در تظاهرات، راه‌پیمایی‌ها و اجتماعات عنوان شده بود.[3] امام بر این باور بود که رابطه دین و سیاست را باید در حکومت محقق ساخته، مسلمانان باید برای تشکیل حکومتی متأثر از اسلام بکوشند. وی بحث حکومت اسلامی را در سه مرحله با توجه به شرایط و رخدادهای سیاسی وقت کشور طرح کرد که عبارتند از: مرحله اول ـ حکومت اسلامی به عنوان یک آرمان در دوران غیبت (در دهه 20)؛ مرحله دوم ـ حکومت اسلامی به عنوان الگوی جایگزین سلطنت (در اواسط دهه 40) و مرحله سوم ـ حکومت اسلامی در قالب نظام جمهوری اسلامی (در دوران انقلاب و پس از آن).[4]

امام بر این باور بود که تأسیس حکومت اسلامی به این دلایل ضروری است: 1ـ ناکافی بودن قانون برای اصلاح جامعه؛ 2ـ تأسیس حکومت توسط پیامبر اسلام؛ 3ـ تعیین حاکم اسلامی و خلیفه از سوی پیامبر، 4ـ نیاز بسیاری از قوانین اسلام در اجرا به حکومت؛ 5ـ ضرورت استمرار اجرای احکام اسلام؛ 6ـ استقرار نظام سیاسی غیرطاغوتی و از بین بردن آثار طاغوت در جامعه؛ 7ـ آزاد کردن وطن اسلامی از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولت‌های وابسته و 8ـ تأکید آیات و روایات بر ضرورت تشکیل حکومت اسلامی.[5]

حکومت اسلامی در اندیشه سیاسی امام خمینی، حکومت قانونِ اسلام یعنی همان قانونی است که از طرف خداوند ابلاغ و توسط قرآن و پیامبر بیان شده است. این حکومت با حکومت‌های موجود تفاوت ماهوی دارد؛ حکومتی سلطنتی، فردی، استبدادی و مطلقه نیست و رئیس آن اختیاری بر جان و مال مردم ندارد. حکومت اسلامی حکومت قانون است که در آن حاکمیت منحصر به خدا و قانون فرمان و حکم خداست. اختیارات محدود پیامبر و ولات نیز از طرف خداوند به ایشان داده شده است. حکومت اسلامی با حکومت‌های مشروطه سلطنتی و جمهوری نیز تفاوت اساسی دارد. در این حکومت‌ها شاه یا اکثریت نمایندگان مردم قانون‌گذارند، حال آنکه در حکومت اسلامی وضع اولیه قانون بر عهده شریعت است و قوانین مورد نیاز کشور پس از تطبیق با قوانین اسلامی وضع می‌شوند.[6] در عین حال امام مردم را یکی از پایه‌های حکومت اسلامی دانسته، همواره بر لزوم اتکای حکومت به مردم، عدم تحمیل امری بر مردم، رضایت مردم، نظارت مردم و... تأکید می‌کرد.[7]

پیشینه مشارکت سیاسی مردم ایران به انقلاب مشروطه بازمی‌گردد، حکومت پهلوی اما این حق را نادیده گرفته بود. گرچه نخبگانی ـ بویژه حقوق‌دانان و سازمان‌های حقوق بشری ـ برای استیفای آن تلاش کردند، اما مشارکت عامه مردم در انقلاب از طریق تظاهرات گسترده توده‌ای، اعتصابات سراسری و اعتراضات خیابانی بود که سرانجام این تلاش‌ها را به ثمر رساند.[8] بدین‌ترتیب وقتی در 20 مهر 1357 خبرنگاران اروپایی مقصود امام از حکومت اسلامی را جویا شدند، وی واژه «جمهوری اسلامی» را به کار برد که تأکیدی بر حضور حتمی مردم در حکومت آینده بوده، در تبیین آن چنین گفت:

«برگشت به قانون اساسی، همان برگشت به رژیم سلطنتی منحط است که امری است کهنه شده و ارتجاعی؛ و این قابل برگشت نیست. و اشخاصی که می‌گویند می‌خواهیم برگردیم در اقلیت واقع هستند؛ و تمام ملت از سرتاسر کشور فریاد می‌زنند که ما حکومت اسلامی می‌خواهیم. و اما رژیم اسلامی و جمهوری اسلامی، یک رژیمی است متکی بر آرای‌ عمومی و رفراندم عمومی و قانون اساسی‌اش قانون اسلام و باید منطبق بر قانون اسلام باشد؛ و قانون اسلام مترقی‌ترین قوانین است، و قانون اساسی آن مقدار که مطابق با این قانون مترقی است آن‌ها بر جای خود باقی می‌ماند و آن مقدار که مخالف با این است ـ به حکم خود قانون اساسی ـ قانونیت ندارد؛ و بسیاری موادش، موادی بوده است که با سرنیزه تحمیل شده است و آن‌ها باید ساقط بشود.»[9] امام همچنین در توضیح مفهوم مورد نظر خود از «جمهوری» در پاسخ به پرسش خبرنگار روزنامه فرانسوی لوموند در 22 آبان 57 می‌گوید:

«اما جمهوری، به همان معنایی است که همه جا جمهوری است. لکن این جمهوری بر یک قانون اساسی‌ متکی است که قانون اسلام است. اینکه ما جمهوری اسلامی می‌گوییم برای این است که هم شرایط منتخب و هم احکامی که در ایران جاری می‌شود این‌ها بر اسلام متکی است، لکن انتخاب با ملت است و طرز جمهوری هم همان جمهوری است که همه جا هست.»[10]

نتیجه دیدار کریم سنجابی ـ رهبر جبهه ملی ـ با امام در آبان 1357 تبدیل برپایی حکومت اسلامی به آرمان مشترک انقلابیون اسلام‌گرا و ملی‌گرا بود. سنجابی به نمایندگی از جبهه ملی خواستار برگزاری یک همه‌پرسی برای ایجاد یک «حکومت ملی مبتنی بر اصول اسلام، دموکراسی و حاکمیت ملی» شد. مهدی بازرگان نیز به نمایندگی از نهضت آزادی اعلام کرد که: «... مردم پیرو آیت‌الله خمینی هستند و می‌خواهند این سلطنت جای خود را به نظام اسلامی بدهد.»[11] بدین‌ترتیب وقتی با فرمان امام خمینی خطاب به مهندس بازرگان در 15 بهمن 1357 وی زمام امور کشور را به طور عملی از 22 بهمن به عهده گرفت، موظف شد مقدمات تغییر رسمی نظام سیاسی کشور از سلطنت مشروطه به جمهوری اسلامی را فراهم کند. روح فرمان امام مبنی بر «جنابعالی [مهندس بازرگان] را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص، مأمور تشکیل دولت موقت می‌نمایم تا ترتیب اداره امور مملکت و خصوصاً انجام رفراندم و رجوع به آرای عمومی ملت درباره تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسی جدید را بدهید....»[12] نمایانگر تصمیم قاطع ایشان برای گذر سریع از عصر گذار و موقتی پس از فروپاشی حکومت سابق و نهادسازی و تحکیم نظام جدید در حداقل زمان ممکن بود.[13]

گام اول در دستیابی به قدرت سیاسی در آینده تعیین نوع نظام سیاسی جدید بود. گرچه در شعارهای مردمی تظاهرات روزهای آخر حیات پهلوی ـ که مقارن تحولات عملیاتی نهضت اسلامی بود ـ شعار «استقلال، آزادی، حکومت اسلامی» و بعداً «جمهوری اسلامی»[14] اکثریت داشت و قاعدتاً باید بی‌نیاز از چون و چرای بعدی و بلافاصله پس از سقوط حکومت شاه، «جمهوری اسلامی» اعلام می‌شد، اما رهبر نهضت تعیین نوع نظام را از راه همه‌پرسی برگزید.[15] این تصمیم، تلاش شدید نیروهای سیاسی برای نقش‌آفرینی را در پی داشته، پیشنهادهای مختلفی برای جایگزینی با نظام پیشین مطرح گردید. تقریباً تمام نیروهای سیاسی به استثنای معدود سلطنت‌طلبانی که در جامعه جایی نداشتند، با نفی حکومت سلطنتی و روی کار آمدن حکومتی در شکل جمهوری موافق بودند اما درباره نوع این جمهوری با یکدیگر اختلاف‌نظر داشتند. گروهی به نام نهضت رادیکال (انشعابی از جبهه ملی) در آستانه تشکیل کنگره خود، تشکیل حکومت جمهوری (جمهوری صرف) را خواستار شدند. نظر دوم تشکیل «جمهوری دموکراتیک ایران» بود که از سوی کانون نویسندگان، حزب ناسیونال دموکرات ایران و احزاب کرد بیان شد. پیشنهاد سوم که تشکیل «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را لازم می‌دانست متعلق به نهضت آزادی بود. چهارمین پیشنهاد تشکیل «جمهوری خلق» یا «جمهوری فدراتیو خلق‌های ایران» و اغلب از جانب گروه‌های چپ‌گرایی بود که در آن مقطع اعتقادی به پنهان‌کاری نداشتند. غیر از احزاب و گروه‌ها، افرادی نیز به طور منفرد خواهان تشکیل «حکومت جمهوری ملی اسلامی ایران» و «جمهوری دموکراتیک سوسیالیستی» شدند. حامیان پنجمین دیدگاه، به یک نظریه سیاسی افراطی مذهبی[16] معتقد و مدعی بودند هیچ حکومتی، نه جمهوری و نه شکل دیگر به جز حکومت امام معصوم(ع) نمی‌تواند اسلامی باشد و نباید حکومتی اسلامی در زمان غیبت امام زمان تشکیل گردد. ششمین پیشنهاد از آنِ رهبر نهضت بود و از سوی انقلابیون اسلام‌گرا که در اکثریت بودند حمایت می‌شد: «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد».[17] علاوه بر اکثریت مردم، برخی تشکل‌ها، احزاب و شخصیت‌های سیاسی مانند جبهه ملی به دبیرکلی کریم سنجابی، سازمان مجاهدین خلق، حزب کمونیست ایران، حزب توده، حزب خلق مسلمان، تمامی احزاب و تشکل‌های مذهبی مانند حزب جمهوری اسلامی، جامعه روحانیت مبارز تهران و سخنران طراز اول آن زمان حجت‌الاسلام فلسفی از این پیشنهاد حمایت کردند.[18]

پیشنهاد امام خمینی برای نظام آینده کشور یعنی «جمهوری اسلامی» که «متکی به آرای عمومی و قوانین اسلامی» بود، مورد انتقاد گروه‌های سکولار قرار گرفت. آن‌ها قید «اسلامی» را در کنار جمهوری غیرضروری خوانده، «جمهوری اسلامی» را واژه‌ای مبهم و متناقض دانستند. در پاسخ، امام به دفاع از جمهوری اسلامی و بیان وجوه تفاوت آن با دموکراسی غربی پرداخت. وی استفاده از لفظ «جمهوری دموکراتیک» را برای حکومت مطلوب خود ناکافی دانسته، اظهار داشت این یعنی جمهوری به شکل غرب[19] و «ما فرم‌های غربی را نمی‌‌پذیریم»[20]

لازم به توضیح است نظام‌های سیاسی رایج بر اساس نظریه‌های اندیشمندان و در پاسخ به نیازهای مقطعیِ جوامع بشری شکل گرفته‌اند. برای نمونه پس از تجربه قرون وسطی در اروپا و حاکمیت زورمدارانه کلیسا به نام دین، «لیبرال دموکراسی» غرب راه کنار نهادن دین و ناکارآمد جلوه دادن آن را برگزید. در این میان با اثرپذیری اندیشمندان مسلمان از این نظریه، رفته‌رفته اسلام به مجموعه‌ای از احکام فردیِ بی‌اثر و کم‌محتوا تبدیل شد که در سرشت اجتماعی بشر هیچ نقشی نداشت. با انقلاب اسلامی ایران موضوع تقید به دین دگربار مورد توجه قرار گرفت. ویژگی تقید و تبعیت از قوانین الهی، نظام جمهوری اسلامی را درست در برابر نظام‌های فاشیستی می‌نشاند که در آن‌ها حکومت بر اخلاق و مذهب حاکم است. افزون بر این تأکید بر قانون به معنای تبعیت از قوانین اسلام، پذیرش جایگاه مردم و زمینه‌سازی برای حضور مؤثر آن‌ها در سیاست نشان‌دهنده تقابل نظام جمهوری اسلامی با نظام‌های استبدادی است، چرا که نظام استبدادی از هرگونه مشارکت مردمی بیزار و هراسان است و هر چند ممکن است در مواردی بدان تمسک جوید، هیچ‌گاه آن را به صورت رفتار حکومتی نمی‌پذیرد.[21]

«جمهوری اسلامی» با مخالفت‌های دیگری نیز مواجه شد. مخالفت تلویحی در قالب طرح و تشریح پیشنهادهای رقیب و مخالفت صریح در قالب وارد کردن اشکالاتی به محتوای آن یا درگیری‌های مسلحانه در مرکز و مناطق مختلف کشور صورت گرفت. هرچه زمان تدارک مراحل مقدماتی همه‌پرسی نزدیک می‌شد، درگیری میان گروه‌های سیاسی نیز شدت می‌گرفت. برای نمونه در 1 اسفند 57 در مشهد و اصفهان زدوخوردهای پراکنده‌ای روی داد. در 2 اسفند افراد مسلح به اجتماع فرهنگیان عضو جبهه ملی در شمیران حمله کردند. تظاهراتی که در 4 اسفند به دعوت سازمان چریک‌های فدایی خلق در دانشگاه تهران برپا شد به درگیری انجامید. در 16 اسفند در جاده سنندج ـ کرمانشاه، 3 چریک فدایی خلق کشته و در 27 اسفند در درگیری‌های سنندج حدود 130 نفر کشته و 200 نفر مجروح شدند.[22]

سرانجام در 20 اسفند 57 دستور انجام همه‌پرسی تعیین نوع نظام از جانب رئیس دولت موقت صادر شد. قرار بود ملت ایران در همه‌پرسی به این سؤال که «آیا نوع حکومت آینده جمهوری اسلامی باشد یا خیر؟» پاسخ آری یا نه دهند، این مسئله اما مخالفت برخی از جمله آیت‌الله شریعتمداری ـ که بعدها پدر معنوی ـ سیاسیِ حزب جمهوری خلق مسلمان شد، ـ چریک‌های فدایی خلق، مجاهدین خلق، کمیته موقت ارتباطات جبهه ملی ایران و جبهه دموکراتیک ملی (انشعابی از جبهه ملی) را در پی داشت که خواهان واگذاری تعیین نوع حکومت به مردم در همه‌پرسی بودند. سخنگوی دولت موقت در پاسخ اعلام کرد: «در تمام دنیا رفراندوم فقط به صورت آری یا نه انجام می‌شود و اگر تعداد کسانی که رأی منفی داده‌اند بیشتر از رأی‌دهندگان مثبت باشد، آن وقت سؤال عوض می‌شود و مجدداً درباره سؤال جدید رأی‌گیری خواهد شد.» نه دولت موقت و نه حامیان برگزاری همه‌پرسی به شکل جمهوری اسلامی، آری یا نه؟ پیشنهاداتی که از سوی مخالفین در خصوص نحوه برگزاری همه‌پرسی مطرح شد نپذیرفتند، چراکه معتقد بودند اولاً اسلام در ایران ناشناخته نیست و شیعیان قرن‌ها برای استقرار حکومت علوی مبارزه کرده، انواع دیگر حکومت‌ها را مصداق حکومت نامشروع و جور دانسته‌اند. اصولاً نهضت ملت مسلمان ایران علیه حکومت سلطنتی پهلوی، بدون هدف غیرمنطقی به نظر می‌رسد. نتیجه اینکه شناخت مردم از حکومت اسلامی و اهداف آن بیش از سایر حکومت‌هاست. ثانیاً افرادی که خواهان حکومتی غیرجمهوری اسلامی هستند، عده قابل توجهی نیستند، به علاوه «جمهوری اسلامی» و نه نوع دیگر جمهوری چشمگیرترین و پرتکرارترین شعار دوران انقلاب بوده است. حتی اگر در همه‌پرسی، جمهوری اسلامی رأی نیاورد به معنی تأیید سلطنت نبوده، همه‌پرسی دیگری برگزار خواهد شد. ثالثاً پیروی از نظریه‌های گروه‌های سیاسی از فرصت تحکیم انقلاب اسلامی کاسته، هزینه تثبیت نظام را بالا برده، به ضد انقلاب فرصت ضربه زدن به اصل انقلاب اسلامی را خواهد داد. به این ترتیب دولت موقت و رهبر انقلاب به برگزاری سریع همه‌پرسی در 10 دهم و 11 فروردین 1358 اصرار کردند.[23]

درگیری‌ها اغلب با ماهیت قومی و خواست حکومت خودمختار در کردستان، خوزستان، ترکمن صحرا و سیستان و بلوچستان، همچنان ادامه داشت. به علاوه هر یک از گروه‌ها و احزاب مخالف با هدف جلوگیری از برگزاری همه‌پرسی اعلام کردند به دلیلی در همه‌پرسی شرکت نمی‌کنند. مثلاً چریک‌های فدایی خلق[24] و هوادارانشان، هشت جمعیت و گروهِ کُرد همراه هیئت مؤسس حزب ناسیونال دموکرات ایران و شیخ عزالدین حسینی[25] با این ادعا که «هنوز محتوای جمهوری اسلامی مبهم و نامعلوم است و به ویژه از نظر تعیین سرنوشت و مسئله خودمختاری کردستان در چارچوب ایران آزاد و حقوق حقه سایر خلق‌ها نامشخص می‌باشد» اعلام کردند در همه‌پرسی تعیین نظام شرکت نمی‌‌کنند. در مقابل علاوه بر امام خمینی و کلیه تشکل‌های مذهبی برخی تشکل‌های غیر مذهبی مانند حزب توده[26]، حزب خلق مسلمان، پان‌ایرانیست‌ها، سازمان فرهنگیان جبهه ملی ایران، هیئت دبیران کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان و گروه‌های روشنفکران یهودی ایران و زرتشتیان ایران اعلام کردند به جمهوری اسلامی رأی می‌دهند.[27]

علی‌رغم تمام تلاش‌های لفظی و عملیاتیِ مخالفانِ مسلحِ همه‌پرسی جمهوری اسلامی برای ایجاد جوی متشنج، استقبال مردمی در انتخابات به حدی بود که مجریان انتخابات در بسیاری از شهرستان‌ها با کمبود تعرفه اخذ رأی مواجه شدند. نتیجه همه‌پرسی با حدود 20 میلیون رأی موافق از مجموع 21 میلیون رأی، 2/98 درصد به نفع جمهوری اسلامی بود.[28] این نتیجه موفقیتی بی‌سابقه برای نیروهای اسلام‌گرا بود و مهندس بازرگان بعدها در توصیف آن چنین گفت: «رفراندومی هم که دو ماه بعد با 2/98 درصد مثبت به عمل آمد، به درخشان‌ترین وجه، وحدت و مراقبت و موفقیت را نشان داد و به تصدیق همگان آزادترین و سالم‌ترین رأی‌گیری تمام ادوار پارلمانی ایران بود. نه به تقلب و صندوق‌سازی احتیاج و عمل شد، نه با زور پلیس و حیله‌های خاص و حتی اصرار و الزام‌های شرعی کسانی را وادار به مشارکت کردیم. نمونه‌ای بود کامل از سهولت و موفقیت.»[29]

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. عیوضی، محمدرحیم و محمدجواد هراتی، درآمدی تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، قم، دفتر نشر معارف، 1396، ص 91 - 92.

[2]. همان، ص 164.

[3]. نجاتی، غلامرضا، تاریخ سیاسی بیست‌وپنج ساله ایران، ج 2، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1371، ص 480 - 481.

[4]. فوزی تویسرکانی، یحیی، اندیشه سیاسی امام خمینی، قم، دفتر نشر معارف، ص 108 - 112.

[5]. همان، ص 113 - 117.

[6]. همان، ص 120 - 121.

[7]. همان، ص 142.

[8]. آبراهامیان، یرواند، تاریخ ایران مدرن، ترجمه محمد ابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، 1389، ص 296.

[9]. خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، ج 3، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1389، ص 515.

[10]. خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، ج 4، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1389، ص 479.

[11]. آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، 1384، ص 642.

[12]. خمینی، روح‌الله، صحیفه امام، ج 6، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص 54.

[13]. خواجه سروی، غلامرضا، رقابت سیاسی و ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، ص 212.

[14]. شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» اولین‌بار در 13 شهریور 1357 شنیده شد، (فوران، جان، مقاومت شکننده، تاریخ تحولات اجتماعی ایران، ترجمه احمد تدین، تهران، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1392، ص 576).

[15]. امام خمینی، 15 اسفند 1357، «حالا که رژیم سلطنتی رفته و از بین رفته است ـ و قاعده هم این بود که از اول وجود پیدا نکند ـ حالا برای اینکه ما طرز حکومت را تعیین کنیم، محتاج به یک فعالیت‌هایی است، البته در نظر من ـ شخص من ـ این است که احتیاج به رفراندم هم نیست؛ برای اینکه مردم آرای خودشان را در ایران اعلام کردند؛ با فریادها، با دادها اعلام کردند لکن برای اینکه یک اشکالی [پیش نیاید] مثلاً، اگر یک دولتی اشکالی داشته باشد در اینکه خوب این ثبت نشده است این رفراندم، تقاضا نشده است و باید تقاضا بشود ثبت بشود، شمارش بشود آرا ـ برای این، بنا بر این است که یک رفراندمی بشود، و چون این رفراندم یک رفراندم اساسی است که مقدرات مملکت ما را تعیین می‌کند و ما اگر بخواهیم یک حکومت اسلامی، یک جمهوری اسلامی در ایران برقرار کنیم با این رفراندم باید بشود،» (صحیفه امام،ج 6، ص 325) .

[16]. منظور دیدگاه انجمن حجتیه است که با استناد به این حدیث «ما خرج و لایخرج منا اهل البیت الی قیام قائمنا احد لیدفع ظلما او ینعش حقا الا الصطلمته البلیه و کان قیامه زیاده فی مکروهنا و شیعتنا،،،» (تا ظهور امام قائم ما زمانش فرا نرسد خروج نکرده و نخواهد کرد احدی از ما برای دفع ظلم و جور آن‌ها و اقامه حق جز آنکه مبتلای به قتل و شهادت بشود و هر که قیام کند جز آنکه بر غم و اندوه ما و شیعیان ما بیفزاید کاری از پیش نبرد)، تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور را اشتباه می‌دانستند، (شمس‌آبادی، حسن، «نگاهی اجمالی به زمینه‌های تشکیل انجمن حجتیه و رویکرد آن به انقلاب اسلامی»، پانزده خرداد، بهار 1389، ش 23، ص 174 - 175).

[17]. امام خمینی، 15 اسفند 1357، «از این جهت لازم است که آقایان، این‌هایی که قدرت بر این معنا دارند که تشریف ببرند در بلاد و در محالّی که آشنا هستند یا غیرآشنا، و مسائل را برای آن‌ها بگویند و آن‌ها را روشن کنند و دعوت کنند به اینکه رأی بدهید به جمهوری اسلامی ـ این هم با همین کلمه، نه یک حرف زیادتر و نه یک حرف کمتر ـ ...» (صحیفه امام، ج 6، ص 325).

[18]. خواجه سروی، همان، ص 233 - 235.

[19]. فوزی، همان، ص 147.

[20]. امام خمینی، 10 اسفند 1357، «... آنکه ملت ما می‌خواهد جمهوری اسلامی است نه جمهوری فقط، نه جمهوری دمکراتیک، نه جمهوری دمکراتیک اسلامی؛ «جمهوری اسلامی»... کلمه «دمکراتیک» را از آن نترسید؛ یا حذفش را نترسید، این فرمِ غربی است؛ ما فرم‌های غربی را نمی‌‌پذیریم، ما تمدن غرب را قبول داریم لکن مفاسدش را نمی‌‌پذیریم،... آنکه می‌گوید ما جمهوری دمکراتیک می‌خواهیم یعنی جمهوری به فرم غرب، از اسلام چه بدی دیدید؟ چه می‌دانید از اسلام؟ اسلام تأمین آزادی، استقلال، عدل [است‌]،» (صحیفه امام، ج 6، ص 276 - 277).

[21]. عیوضی، همان، ص 162 - 163.

[22]. خواجه سروی، همان، ص 236 - 237.

[23]. همان، صص 237 - 239.

[24]. سازمان چریک‌های فدایی خلق در اولین موضع‌گیری رسمی خود با این استدلال که از محتوا و ماهیت «جمهوری اسلامی» بی‌اطلاع است، از شرکت در همه‌پرسی مربوط به نظام جایگزین امتناع و اعلام کرد که «نام حکومت آینده برایش مهم نیست و اگر حکومتی با هر اسمی خواسته‌های مردم را برآورده کند» مورد حمایت سازمان خواهد بود، (محمود، چریک‌های فدایی خلق، ج 2، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1390، ص 8 و صالحی، انوش، «سیاست‌ورزی چریک‌های جوان، سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران در فردای انقلاب»، گفت‌وگو، اسفند 1394، ش 69، ص 20- 43).

[25]. امام جمعه وقت مهاباد که خواهان خودمختاری کردستان بود، (نادری، محمود، چریک‌های فدایی خلق، ج 2، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1390، ص 74).

[26]. با پیروزی انقلاب اسلامی حزب توده که دریافته بود شرط بقا و رشد در جامعه مسلمان ایران همگامی با آرمان‌ها و باورهای مذهبی مردم است و در شرایطی که نیروهای پیرو خط امام توانمندترین نیروی سیاسی جامعه بودند، برای پیاده کردن اهداف و راهبردهای خود نزدیکی به این نیروها را هدف قرار داد، به همین دلیل به رفراندوم جمهموری اسلامی رأی «آری» داد، از آن پس در همه مراسم و انتخابات که عدم حضورش می‌توانست حساسیت‌زا باشد رسماً مشارکت نمود و کوشید خود را در هر مقطع (دولت موقت، بنی‌صدر و...) همگام با خط امام نشان دهد، (جمعی از پژوهشگران، حزب توده از شکل‌گیری تا فروپاشی، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1387، ص 334 - 337).

[27]. خواجه سروی، همان، ص 241.

[28]. همان، ص 242.

[29]. بازرگان، مهدی، انقلاب ایران در دو حرکت، تهران، بنیاد فرهنگی مهندس مهدی بازرگان، چ 2، 1393، ص 258.



 
تعداد بازدید: 408


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: