امروز در آیینه تاریخ

مراسم بزرگداشت قربانیان سینما رکس آبادان

روز ۲۸ مرداد ۱۳۶۱ مراسم سالگرد قربانیان آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در بسیاری از نقاط این شهر برگزار شد. سینما رکس در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ و در گرماگرم انقلاب اسلامی توسط عوامل ساواک به آتش کشیده شد و صدها نفر از کسانی که در داخل سینما سرگرم تماشای فیلم بودند، در آتش سوختند. حکومت شاه با ارتکاب این جنایت تصمیم داشت آن را به مردم انقلابی نسبت دهد، اما امام خمینی و سپس سایر مراجع عظام تقلید با صدور اعلامیه‌هایی تصریح کردند که این کار به دستور ساواک صورت گرفته است. عوامل این جنایت در سال ۱۳۵۹ محاکمه و مجازات شدند. بزرگترین صحنه مراسم گرامیداشت یاد شهدای سینما رکس آبادان در گلستان شهدای این شهر و بر سر قبور قربانیان برگزار شد. در این مراسم امام جمعه و مقامات نظامی، سیاسی و شهری آبادان شرکت داشتند.   منابع: روزنامه جمهوری اسلامی، 30 مرداد ۱۳۶۱، ش 933، ص 1 - 4؛ روزنامه کیهان، 30 مرداد ۱۳۶۱، ش 11655، ص 1 – 2.

مقالات

نقد کتاب «سیاست خارجی آمریکا و انقلاب ایران: تحولات تعامل و ائتلاف راهبردی در دوران جنگ سرد»

منتقد: حسین آبادیان ترجمه: علی‌محمد آزاده   *توضیح گروه ترجمه و پژوهش منابع خارجی دفتر ادبیات انقلاب اسلامی: یکی از موضوع‌های مهم در تاریخ انقلاب اسلامی، سیاست و مواضع ایالات متحده نسبت به حوادث پس از انقلاب تا تصرف سفارت آمریکا در آبان 1358 است که تاکنون کمتر اثر پژوهشی درباره آن به فارسی منتشر شده است. کتاب «سیاست خارجی آمریکا و انقلاب ایران»، اثر کریستین اِمری[1] جزو معدود پژوهش‌هایی به شمار می‌آید که به این موضوع پرداخته و در سال‌های اخیر ترجمه و به بازار نشر عرضه شده‌ است. دکتر حسین آبادیان، استاد رشته تاریخ دانشگاه بین‌المللی قزوین در یادداشت زیر، این کتاب را نقد و نقاط قوت و ضعف آن را بررسی می‌کند. سایت 22 بهمن امیدوار است با ترجمه و انتشار چنین نقد‌هایی، بتواند فضای نقد را در حوزه تاریخ‌نگاری انقلاب اسلامی گسترش دهد. آثار منتشره متعددی شامل کتاب‌ها‌، مقالات و مصاحبه‌ها در ارتباط با روابط ایران ـ آمریکا مخصوصاً پس از انقلاب سال 1979 ایران وجود دارند. یکی از تازه‌ترین این آثار در این‌باره را کریستین اِمری با عنوان US Foreign Policy and the Iranian Revolution: The Cold War Dynamics of Engagement and Strategic Alliance, نوشته است. این کتاب سعی دارد تا روابط مخفی و پنهانی بین دو کشور در زمان دولت کارتر را نشان دهد. اسناد اطلاعاتی و دیپلماتیک منتشر نشده‌، کتاب‌ها‌، مقالات و مصاحبه‌ها جزو منابع اصلی این اثر هستند‌، ولی نویسنده از منابع اسنادی‌، کتاب‌ها و مصاحبه‌های ایرانیان که اخیراٌ منتشر شده و به زبان فارسی بوده‌اند‌، استفاده نکرده است. گرچه کتاب به دقت روابط ایران ـ آمریکا پس از انقلاب 1979/ 1357 را بررسی می‌کند‌، اشتباهات و جاافتادگی‌های زیادی هم دارد. برای مثال‌، نویسنده این موضوع را مطرح کرده که خصومتی بین مجاهدین خلق و فداییان وجود داشته است(ص 60). این دو سازمان چریکی تفاوت‌های ایدئولوژیکی با یکدیگر داشته‌اند ولی هیچ خصومتی بین آنها وجود نداشت. پیکار، جناح سکولار مجاهدین خلق نبود؛ انشعاب مارکسیستی مجاهدین خلق در سال 1975 بود‌. اِمری ادعا می‌کند که محمدامین رسول‌زاده یک لنینیست بود(ص61)‌، اما رسول‌زاده‌، یک منشویک بود و نه یک لنینیست و دکتر آدمیت او را بلشویک نمی‌دانست. علی شریعتی و علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی عضو حزب توده نبودند، اصلاً (ص65) هیچ‌گونه رابطه سیستماتیکی بین آیت‌الله خمینی و حزب توده وجود نداشت. به علاوه، امیر انتظام شخصاً توسط مصدق به عنوان نماینده نهضت آزادی با آمریکایی‌ها وارد گفتگو نشد (ص74) چرا که نهضت آزادی در تاریخ دهم می ‌سال 1961 [7 می /27 اردیبهشت 1340] تأسیس شده بود که مقارن با دولت دکتر علی امینی و نه در دوران مصدق در سال 1953/ 1332 بود. رحمت‌الله مقدم مراغه‌ای یک سیاستمدار میانه‌رو و نه خبرچین سیا بود (ص.109). اِمری سعی می‌کند روابط ایران ـ آمریکا در دوره مشخص جنگ سرد را نشان دهد؛ از این‌رو عنوان فرعی کتاب The Cold War Dynamics of Engagement and Strategic Alliance است. موضوع اصلی کتاب این است که آمریکا انقلاب اسلامی را به رسمیت شناخت و تلاش کرد دور جدیدی از روابط را بر اساس احترام متقابل آغاز کند(ص4). اِمری‌، خود اسناد فراوانی درباره نقش چند مقام آمریکایی در تشویق صدام حسین برای اشغال ایران را مطالعه کرده است(ص183) که دولتمردانی چون گری سیک‌، عضو شورای امنیت ملی (NSC) از آن یاد کرده‌اند. از ترس نفوذ کمونیسم‌، تعداد زیادی از مأموران اطلاعاتی و دیپلمات‌های آمریکایی فرصت مذاکره با حاکمان میانه‌روی ایرانی را فراهم کردند‌، اما کتاب نشان می‌دهد که هیچ برنامه سیستماتیک یا سازمان‌یافته‌ای در کاخ سفید در ارتباط با اتفاقات پس از انقلاب ایران وجود نداشت. اِمری نشان داده که دو خط(جناح) سیاسی متمایز در مورد ایران در  CIAو وزارت امور خارجه شکل گرفته بودند: جناح اول: افراد برجسته‌ای چون زبیگنیو برژینسکی‌، مشاور امنیت ملی و استنسفیلد ترنر‌، رییس CIA و در جناح دوم‌، هنری پرشت‌، رئیس میز ایران در وزارت امور خارجه و جرج کیو‌، رییس ایستگاه CIA در عربستان سعودی‌، نمایندگی جناح‌ها را بر عهده داشتند.(ص124) تحلیل کتاب‌، اسناد ایرانی و اسناد تازه منتشر شده را تأیید می‌کند‌، برای مثال برژینسکی هیچ امیدی برای آینده گفت‌وگو با سیاستمداران روحانی و دولت موقت که در اختیار میانه‌روها بود، نداشت. (ص82) اما‌، گروهی دیگر از مقامات آمریکایی در واشنگتن دی سی و تهران اعتقاد داشتند که علاوه بر به رسمیت شناختن انقلاب ایران‌، آمریکا بایستی سعی کند از الگوی جنگ سرد استفاده کند تا به اهداف استراتژیک خود در منطقه نائل شود. بروس لاینگن‌، کاردار سفارت آمریکا در تهران (ص17)، چارلی ناس‌، نفر شماره 2 سفارت (ص45)، توماس آهرن‌، رئیس ایستگاه سیا در تهران از می‌ 1979/ اردیبهشت 1358 (ص.119) و قطعاً هنری پرشت‌، جزو این گروه دوم محسوب می‌شدند. درست چند روز پس از انقلاب‌، این افراد، ایرانیان را در جریان اطلاعات محرمانه‌ای درباره افغانستان (ص 126) و استحکامات عراق (ص 127) قرار دادند تا اعتمادشان را جلب کنند. کیو در آغاز ماموریتش نه تنها با نخست‌وزیر مهدی بازرگان و وزیر امور خارجه ابراهیم یزدی‌، بلکه چندین‌بار با عباس امیرانتظام (سفیر ایران در سوئد) ملاقات و به آن‌ها اطلاعاتی درباره مانورهای نظامی عراق در نزدیکی مرزهای ایران داد (ص 127). او همچنین خواهان برقراری تماس‌های اطلاعاتی بین دو کشور شد. اِمری در این کتاب هدف اصلی آمریکا از این ملاقات‌ها را حذف هر گونه شانس به دست گرفتن قدرت چپی‌ها در ایران می‌داند. مقامات آمریکایی سعی کردند از نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در ایران نه با رویارویی مستقیم‌، بلکه بر اساس اصول جنگ سرد‌، کم کنند. آن‌ها هم چنین قصد داشتند تا پایگاه حزب توده‌، ستون پنجم شوروی در ایران را از بین ببرند، اما نویسنده روش‌های این استراتژی را از قلم انداخته و در کتاب اشاره‌ای به نقش حرکت‌های ضدکمونیستی مثل حزب زحمتکشان در حوادث پس از انقلاب نکرده است. مقامات آمریکایی سعی کردند با دادن اطلاعات محرمانه درباره فعالیت‌های شوروی‌، عراق و افغانستان به دولت موقت از نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در داخل ایران جلوگیری کنند‌، اما نویسنده در این بخش با تکیه بر تعداد زیادی سند نشان داده که سیاست نمایندگان آمریکا در قبال ایران سازمان‌یافته نبوده است. (ن.ک. ص‌180ـ169ـ165ـ152ـ151ـ141). روابط مخفی ایران و آمریکا به خاطر شرایط دوران جنگ سرد بود و مقامات آمریکایی سعی می‌کردند منافع بین‌المللی کشورشان را حفظ کرده و بدون رویارویی مستقیم با شوروی از گسترش کمونیسم در سراسر جهان و بخصوص در ایران جلوگیری کنند. به ‌قول زبیگنیو برژینسکی‌، تنها نکته مثبت در جمهوری اسلامی رویکرد ضدکمونیستی آن بود‌، ولی در نهایت پس از صدور بیانیه‌های مبهم درباره پذیرش انقلاب‌، نه کارتر و نه هیچ مقام ارشد دیگر هم رویکرد مثبتی به جمهوری اسلامی از خود نشان ندادند (ص 198ـ197).   پی‌نوشت‌ها:   [1]. امری، کریستین، سیاست خارجی آمریکا و انقلاب ایران؛ تعامل و تقابل استراتژیک در دوره پهلوی و پس از انقلاب، ترجمه محمد شمس‌الدین عبداللهی، تهران: نشر ققنوس، 1397.

بانک اطلاعات

پربازدیدها...
خاطرات

نگو شکنجه شدم

با آغاز سال تحصیلی، به ظاهر مشغول درس خواندن شده بودیم، ولی هر لحظه منتظر آمدن مأموران ساواک و دستگیری خودمان بودیم. خانه‌های تیمی را هم رها کرده بودیم و فقط به درس چسبیده بودیم تا ببینیم آیا مأموران ساواک به سراغ ما می‌آیند یا نه. فکر می‌کنم چند روزی از شروع سال تحصیلی نگذشته بود که من را در کارگاه تراشکاری صدا زدند تا به دفتر رئیس هنرستان بروم. در آن‌جا چیزی که فکر می‌کردیم، درست از کار درآمد و ساواکی‌ها آماده دستگیری ما بودند. هنگام دستگیری‌مان، یکی از مأمورها از من پرسید: «اسمت چیست؟» تا گفتم: «سبزوار رضایی»، گفت: «خیلی خُب، سبزوار، هان؟ [با خنده]. خلاصه ما را سوار ماشین لندرور کردند و بردند. به من دستبند زدند و دو نفر هم در اطراف من نشستند. چشم‌بند هم زدند. حالا یادم نیست که در هنرستان به من چشم‌بند زدند یا داخل ماشین، ولی به خاطر دارم وقتی وارد ساواک شدم، چشم‌هایم بسته بود. حسین کیانی و براتی با هم کار می‌کردند. من حدس می‌زدم که یک مقدار از اطلاعات مربوط به ما از طریق همین دو نفر که از دوستانمان بودند، ‌به بیرون درز کرده باشد. وقتی ما را به محل بازجویی بردند، شروع کردند به کتک‌ زدن ما. خیلی هم زدند. گاهی از اتاق کناری صدای فریاد افرادی می‌آمد. احتمال می‌دادیم خودشان آن صداها را تولید می‌کنند. شاید هم یکی از دوستان را می‌زدند که خیلی سروصدایش می‌آمد. مأموران سعی می‌کردند که این سروصداها به اتاق ما برسد تا روحیه‌مان را از دست بدهیم. مأموران ساواک در زندان ما را شکنجه کردند. بازجوها دنبال این بودند که اطلاعاتی که به آنها رسیده بود، ‌از زبان خود ما بشنوند و دیگر اینکه اطلاعات دیگری که تا آن زمان از ما نداشتند، از خودمان بگیرند. برای این کار، از دو حربه استفاده می‌کردند: یکی، ما را شکنجه می‌کردند که اعتراف کنیم، دوم، از اعتراف بعضی از دوستان گروه بر ضد ما استفاده می‌کردند. آن‌ها را می‌آوردند و با ما روبه‌رو می‌کردند تا با رویارویی با آن‌ها، از ما حرف بکشند. مقاومت در این وضعیت کار سختی بود، چون تصمیم گرفته بودیم که به بازجوها چیزی نگوییم و به آنها القا کنیم که این اطلاعات و اخبار مربوط به قبل از سفر ما بوده و عقاید ما در آن سفر نسبت به وضع موجود عوض شده. تصویرسازی در ذهن ساواک با آن همه ابزاری که در اختیار داشتند، کار آسانی نبود. از یک طرف،‌ اطلاعات مهمی مثل عملیات مسلحانه‌ای که انجام داده بودیم، خط قرمز ما بود که نباید به بازجوها می‌گفتیم و از طرف دیگر، باید به آنها وانمود می‌کردیم که اگر ما در گذشته مبارزه می‌کردیم و اعتقاد داشتیم که رژیم عامل فقر در جامعه است،‌ حالا نظرمان برگشته. القای چنین تصویری در ذهن مأموران ساواک در زیر شکنجه یا در مقابل اعترافات بعضی از دوستان کار بسیار سختی بود، ولی دوستان ما چون از قبل توجیه شده بودند، این نقش‌ها را در زندان به خوبی بازی کردند. هنگام شکنجه، علاوه بر اینکه ما را با کابل می‌زدند، با مشت و لگد هم می‌زدند. بعضی وقت‌ها دو نفری می‌زدند. بعد از مدتی، ما را به سلول‌های انفرادی زندان اهواز بردند،‌ ولی پس از چند روز، دوباره از زندان به ساختمان ساواک آوردند. به فراخور اطلاعات جدیدی که کسب می‌کردند، ما را دوباره از زندان به ساواک می‌آوردند. در زندان اهواز، سلول‌ها خارج از بند عمومی و در محوطه زندان بود. مدیریت زندان و نگهبان‌های زندان هم در همان محوطه بودند. سلول‌های ما روبه‌روی اتاق‌ها و جلوی چشم آن‌ها بود. بعداً فهمیدیم که سه سلولی که من، علی احمدی و عبدالله ساکیه را به آن‌ها منتقل کرده بودند، مخصوص نگهداری افرادی است که یا محکوم به اعدام‌اند یا افرادی که در سلول‌ها چاقوکشی می‌کنند و زندانی‌های خطرناک‌اند. برای همین، آنها را از بقیه زندانی‌ها جدا کرده‌اند و برای مدتی در آن‌جا نگهداری می‌کنند. این سلول‌ها درست جلوی چشم مدیریت زندان بود. هر نوع تماس با زندانی‌ها و سلول‌ها کنترل می‌شد تا کسی از بیرون نتواند با آن‌ها تماس بگیرد. در عین حال، این سلول‌ها دم دست هم بودند؛ یعنی هر وقت می‌خواستند، بلافاصله ما را از سلول بیرون می‌آوردند و به ساواک می‌بردند. در همان لحظه اول که به سلول وارد شدیم، با هم صحبت کردیم و بین خودمان تقسیم کار کردیم که به بازجوها چه بگوییم و چه نگوییم. بعداً معلوم شد که آن‌هامی‌توانستند بیشتر از حدی که ما را شکنجه دادند، شکنجه بدهند،‌ ولی ندادند. این مسئله را هم موقعی که یکی از این ساواکی‌ها داشت من را به دادگاه می‌برد، فهمیدم. او حدود 54، 55 سال سن داشت. کم‌مو و قدش هم متوسط به پایین بود. گمان می‌کنم رنگ کتش هم قهوه‌ای بود، ولی اسمش یادم نیست. البته همه آن‌ها اسم مستعار داشتند، ولی الان اسم مستعار او را به خاطر ندارم. در راه دادگاه، از من پرسید: «شکنجه‌ات که نکردند؟» گفتم: «چطور؟» گفت: «شکنجه‌ات نکرده‌اند!» من فهمیدم می‌خواهد به من بگوید که وقتی رفتی دادگاه، به دادگاه نگو من را زده‌اند. مشکلی که برای نگهداری بیشتر ما در ساواک داشتند این بود که می‌دیدند سن ما برای ورود به مبارزه بسیار کم است؛ یعنی اگر سن ما بیشتر از هجده نوزده سال بود، حتماً آن‌ها درباره ما حساسیت بیشتری از خود نشان می‌دادند و ما را خیلی بیشتر شکنجه می‌کردند. با این حال شکنجه‌هایی هم که در مورد ما با آن سن کمی که داشتیم اعمال کردند، در نوع خودش شکنجه زیادی محسوب می‌شد؛ مثلاً ما را با قاتل‌ها در یک سلول می‌گذاشتند، یا مثلاً در مدت دو ساعت، دو نفر سر ما می‌ریختند و ما را می‌زدند یا 45 شبانه‌روز متوالی در سلول انفرادی بودیم. در مسیر رفتن به دادگاه بود که فهمیدم این، از دو حال خارج نیست؛ یا این‌ها دارند یک سری امور را رعایت می‌کنند که اخبار شکنجه زندانیان بین مقامات بالا پخش و افشا نشود و این برایشان مهم است، یا در درون خودشان با دستگاه قضایی اختلاف دارند. لذا تا مدت‌ها، این موضوع برایم به صورت یک سؤال بود که چرا او به من این‌طور گفت؟ یک لحظه به ذهنم آمد که برخلاف توصیه او، باید محکم روی حرفم بایستم و بگویم که ما را در زندان زده‌اند وشکنجه کرده‌اند، ولی دیدم اگر این کار را انجام بدهم، با نقشی که داریم بازی می‌کنیم، جور در نمی‌آید. با خودم گفتم که ما تا الان این نقش را خیلی جدی بازی کرده‌ایم تا رژیم را به این نتیجه برسانیم که اعتقاد ما این است که مبارزه درست نیست و به این‌ها این علامت را داده‌ایم. اگر حالا در دادگاه بگویم ما را زده‌اند و شکنجه کرده‌اند، ممکن است این کار، وضع ما را بدتر کند. دیدم این کار فایده ندارد. لذا به او گفتم: «نه. ما را نزده‌اند. کی می‌گوید ما را زده‌اند؟!» با برخورد مثبت من، مأمور از این جهت خیالش راحت شد که من وقتی به دادگاه رفتم، از شکنجه صحبتی نمی‌کنم. ولی کاملاً در دادگاه مشهود بود که مأموران زده‌اند. از آن به بعد، همیشه برای من سؤال بود که چرا این‌طور گفت و آنها مشکلشان در کجاست؟ بعداً که بحث حقوق بشر مطرح شد، متوجه شدم مشکلی که اینها دارند، از داخل رژیم نیست، بلکه بین رژیم و حامیان خارجی‌اش و افکار عمومی جهانی است.   منبع: رضایی میرقائد، محسن، تاریخ شفاهی جنگ ایران و عراق روایت محسن رضایی، ج 1، به کوشش حسین اردستانی، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس، 1394، ص 132 – 146.

کتاب و نشریه

سیاست خارجی دولت موقت

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، مهندس بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت، در صدد حل اختلافات سیاسی با آمریکا و جلب حمایت آن کشور بود و وزیر خارجه و همچنین سخنگوی دولت او به دفعات با سفیر و مسئولان سفارت در داخل کشور و همچنین بعضی از بلندپایگان آمریکایی در بیرون از ایران ملاقات‌هایی داشتند. مقامات کاخ سفید در آن زمان به دلیل اهمیت ایران در راهبرد امنیت ملی ایالات متحده از یک سو، و شناخت خود از ماهیت انقلاب اسلامی ایران، در صدد ایجاد شرایطی برای مهار انقلاب بودند و غرب‌گرا بودن اولین دولت برخاسته از انقلاب، بستر چنین فعالیتی را هموار کرده بود. بر اساس اسناد لانه جاسوسی، بهترین گزینه برای واشنگتن در آن مقطع تقویت دولت موقت در مواجهه با چالش‌های داخلی و از جمله رویارویی با چهره‌های انقلابی بود. اما روشن بود که ماهیت انقلاب چنین رویکردی را برنمی‌تابد. به ویژه آنکه در خلال ۹ ماه اول عمر انقلاب، دوره دولت موقت، به وضوح دست آمریکایی‌ها در پشت سر همه فتنه‌ها، ماجراجویی‌ها، آشوبهای فرقه‌ای و سیاسی در گوشه و کنار کشور، و ناآرامی‌های پس از انقلاب دیده می‌شد. در این ۹ ماه سفارت آمریکا فرماندهی و هدایت همه شبکه‌های مخالف انقلاب اسلامی را بر عهده داشت و برای آنها برنامه‌ریزی می‌کرد. به همین دلیل بود که روابط دو کشور علیرغم تلاش دولت موقت برای بهبود آن، روز به روز به تیرگی انجامید و سرانجام در پانزدهمین ماه از عمر انقلاب، اردیبهشت ۱۳۵۹ به قطع کامل روابط دو کشور منجر گردید. در رابطه با عملکرد دولت موقت انقلاب در حوزه سیاست خارجی، اخیراً از سوی دانشگاه امام حسین(ع) کتابی با عنوان «سیاست خارجی دولت موقت» منتشر شده که فرازها و اقدامات آن دولت را از زبان اسناد لانه جاسوسی آمریکا در تهران تشریح کرده است. این کتاب که به قلم حجت‌الله نوری ساری به رشته تحریر درآمده، از یک پیشگفتار، یک مقدمه، متن اصلی و یک نتیجه‌گیری تشکیل شده است. متن اصلی کتاب از چهار فصل تشکیل شده است. در فصل اول با عنوان «سیاست خارجی دوگانه»، نقش‌آفرینی دو تفکر مکتبی و لیبرال و اصطکاک میان آنها در ماه‌های اول پس از پیروزی انقلاب تشریح شده است.  فصل دوم با عنوان «بازیگران کلیدی دولت موقت در عرصه سیاست خارجی» به معرفی کارگزاران اصلی دولت موقت در حوزه سیاست خارجی کشور پرداخته و اختلافات و تفاوت دیدگاه‌های آنان را بیان کرده است. فصل سوم با عنوان «آمریکا، کلان مسئله‌ خارجی دولت موقت» به بررسی روابط ایران و آمریکا در ماه‌های اول انقلاب به عنوان اصلی‌ترین دغدغه دولت موقت پرداخته و این روابط را از نگاه اسناد لانه جاسوسی کالبدشکافی کرده است. در این فصل مناسبات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی تهران - واشنگتن در چارچوب پرونده استرداد محمدرضا پهلوی، تعیین تکلیف خرید تجهیزات نظامی ایران از آمریکا، تبادل اطلاعات، دستگیری جاسوس‌های آمریکایی و عدم تبادل سفیر تشریح شده است.  در فصل چهارم مناسبات ایران در دوره مسئولیت دولت موقت با کشورهای اسلامی منطقه، اتحاد جماهیر شوروی، رژیم صهیونیستی و دولت‌های اروپایی ذکر شده است.  در بخش نهایی نیز تحت عنوان «نتیجه‌گیری»، ضمن جمع‌بندی مباحث گفته شده، سیاست خارجی دولت موقت مورد ارزیابی قرار گرفته است. نویسنده کتاب، به طور عمده از شیوه «نقل قول مستقیم» استفاده کرده است. همچنین در بخش نهایی این کتاب گزیده تصویر متن اصلی برخی اسناد آمده است. کتاب «سیاست خارجی دولت موقت» در ۲۳۵ صفحه توسط مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه امام حسین(ع) در تیر ۱۴۰۰ به چاپ رسیده و با بهای ۶۹ هزار تومان وارد بازار نشر شده است.

بانک اطلاعات



امروز در آیینه تاریخ



مراسم بزرگداشت قربانیان سینما رکس آبادان

روز ۲۸ مرداد ۱۳۶۱ مراسم سالگرد قربانیان آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در بسیاری از نقاط این شهر برگزار شد. سینما رکس در ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ و در گرماگرم انقلاب اسلامی توسط عوامل ساواک به آتش کشیده شد و صدها نفر از کسانی که در داخل سینما سرگرم تماشای فیلم بودند، در آتش سوختند. حکومت شاه با ارتکاب این جنایت تصمیم داشت آن را به مردم انقلابی نسبت دهد، اما امام خمینی و سپس سایر مراجع عظام تقلید با صدور اعلامیه‌هایی تصریح کردند که این کار به دستور ساواک صورت گرفته است. عوامل این جنایت در سال ۱۳۵۹ محاکمه و مجازات شدند. بزرگترین صحنه مراسم گرامیداشت یاد شهدای سینما رکس آبادان در گلستان شهدای این شهر و بر سر قبور قربانیان برگزار شد. در این مراسم امام جمعه و مقامات نظامی، سیاسی و شهری آبادان شرکت داشتند.

 

منابع: روزنامه جمهوری اسلامی، 30 مرداد ۱۳۶۱، ش 933، ص 1 - 4؛ روزنامه کیهان، 30 مرداد ۱۳۶۱، ش 11655، ص 1 – 2.

خاطرات


برداشتی از اسناد لانه جاسوسی


گفت‌و‌گو/خبر


مقالات


ادب و هنر


کتاب و نشریه


هر روز با یک شهید


گزارش


چندرسانه‌ای


پادکست


پایگاه اطلا‌ع‌رسانی انقلاب اسلامی از جمله پایگاه‌های ارائه اطلاعات و داده‌های تحقیقاتی در باره انقلاب اسلامی بهمن 1357 است. این پایگاه به همت دفتر ادبیات انقلاب اسلامی (مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری حوزه هنری) در 22 خرداد 1391 افتتاح شد. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی در سال 1372 تأسیس شده و تاکنون آثار متعدد پژوهشی و تاریخی منتشر کرده است.

پایگاه اطلا‌ع‌رسانی انقلاب اسلامی به منظور بهره‌گیری انقلاب اسلامی‌‌پژوهان از داده‌ها، اطلاعات و آخرین یافته‌های پژوهشی، متناسب با فضای مجازی راه‌اندازی شد و پس از سه سال، بر اساس تجربه دست‌اندرکاران و نظرسنجی از کارشناسان و کاربران، نسخه پیشرفته‌تری از این سایت در دهه فجر 1394 ارائه گردید.  در آبان 1396 نیز، با انجام تغییرات جزئی از نسخه اصلی آن رونمایی به عمل آمد.

حجم عظیم منابع و داده‌های اطلاعاتی موجود در نشانی 22bahman.ir این پایگاه را محل رجوع و مورد توجه عموم علاقه‌مندان به تاریخ انقلاب اسلامی، بویژه انقلاب‌پژوهان، قرار داده است.

پایگاه اطلاع‌رسانی انقلاب اسلامی شامل این بخش‌هاست: صفحه نخست، امروز در آیینه تاریخ، بانک اطلاعات، روزنامه‌های 57 - 59، برداشتی از اسناد لانه جاسوسی، خاطرات، گفت‌و‌گو/ خبر، مقاله، ادب و هنر، کتاب و نشریه، هر روز با یک شهید، گزارش، چندرسانه‌ای.

بانک‌ اطلاعات، از مهم‌ترین بخش‌های پایگاه اطلاع‌رسانی انقلاب اسلامی با زیرمجموعه‌های کتابخانه (کتاب، روزنامه، مجله، سند، اعلام، منابع غیرفارسی)، دانشنامه، صدا و تصویر (فیلم، عکس، صدا)، فیش‌های تحقیقاتی (نهضت امام خمینی(ره)، ناموران) است. اطلاعات این بخش را واحدهای گوناگون دفتر ادبیات انقلاب اسلامی به منظور فعالیت‌های پژوهشی خود تهیه کرده‌اند که شامل موارد زیر است:

- حدود 380 هزار برگه یادداشت از کتاب‌ها و نشریات فارسی، عربی، انگلیسی، فرانسه و...

- فهرست اَعلام حدود 2 هزارعنوان کتاب و تعدادی از نشریات، اعم از نام اشخاص، مکان‌ها، تشکل‌ها و...

- زندگینامه چهره‌ها و شخصیت‌های مشهور و مؤثر در تاریخ معاصر ایران و بویژه انقلاب اسلامی

- مشخصاتِ شناسنامه‌ای افزون بر 40 هزار شخصیت تاریخ معاصر ایران در حوزه‌های سیاسی، نظامی، ادبی، هنری، اقتصادی، علمی و...

- مجموعه دانستنی‌هایی در زمینه انقلاب اسلامی، با توضیحاتی در ذیل هر مدخل و درباره‌ هر یک از اصطلاحات، مفاهیم و اسامی افراد و اماکن جغرافیایی

- بیش از 10 هزار عکس افراد و شخصیت‌ها، وقایع تاریخی و مکان‌های جغرافیایی، مربوط به تاریخ معاصر و انقلاب اسلامی.

در این بانک اطلاعات می‌توان هر واژه و موضوعی را مورد جست‌وجو قرار داد و نتایج را براساس زیرمجموعه‌های تفکیک شده کتابخانه، دانشنامه، صدا و تصویر و فیش‌های تحقیقاتی و منابع خارجی دریافت کرد.

 


مدیر مسئول: هدایت الله بهبودی|زیــر نــظــر شــــورای ســردبـیـری|مدیــر اجـــرایی: مرجان مهدی‌پور
niknami.net طراح و برنامه‌نویس: توحید نیکنامی


 نشانی: خیابان سمیه- نرسیده به خیابان حافظ - حوزه هنری - طبقه سوم - سایت انقلاب اسلامی

تلفن: 91088472 (021)

رایانامه: info@22bahman.ir