انقلاب اسلامی :: دموکراسى ساواکى!

دموکراسى ساواکى!

23 دی 1394

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی

شب 18 دی‌ماه بود [1356] که تلفن‌ها در قم به صدا درآمد: آقا، مقاله روزنامه اطلاعات را به قلم رشیدى مطلق (که بعدها معلوم شد نویسنده اصلى مقاله چه کسى بوده که از رشادت مطلق کم‌ترین بهره‌اى نداشته) مطالعه کرده‌اید؟ راستى هتاکى و رسوایى را به آخرین حد رسانده... . آیا فردا دروس حوزه علمیه تعطیل است؟... . و فردا صبح بود که نخست حوزه علمیه قم، و سپس بازار قم تعطیل شد. فضلا و طلاب علوم دینى به عنوان اعتراض به خانه‌هاى مراجع در گروه‌هاى کاملاً منظم رو آوردند و چهره شهر به کلى دگرگون شد، و به این ترتیب نخستین جرقه انقلاب در فضاى قم آشکار گردید؛ جرقه‌‌اى که هیچ کس باور نداشت این قدر توسعه یابد و سراسر مملکت را فرا گیرد و دامنه آن به خارج نیز کشیده شود.

در این که مقاله مزبور که در آن به زعیم بزرگ و پیشواى عالی‌قدر حضرت آیت‌‌اللّه‌العظمى خمینى توهین و اسائه ادب شده بود چیزى نبود که براى کسى قابل تحمل باشد، شکى نیست، ولى مهم این است که بدانیم در پشت آن جرقه، مخزن باروتى نهفته شده بود که این جرقه یکباره آن را شعله‌ور ساخت. دمل چرکینى در پیکر اجتماع وجود داشت که نتیجه سالیان دراز، خفقان و زورگویى و بى‌عدالتى، بى‌اعتنایى به خواست‌هاى مردم، ظلم و دروغ و نابسامانی‌هاى دیگر بود که در انتظار نیشتر نیرومندى بود، و به هنگامى که نیشتر فرود آمد فریاد و فغان از تمام این پیکر برآمد و آن چه در درون نهفته بود بیرون ریخت!

روز 18 دی‌ماه [1356] روز پرهیجانى در قم گذشت، و همه مراجع قول دادند براى رفع این توهین اقدام کنند. روز بعد، [19دی1356] کار بالاتر گرفت و سیل جمعیت افزون‌تر شد. آن روز برنامه این بود [که] به خانه‌هاى اساتید حوزة علمیه بروند و چنین شد. از جمله سراغ این‌جانب در مدرسه امیرالمؤمنین(ع) آمدند. داخل و خارج مدرسه و خیابان از جمعیت موج می‌زد و من در سخنرانى کوتاهى که کردم نخست از یکپارچگى و وحدت جمعیت، و مشت محکمى که مردم بر دهان نویسنده مقاله و هم‌فکران او زده بودند تشکر کردم و گفتم با این کار نشان دادید این گونه هتاکى‌ها بعد از این بدون جواب نخواهد ماند، و به این ارزانى که آنها گمان مى‌برند تمام نخواهد شد! سپس اضافه کردم اگر بزرگ قومى را این چنین هتک کنند، چه احترامى براى دیگران مى‌ماند. «اگر باید بمیریم همه با هم بمیریم، و اگر بنا هست زنده بمانیم همه با هم زنده بمانیم!»

این جمله که بعد براى بسیارى شکل شعار به خود گرفته بود، یکى از اسناد معتبر تبعید من به چابهار بود و رئیس امنیت قم آن را به عنوان دعوت به قیام بر ضد امنیت تفسیر مى‌کرد!

به هر حال آن جلسه تمام شد، اما عصر، هنگامى که طلاب و جوانان از خانه اساتید با آرامش کامل و حتى بدون کوچک‌ترین شعار (چون آن روز نه تنها شکستن شیشه‌ها معمول نشده بود، هنوز شعارهاى خیابانى نیز در کار نبود) باز مى‌گشتند، مورد هجوم ماموران پلیس واقع شدند و براى نخستین بار در این حوادث خون عده‌‌اى بى‌گناه سطح خیابان را رنگین ساخت!

ماموران امنیتى قم، براى تبرئه خود از این خشونت و کشتار بى‌سابقه، طبق معمول دست به کار پرونده‌سازى شدند و طبق راى «کمیسیون امنیت اجتماعى» که زیر نظر فرماندار و چهار تن دیگر از رؤساى ادارات تشکیل مى‌گردید این‌جانب و شش نفر دیگر آقایان در حوزه علمیه قم(1) و چند نفر از تجار محترم بازار را محرکین اصلى این حادثه معرفى کردند و حکم تبعید سه‌ساله (حداکثر تبعید) را براى همه صادر فرمودند!

رئیس ساواک قم هنگامى که در اتاقش به من اعلام کرد باید به تبعیدگاه بروم، گفتم: اى کاش آن کس که این حکم را صادر کرده این جا بود، با او سخن مى‌گفتم.

بى‌تامل گفت: آن کس منم! بفرمایید... (و آن جا مفهوم کمیسیون امنیت اجتماعى را فهمیدم.)

گفتم: هر حادثه‌اى را به ما نسبت دهید، این حادثه را خودتان آفریدید، و همه مى‌دانند. مگر شما وکیل مدافع آن مقاله‌نویس هستید؟ خاموش کردن این آتش راه ساده‌اى داشت. مى‌آمدید از آن مقاله عذرخواهى مى‌کردید و مى‌گفتید آن نویسنده غلط کرده؛ جبران مى‌کنیم. چرا به خاطر اعتراض قانونى مردم به یک نویسنده مزدور، مردم را به گلوله بستید؟ گفت: واقع این است که ما هم نفهمیدیم به چه منظور آن را نوشته‌اند؟ و چه کسى نوشته؟... به هر حال مطلب از اینها گذشته؛ بفرمایید... (به سوى تبعیدگاه)

گفتم کجا؟

گفت: بعداً روشن مى شود.

در این اثنا مامورى از در وارد شد و گفت قربان آقاى... (یکى از مقام هاى قضایى را نام برد) با توقیف آن سه نفر موافقت نکرده (معلوم نشد کدام سه نفر را مى گوید).

رئیس ساواک (بدون اعتنا از این که من شاهد و ناظرم) با عصبانیت گفت: غلط کرده! من مى‌گویم توقیفشان کنید!... (و این جا بود که صحنه دیگرى از حکومت مطلقه ساواک را بر همه دستگاه‌ها با چشم دیدم و به «دموکراسى ساواکى» آفرین گفتم!)


پی‌نوشت:

1 کمیسیون امنیت اجتماعی قم علاوه بر آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی، آقایان حسین نوری همدانی، محمدعلی گرامی، ابوالقاسم خزعلی، محمدعلی گرامی، محمد یزدی و حسن صانعی را نیز تبعید کرد.

زندگینامه و مجموعه مقالات و مصاحبه‌های آیت‌الله مکارم شیرازی، گردآوری و تدوین: میرزاباقر علیان‌نژاد، شرکت انتشارات سوره مهر، 1391، صص120- 117



 
تعداد بازدید: 538


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: