انقلاب اسلامی :: هجرت امام خمینی(ره) از عراق به پاریس

هجرت امام خمینی(ره) از عراق به پاریس

14 مهر 1395

علی قنواتی

«هجرت» در لغت به معنای مفارقت، جدایی، دوری، افتراق، فراق، هجر و هجران است. هجرت در اصطلاح به معنای ترک وطن و دوری و مفارقت از خانمان و یاران و دوستان و جدایی از سرای و نشیمن آمده است. در تاریخ ایران و اسلام مقوله هجرت یک مفهوم انتزاعی و فرازمینی نیست، بلکه نمودهای عینی و وجوه عملیاتی و کارکردی آن نیز بسیار بارز است. کافی است نگاهی گذرا به تاریخ ایرانی - اسلامی داشته باشیم و نمونه­هایی از هجرت‌های تاریخی را مرور نماییم. هجرت پیامبر اسلام (ص) از مکه به مدینه مهم‌ترین هجرت تاریخی در اسلام است و اهمیت آن تا بدانجا است که مبدأ تاریخ مسلمانان جهان قرار گرفته است. تأثیر این هجرت در تشکیل حکومت اسلامی از سوی تاریخ‌‌نگاران و اندیشمندان همواره مورد تأکید بوده است. باید توجه داشت که علی رغم تفاوت بین دو واژه «هجرت» و «تبعید»، تا حدودی تشابه معنایی نیز بین این دو وجود دارد. «تبعید» به معنای این است که کسی را به علت جرم سیاسی و غیره از وطنش بیرون کنند. بر خلاف واژه هجرت که قدمتی تاریخی و طولانی دارد، واژه تبعید، جدید است و بعد از دوره مشروطه در ایران پیدا شد.

در طول تاریخ، یکی از شیوه‌‌های برخورد با مخالفین حکومت تبعید کردن آنها به مناطقی دوردست بوده است. برای مثال در دوران حکومت بنی‌امیه، معاویه به تبعید ابوذر غفاری دست یازید و او را به منطقه ربذه فرستاد. در ایران عصر قاجاری، بعد از واقعه به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی توسط محمدعلی شاه قاجار، وی دو رهبر مذهبی انقلاب مشروطه یعنی سید عبدالله بهبهانی و سید محمّد طباطبایی را به ترتیب به کربلا و خراسان تبعید نمود. مثال دیگر در این زمینه را می‌‌توان در تاریخ تونس جست‌جو کرد. راشد الغنوشی رهبر حزب اسلامگرای النهضه تونس و از مخالفین سکولاریسم، حدود بیست سال در کشورهای الجزایر، سودان و انگلستان در تبعید به سر برد و سرانجام در سال 2011 میلادی به کشورش بازگشت.

در دوران حکومت پهلوی دوم نیز، تبعید مخالفین حکومت به عنوان یکی از ابزارهای جلوگیری از فعالیتهای آنان به کار گرفته شد. این موضوع به ویژه پس از کودتای 28 مرداد 1332 و نیز قیام 15 خرداد 1342 بیشتر و بارزتر شد. برای مثال می‌‌توان به تبعید آیت‌الله خامنه‌‌ای به ایرانشهر اشاره کرد. این تبعید پس از آن صورت گرفت که ایشان در اول آبان ۱۳۵۶، مراسمی برای یادبود آیت‌الله سید مصطفی خمینی، فرزند امام خمینی(ره) برگزار و علیه شاه و حکومت او سخنرانی کردند. با تداوم مبارزات سیاسی ایشان، سرانجام حکومت پهلوی در ۲۸ آذر همان سال موجبات تبعید این روحانی را به ایرانشهر فراهم نمود. اما مهم‌ترین مخالف حکومت پهلوی، امام خمینی(ره) بودند. ایشان به دنبال ابراز مخالفت با حکومت، حدود 15 سال را در تبعید و دور از وطن به سر بردند.

 سازش ناپذیری امام خمینی(ره)

تبعید امام خمینی(ره) با افشاگری ایشان علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون آغاز شد. محمّدرضا شاه به دلیل اینکه امام پایگاه و محبوبیت خاصی در نزد مردم داشتند، نمی‌توانست به گزینه‌هایی مانند از میان بردن ایشان متوسل شود. از سویی دیگر شجاعت و سازش‌ناپذیری امام باعث شده بود که تحت نظر قرار دادن ایشان مانع از ادامه فعالیتهای سیاسی ایشان نشود. بنابراین شاه کوشید با تبعید امام به خارج از کشور ارتباط ایشان را با مردم و دیگر مخالفین حکومت قطع کند. در 13 آبان 1343 امام خمینی(ره) با هواپیمای نظامی، تحت‌الحفظ مأموران امنیتی و نظامی به ترکیه تبعید شدند. اقامت امام در ترکیه یازده ماه طول کشید و ایشان در روز سیزدهم مهر 1344 از ترکیه به عراق اعزام شدند و تا مهرماه 1357 در شهر نجف اشرف اقامت گزیدند. امام در دوران تبعید علاوه بر تدریس، تربیت طلاب و امور مربوط به منصب زعامت و مرجعیت، به امور سیاسی و مبارزه با حکومت شاه نیز پرداختند و با سخنرانی‌ها، ابلاغ اعلامیه‌‌ها و بیانیه‌‌های مختلف مبارزات مستمر مردم ایران را رهبری و هدایت نمودند.

 چرایی و چگونگی هجرت از عراق به پاریس

جعفر شریف امامی در پنجم شهریور 1357 به جای جمشید آموزگار به نخست‌وزیری حکومت پهلوی رسید. شریف امامی ابتدا کوشید تا نظر مذهبی‌‌ها را جلب کند. برای مثال تقویم شاهنشاهی را لغو کرد، بیشتر روحانیون عالی رتبه‌‌ای را که از سال 1354 زندانی بودند، آزاد نمود، کمک‌های دولتی به حزب رستاخیز را قطع کرد، پنجاه و هفت قمارخانه وابسته به بنیاد پهلوی را بست و با انحلال پست امور زنان، یک وزارت مشاور و سرپرستی اوقاف تشکیل داد.(1) ولی به هر حال حادثه «جمعه سیاه» در زمان همین نخست‌وزیر رخ داد و برگ سیاهی از دفتر دوران نخست‌وزیری وی شد. پس از شکست اقدامات شریف امامی به منظور جلب حمایت جناح‌های سیاسی و مذهبی، فعالیت‌های سیاسی برای متوقف کردن فعالیتهای امام خمینی(ره) و یا اخراج ایشان از نجف آغاز گردید. او فکر می‌کرد اگر بتواند امام خمینی(ره) را از نجف دور کند، ضربه‌ مؤثری به مخالفان داخلی وارد خواهد آمد. وی استدلال می‌کرد که چون آیت‌الله خمینی از طریق زائران ایرانی با مخالفان داخلی تماس برقرار می‌کند، در صورت اخراج از عراق قادر به ادامه‌ تماس با مخالفان نخواهد بود. از سوی دیگر نیز حکومت وقت عراق با توجه به نفوذ روزافزون امام به عنوان بارزترین شخصیت مبارز مذهبی در عراق، که اکثریت جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌‌دادند (و می‌‌دهند) و نیز مشاهده آثار انقلاب در ایران و نقش امام در به حرکت درآوردن توده‌‌ها نگران شده بود.

توافق بر سر متوقف کردن فعالیتهای امام و یا اخراج ایشان از نجف در مذاکراتی بین وزرای خارجه حکومت پهلوی و عراق که برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بودند، صورت گرفت.(2) در پاییز 1357 وزارت امور خارجه ایران به دستور شاه تحرکاتی را آغاز کرد و سفیر ایران در عراق در ملاقات با صدام حسین از او خواست فعالیتهای سیاسی آیت‌الله خمینی را محدود کند. این تقاضا با استقبال صدام مواجه شد.(3) سپس هیئتی از تهران به بغداد رفت و مذاکراتی با مقامات عراقی در زمینه هماهنگ ساختن سیاست دولتهای ایران و عراق درباره امام به عمل آمد. متعاقب این اقدامات، عراقی‌ها محدودیتهایی برای امام ایجاد کردند و حتی مأموران امنیتی منزل ایشان را محاصره کردند. سرانجام چون امام حاضر به تبعیت از خواسته‌‌های دولت عراق نشدند، تصمیم به ترک خاک آن کشور گرفتند.

ایشان ابتدا در نظر داشتند به سوریه بروند، ولی چون روابط عراق و سوریه به شدت تیره شده بود و دولت عراق اجازه خروج نمی‌‌داد، عزیمت به سوریه از طریق کویت در نظر گرفته شد. اقدامات مربوط به خروج امام به وسیله حجت‌الاسلام سیدمحمود دعایی به ترتیب خاصی فراهم گردید. صبح روز 13 مهر، امام و همراهان با اتومبیل عازم کویت شدند. مسئولان کویتی هنگام صدور ویزا برای امام متوجه هویت ایشان نشدند، زیرا در آن موقع در کشورهای عربی اعلام نام فامیل ضرورت نداشت و برای معرفی درخواست کننده، نام و نام پدر کفایت می‌‌کرد. به گفته حجت‌الاسلام دعایی، مسئول امور مربوط به تهیه پروانه اقامت و اجازه خروج برای کسانی که از ایران به منظور دیدار امام به نجف وارد می‌‌شدند، ترتیب اخذ پروانه خروج به نحوی صورت گرفت که مقامات عراقی هشت ساعت قبل از حرکت امام و همراهان به کویت از خبر مسافرت ایشان آگاه شدند.(4)

با آنکه امام دارای ویزای معتبر بودند، دولت کویت از ورود ایشان و همراهان به داخل خاک آن کشور جلوگیری کرد. بنا به گفته آنتونی پارسونز، سفیر وقت انگلستان در ایران، شریف امامی درباره‌ موضوع خروج امام خمینی(ره) از عراق با سفیران انگلیس و آمریکا (پارسونز و سولیوان) مشورت کرده و از آنان درخواست نموده بود تا دولت کویت را قانع کنند که از ورود امام جلوگیری به عمل آوردند.(5) دولت عراق نیر اجازه بازگشت آنها را به عراق نداد. سرانجام چون امام و همراهان تصمیم گرفتند به پاریس مسافرت کنند، اجازه داده شد به بغداد بروند و روز بعد عازم فرانسه شوند. در آن موقع ایرانیان بدون ویزا می‌توانستند به فرانسه وارد شوند. از آنجا که حکومت پهلوی چنین تصور می‌کرد که دور شدن امام از عراق و مرزهای ایران، نقش ایشان را در تحولات سیاسی ایران کم‌رنگ‌تر خواهد کرد، لذا با هماهنگی ساواک و دستگاه اطلاعاتی عراق، امام در 14 مهر 1357 بغداد را با یک هواپیمای عراقی به مقصد فرانسه ترک کردند. البته در آن مقطع، ساواک نگران بازگشت امام به کشور بود و در استانهای غربی حالت فوق‌العاده اعلام کرده بود. دولت فرانسه بعد از مشورت با دولت پهلوی، با ورود امام به خاک فرانسه موافقت کرد. احتمالا توافق به دلیل دورتر شدن ایشان از ایران و مشکل‌‌تر شدن مسافرت روحانیون و طرفداران ایشان بود. ولی امام به رغم فاصله زیاد با ایران با استفاده از تلفنی که در نوفل لوشاتو، محل اقامت خود در حومه پاریس در اختیار داشتند، به طور منظم با تهران در ارتباط بودند. به نظر می‌رسد که خود امام پاریس را مناسب اقامت ندانسته و به حومه پاریس یعنی نوفل لوشاتو رفته‌اند. امام‌خمینی(ره) در پایان وصیتنامه‌‌ سیاسی- الهی خود نیز در مورد اینکه بعضی‌ها ادعا کرده‌اند که رفتن ایشان به پاریس به وسیله‌ آنان بوده، تذکر داده‌ا‌ند که این مطلب دروغ است و خود ایشان با مشورت سید احمد خمینی پاریس را انتخاب کرده‌‌اند، زیرا در کشورهای اسلامی احتمال راه ندادن آنان وجود داشت ولی در پاریس این احتمال نبود.(6)

پیام به ملت ایران، پیش از عزیمت به پاریس

امام خمینی(ره) در روز 14 مهر 1357 و قبل از عزیمت به پاریس، پیامی برای مردم ایران ارسال کردند. امام در این پیام بر لزوم تداوم مبارزه با حکومت طاغوت و استعمار و حساس بودن برهه‌ کنونی تأکید و با خانواده شهدا و جان‌باختگان راه انقلاب ابراز همدردی کردند. در این پیام بود: «سلام و تحیت بر برادران غیور ایرانى که براى رهایى از حکومت طاغوت و خاتمه دادن به چپاول غارتگران بین‌المللى و نفتخواران به پاخاسته‌‌اند. ... اکنون که من- به ناچار- باید ترک جوار مولا امیر المؤمنین- علیه السلام- را نمایم و در کشورهاى اسلامى، دست خود را براى خدمت به شما ملت محروم- که مورد هجوم همه جانبه اجانب و وابستگان به آنان هستید- باز نمى‌‌بینم و از ورود به کویت با داشتن اجازه ممانعت نمودند، به سوى فرانسه پرواز مى‌‌‌کنم. پیش من مکان معینى مطرح نیست؛ عمل به تکلیف الهى مطرح است... .»(7)

 بازتاب هجرت امام خمینی(ره) به پاریس

هجرت امام به پاریس و اقامت ایشان در نوفل لوشاتو، علاوه بر بازتاب گسترده در روزنامه‌های کثیرالانتشار ایران، موجب بیشتر شدن تحرک مخالفین حکومت پهلوی شد. مردم، روحانیون و دیگر گرو‌ههای مخالف با اطلاع از اقدامات سختگیرانه‌ حکومت عراق در قبال امام خمینی(ره)، پس از اطلاع از ورود امام به کشور فرانسه، تلگرافهای متعددی به دولت وقت این کشور ارسال کرده و خواهان مهمان‌نوازی شایسته از امام شدند. از جمله این تلگرافها می‌‌توان به تلگرافهای آیت‌الله صدوقی و آیت‌الله مرعشی نجفی اشاره کرد. جمعی از روحانیون تهران، دو تن از روحانیون آذربایجان یعنی آقایان انگجی و قاضی طباطبایی نیز تلگرافهایی به پاریس و خطاب به ژیسکاردستن، رئیس‌جمهوری وقت فرانسه مخابره نمودند. پس از تبعید امام به پاریس، سازمانها و مؤسسات بیشتری به صف اعتصاب‌کنندگان در ایران ‌پیوستند

خبرگزاریهای خارجی نظیر خبرگزاری فرانسه و خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز به تبعید امام واکنش نشان دادند. علاوه بر خبرگزاریها، رهبران برخی کشورها نیز به این واقعه نگاهی ویژه داشتند. هواری بومدین، رئیس‌جمهوری الجزایر، به حمایت از امام پرداخت. علمای اندونزی نیز با ارسال تلگرافی خواستار اقامت رهبر انقلاب در این کشور شدند. همچنین گروهی از دانشجویان مصری نیز در نامه‌ای به امام خمینی(ره) تأثر خود را از رفتار دولت‌های عراق و کویت ابراز داشتند.

 تداوم فعالیتها و واکنش دولت فرانسه

پس از اسکان امام، پیام رسمی دولت فرانسه مبنی بر ممانعت از هرگونه فعالیت سیاسی، به ایشان داده شد. امام خمینی(ره) در پاسخ به این محدودیتها اظهار داشتند که این‌گونه محدودیتها نمی‌تواند شامل صدور بیانیه و پیام باشد، بلکه محدود است به آنچه در محیط فرانسه صورت می‌گیرد. تداوم فعالیتهای سیاسی امام و صدور پیامهای ضد حکومت پهلوی توسط ایشان باعث شد تا دولت فرانسه مدتی بعد مسئله‌ اخراج امام را مطرح کند. مقدمات اخراج امام از پاریس نیز انجام شد، ولی از آنجا که محمدرضا پهلوی مسئولیت این اخراج را نمی‌‌پذیرفت، رئیس‌جمهوری فرانسه نیز به این نتیجه رسید که فرانسه نباید به تنهایی خطر انجام این کار را به عهده گیرد. از سوی دیگر توجیه این اقدام بدون درخواست تهران در مقابل افکار عمومی ناممکن بود. لذا دستور اخراج ایشان لغو گردید.

اجبار به خروج امام خمینی(ره) از عراق، نه تنها مانع ادامه روند فعالیتهای ایشان علیه حکومت پهلوی نشد، بلکه این تهدید با هشیاری و شجاعت امام تبدیل به فرصتی تاریخی برای اشاعه اندیشه‌‌های سیاسی ایشان از طریق تریبون  نشریات و شبکه‌‌های رادیو و تلویزیونی گردید. دوران حضور امام در فرانسه حدود 4 ماه به طول انجامید و سرانجام امام خمینی(ره) در 12 بهمن ماه 1357 پس از حدود 15 سال دوری از وطن، بازگشتی باشکوه به ایران داشتند.

پی نوشت:

1- آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی، تهران: نشر نی، چاپ بیستم، 1392، ص 634.

2- یزدی، ابراهیم، آخرین تلاش‌ها در آخرین روزها، تهران: انتشارات قلم، چاپ پنجم، 1363، ص 25.

3- بهنود، مسعود، از سید‌ضیاء تا بختیار، تهران: جاویدان، 1369، ص 741.

4- نجاتی، غلام‌رضا، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، چاپ نهم، 1390، ص 662.

5- پارسونز، آنتونی، غرور و سقوط، ترجمه منوچهر راستین، تهران: انتشارات هفته، چاپ دوم، 1363، صص 125 و 126.

6- امام خمینی(ره)، صحیفه امام، جلد 21، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ ششم، 1393، ص452.

7- تاریخ معاصر ایران از دیدگاه امام خمینی(ره)، به کوشش محمد هاشمی تروجنی و حمید بصیرت منش، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چاپ ششم، 1393، صص 494 و 495.



 
تعداد بازدید: 423


نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: