انقلاب اسلامی :: دولت ازهاری ـ بخش اول

دولت ازهاری ـ بخش اول

14 آذر 1397

جواد رضایی

دولت نظامی ازهاری در فاصله 15 آبان 1357 تا 10 دی، بر سر کار بود. در دو متن به بررسی نظر امریکایی‌ها در مورد این دولت از دلایل تشکیل تا استعفا می‌پردازیم. در کنار تحلیل آمریکایی‌ها، وقایع اتفاق افتاده در این دو ماه نیز مورد توجه قرار می‌گیرد.

آنچنان که آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند، تشکیل این دولت به آنها اطلاع داده می‌شود. آنها در 14 آبان می‌نویسند: «شاه به سفیر آمریکا سولیوان و سفیر انگلستان پارسونز اطلاع داد که دولت فعلی برکنار و به جای آن دولتی نظامی به ریاست ژنرال ازهاری رئیس فعلی ستاد مشترک ارتش... جایگزین خواهد شد. نظامیان و سربازان در سرتاسر تهران در مقیاس وسیعی در حال جابه‌جایی... هستند.»[1]

اما با توجه به سایر گزارش‌هایی که آمریکایی‌ها در اویل آبان منتشر می‌کنند به نظر نمی‌رسد که نقشی در تشکیل این دولت نداشته باشند. به عنوان نمونه سفیر آمریکا در سندی که به وخامت اوضاع کارگری و اعتصابات سراسری می‌پردازد، می‌نویسد: «وضعیت کارگری به عنوان قسمت کوچکی از کل وضعیت مجموعه اقتصادی سیاسی در ایران، به سرعت رو به وخامت می‌رود. اعتصاب شرکت ملی نفت ایران ابعاد هشداردهنده و خطرناکی به خود گرفته است. اعتصاب هواپیمایی ملی ایران کل پروازهای داخلی و بین‌المللی را به‌طور کامل متوقف کرده است و نیز رفت و آمد هواپیماهای خارجی را تهدید به توقف می‌کند، و شرکت مخابرات ایران یک‌بار دیگر به دلیل مسایل و درگیری‌های کاری، حداقل به‌طور جزئی، متأثر و دچار نابسامانی شده است. بسیاری از وزرای دولت، به دلیل اعتصاب کارگران به‌طور جدی در تنگنا قرار گرفته‌اند. اعتصابها و دیگر فعالیت‌ها و اقدامات کارگران به‌طور فزاینده‌ای در حال سیاسی و ضدبیگانه شدن هستند.»

وی در انتهای همین سند، اشاره می‌کند که این سند قبل از تشکیل دولت جدید تهیه شده است، ولی انتظاری که از دولت ازهاری دارد را منعکس می‌کند: «اهداف اولیه دولت نظامی جدید اعاده نظم و تأمین برگشت اعتصابیون به سر کارشان است. از نقطه نظر وخامت وضع کارگران مسئله اخیر یک آزمایش مهم و خطیر در مورد قدرت حل و توانایی‌های مؤثر دولت جدید خواهد بود.»[2]

سفارت آمریکا در سند دیگری که مربوط به نیمه شب 14 آبان می‌شود می‌نویسد: «آزادی که امروز... [مردم در تظاهرات] از آن بهره‌مند بودند (نیروهای مسلح یا پلیس خیلی کم دست به مداخله زدند.) شگفت‌آور بود. به نظر می‌رسد که ارتش هنوز هم اعتبار و نفوذ کافی برای اعمال قدرت داشته باشد (به دلیل کنترل مقررات منع عبور و مرور شبانه که ظاهراً مؤثر بوده است) اما دولت ایران بایستی اقداماتی را جهت تأمین میزان مشابهی از ثبات، در مدت روز در خلال کارهای روزمره، به عمل آورد. در غیر این صورت فردا آشوبها و ناآرامی‌های زیادی را پیش‌بینی می‌کنیم، چیزی که رشته‌های از هم گسسته پایتخت این کشور یارای آن را ندارد.»[3] همچنین در سند دیگری که تهیه کننده آن هم سفیر آمریکا است، آمده است: «روشن است که نمی‌توان اجازه داد وضعیت فعلی برای مدت طولانی‌تری ادامه یابد. جبهه ملی در تلاش است تا به یک راه حل سیاسی دست یابد. اگر این تلاش ناموفق باشد، ما انتظار داریم که ارتش تلاش نماید تا در عرض 48 ساعت آینده، راه حل نظامی را تحمیل نماید.»[4]

در نهایت مهم‌ترین نشانه‌های حمایتی و مداخله جویانه آمریکایی‌ها را می‌توان در سندکوتاهی که مربوط به 15 آبان است، پیدا کرد. در این سند که به نقل از سفیر آمریکا نوشته شده، آمده است: «هنگامی که اعلامیه دولت نظامی در ساعت 8 روز 6 نوامبر [15 آبان] برخلاف پیش‌بینی من از طریق رادیو تلویزیون ملی ایران پخش نشد من به رئیس دفتر شاه اصلان افشار تلفن کردم تا دریابم که چه اشکالی پیش آمده است. افشار گفت که شاه در آن لحظه... مشغول ضبط ویدیویی بیانیه خود بوده و این اعلامیه در ظرف یک ساعت از طریق رادیو پخش خواهد شد ولی تلویزیون بعداً یعنی عصر آن روز آن را پخش خواهد نمود. ارتشبد ازهاری که به عنوان نخست‌وزیر جدید معرفی خواهد شد درخواست نموده که با ژنرال گست... ملاقات نماید. من به ژنرال گست گفته‌ام که به ازهاری در رابطه با حمایت دولت ایالات متحده اطمینان دهد و بگوید که به هر ترتیب که برای وی مناسب باشد من برای ملاقات با او آماده خواهم بود.»[5]

آمریکایی‌ها پیام ویدیویی شاه را آشتی‌جویانه توصیف کردند و در سندشان نوشتند: «وقتی که شاه با سولیوان تماس گرفت تا تشکیل دولت نظامی را به اطلاع او برساند، سولیوان به او گفت که تجمعات مجدداً در حال شکل‌گیری بودند و معدود سربازان حاضر منفعل به نظر می‌رسیدند. شاه قول داد که دوباره ارتش را بسیج کند.»[6]

آمریکایی‌ها خوش‌بین هستند که دولت جدید بتواند به سرعت در جهت برقراری نظم پیش برود. آنها به بخش‌هایی از اولین سخنرانی ازهاری که شامل برخی شعارهای او می‌شود، اشاره می‌کنند و می‌نویسند: «ژنرال ازهاری در اولین سخنرانی‌اش برای مردم گفت که دولت وی برای «یک دوره محدود» است و هدف بنیانی وی حفظ موقعیت امنیتی برای صورت پذیرفتن انتخابات آزاد می‌باشد. او تعهدش را نسبت به حمایت از یک سیستم قضایی مستقل و حفظ اختیارات نظارت و کنترل قوه مقننه بر طرز عمل قوه مجریه اعلام نمود.»

این تلاش حکومت پهلوی و آمریکایی‌ها در حالی است که: «آیت‌الله خمینی در پاریس، مخالف اصلی شاه، تشکیل دولت نظامی ‌را تقبیح نمود و از ایرانیان خواست تا به مبارزه‌شان برای سرنگونی شاه ادامه دهند.»[7]

دولت ازهاری در ظاهر و در اولین روز تشکیل، از دید آمریکایی‌ها برخورد سختی با مردم معترض انجام نمی‌دهد، که موجب تعجب و ناراحتی آمریکایی‌ها می‌شود. آنها می‌نویسند: «دیروز آنگونه که انتظار می‌رفت نشانگر آزمایش اراده بین سربازان و مخالفین نبود زیرا نیروهای امنیتی ممنوعیت جدید سخت عنوان شده در مورد اجتماعات را اجرا نکردند.»[8]

البته این وضعیت در حالی است که به جز روزنامه دولت، بقیه روزنامه‌ها اجازه انتشار ندارند: «مصباح‌زاده و مسعودی ناشران کیهان و اطلاعات و تهران ژورنال به‌طوری‌ که گزارش شده با وزیر جدید اطلاعات در مورد شروع به انتشار مجدد بر اساس خودسانسوری به توافق رسیده‌اند ولی سندیکای نویسندگان روزنامه‌ها این توافق را رد کرد. در نتیجه روزنامه‌ها همچنان بسته می‌مانند.»[9]

آمریکایی‌ها در حالی که هنوز دو روز از تشکیل دولت نظامی می‌گذرد، به نقد آن پرداخته و آن را ناکارآمد جلوه می‌دهند و می‌نویسند: «به روی کار آمدن یک دولت نظامی هنوز تأثیر برجسته‌ای بر خاتمه دادن به مشکلات کارگری در بخشهای دولتی و سازمان‌های بخش عمومی نگذاشته است و احتمالاً در بخش خصوصی نیز تا به امروز به همان میزان ناموفق بوده است.»[10]

آمریکایی‌ها در سند دیگری پتانسیل این دولت برای حل مشکلاتی که مدنظرشان است را ناکافی می‌دانند و توصیه به بسیج نیروهای اقتصادی برای حمایت از دولت می‌کنند و می‌نویسند: «پنج پست کابینه امروز توسط غیرنظامیان اشغال شد. طریقه اداره کردن مشاغل حساس دولت ایران (مثلاً: سازمان برنامه و بودجه و بانک مرکزی) مشخص نیست. کشور با مشکلات حادی رودررو است و رهبریتی که تاکنون منصوب شده آشکارا برای دست و پنجه نرم کردن با آن مناسب نیست. اگر قرار باشد که از مشکلات سخت دوری جسته شود لازم است که استعدادهای اقتصادی کشور در حمایت از دولت نظامی بسیج شود.»[11]

یکی از وعده‌های دولت ازهاری برای آرام کردن مخالفین، مبارزه با فساد بود که: «دولت ازهاری... به سرعت برنامه‌هایی را برای پاسخگویی به درخواست‌های مخالفین به جلو برد. از همه برجسته‌تر مبارزه ضد فساد مورد تأکید قرار گرفت و تعدادی از مقامات سیاسی و نظامی عالی‌رتبه سابق که شامل هویدا نخست‌وزیر و وزیر دربار اسبق می‌شد، دستگیر شدند.»[12]

شاه همچنین کمیته‌ای برای تحقیق در مورد منابع ثروت و کل دارایی اعضای خانواده سلطنتی تشکیل می‌دهد. آمریکایی‌ها انگیزه شاه از این کار را این‌گونه توصیف می‌کنند: «سفیر سولیوان اظهار می‌دارد که: این حرکت نشانگر حساسیتی است که از وحشت شاه از انتقادات گسترده نشأت گرفته و کوششی است در جهت کاهش دادن این‌گونه انتقادات.»[13] و [14]

آمریکایی‌ها از قول ازهاری علت سیاست در ظاهر مصالحه‌جویانه حکومت نظامی را اولویت‌بندی مسائل توسط آن می‌دانند: «دولت نظامی در هر یک از رخدادها ترجیح داده که با اعتصابات به صورت مرحله‌ای برخورد نماید. ژنرال ازهاری به سفیر اطلاع داد صنعت نفت از اولویت درجه اول برخوردار است و هدف وی بازگشت به تولید کامل در اولین فرصت می‌باشد. وی سپس به بخش‌های مهم مثل حمل و نقل و ارتباطات خواهد پرداخت. وی اعتقاد دارد دستگاه اداری مجدداً فعال خواهد شد زیرا عدم حضور آن بیشتر به خاطر ترس و وحشت بوده است تا نارضایی[!]»

آمریکایی‌ها تفسیر خوش‌بینانه‌ای در صورت موفقیت دولت نظامی در شکستن اعتصابات دارند: «اگر ارتش در شکستن اعتصابات موفق از کار درآید برای خیلی از افراد خارج از گود ممکن است این معنا را داشته باشد که... آنها (ارتش) دارای قدرت و نیروی بیشتری هستند... [و] می‌تواند باعث... تمرکز تدریجی قدرت در ارتش و به‌طور غیرمستقیم در شاه گردد.»[15]

اما پس از یک هفته از روی کار آمدن دولت ازهاری، آمریکایی‌ها سند به سند، نظرات ضد و نقیضی در مورد موفقیت یا شکست این دولت بیان می‌کنند که گویای سردرگمی آنها در تحلیل وضع موجود است.

این سردرگمی به حکومت پهلوی هم سرایت می‌کند. در کنار نمایش مبارزه با فساد، شاه و ازهاری در روز عید قربان نمایشی با تاکید بر مسلمان بودن خود برگزار می‌کنند تا به نظر افرادی که آمریکایی‌ها با آنها رابطه دارند، دست آیت‌الله خمینی را برای دادن حکم جهاد بر علیه خودشان ببندند، چون دادن حکم جهاد بر علیه مسلمانان وارد نشده است. البته آمریکایی‌ها این نظرات و اقدامات را خوشبینانه و مضحک توصیف می‌کنند: «دو تن از ناظرین صحنه سیاست ایران در طول تعطیلات آخر هفته... یک نمایش میان‌پرده‌ای مضحکی را از شاه و نخست‌وزیر دیدند که آنها مرتب دست به دامان هویت اسلامی ایران می‌شدند. (11 نوامبر عید قربان بود.) بر اساس گفته‌های منابع تأکید روی ماهیت اسلامی ایران و دولت ایران جهت ممانعت از تلاش [آیت‌الله]خمینی برای رقم زدن چهره شاه به عنوان یک غیرمسلمان، لازم بود و این‌کار همچنین یک سپر دفاعی در مقابل اعلام جهاد بود.»[16]

یک سند از طرف وزارت خارجه آمریکا در مورد سوال آنها از پیش‌بینی سفارت نسبت به دورنمای دولت نظامی در 24 آبان وجود دارد که نکاتی دارد. از جمله اینکه در بخشی از آن به نظر اسرائیلی‌ها اشاره شده است و درستی آن از سفارت آمریکا پرسش می‌شود. در این سند که به صورت پرسشی است، آمده است: «متشکر خواهیم شد که تا آخر... هفته ارزیابی مقدماتی را نسبت به عملکرد و دورنمای دولت نظامی دریافت نماییم. ما علاقمندیم که نظرات سفارت را در مورد مطالب زیر بدانیم:

الف‌ـ گرچه طبق گزارش خبرگزاری‌ها، اوضاع امنیتی در تهران اساساً بهبود یافته است، اما به نظر می‌رسد که خشونت خارج از پایتخت با خشونت قبل از روی کار آمدن دولت نظامی فرق چندانی نکرده باشد. سفارت توانایی ارتش را در ادامه حفظ کنترل تهران چگونه ارزیابی می‌کند؟ چه توضیحی برای عدم توانایی نیروهای امنیتی در کنترل ناآرامی مراکز استانها وجود دارد؟ آیا دولت ایران فاقد تعداد کافی نظامیان قابل اعتمادی است که بتواند آنها را در شهرهای کوچک‌تری مانند کرمانشاه و قزوین، به صورت آماده باش درآورد، یا اینکه نظامیان نمی‌توانند از عهده مسایل برآیند؟ آیا مراحل اقدامات نظامی نخست برای آرام نمودن تهران و بعد برای آرام کردن مراکز دیگر است؟

ب‌ـ اعتصابات؛ سفارت اقدام مقامات نظامی در مورد وادار نمودن کارگران برای بازگشت به سر کارشان را چگونه ارزیابی می‌نماید؟ ما متشکر خواهیم شد که برآورد مختصری راجع به موفقیت‌ها و ناکامی‌های دولت در هر جا که مقامات دولتی اقدامی جدی برای پایان بخشیدن به اعتصابات به کار برده‌اند، داشته باشیم. آیا در مدتی که دولت نیروی خود را بر روی نفت، شرکت هواپیمایی ملی ایران و دیگر نمایندگی‌های کلیدی و یا صنعت متمرکز می‌سازد، بخش‌های دیگر نادیده گرفته نمی‌شود؟

ج‌ـ کارمندان دولت؛ ما متوجه بی‌میلی و اکراه آشکار ایرانیان صلاحیت‌دار و صاحب آوازه در حمایت از دولت نظامی از طریق عدم قبول پستهای وزارت شده‌ایم.... سفارت چه علائمی از تمایل کارمندان مهم دولتی در همکاری با وزرای کابینه نظامی دارد؟ آیا عملکردهای وزرای کابینه بهبود یافته است؟

دـ احساسات عمومی؛ عکس‌العمل اشخاص مستقل با نفوذ و صاحب فکر نسبت به دولت نظامی چگونه بوده است؟ با توجه به واکنش‌های مخالف غیرافراطی، آیا سفارت اعتقاد دارد که رژیم نظامی بتواند روی کار آمدن دولتی وجیه‌المله و غیرنظامی را تسهیل نماید یا اینکه تشکیل آن را مشکل‌تر خواهد ساخت؟

هـ ‌ـ گرفتاری‌هایی برای ایالات متحده، برقراری دولتی نظامی چه تأثیری بر موقعیت آمریکا در ایران داشته است؟

اسرائیلی‌ها سؤال نموده‌اند که آیا شاه است که دولت نظامی را هدایت می‌نماید یا عکس آن درست است، به این معنا که مقامات نظامی اداره امور را به دست دارند و شاه مجبور است از آنان دنباله‌روی نماید؟ استنباط سفارت از میزان اختیارات موجود و مانور انجام شده از جانب رهبری نظامی چیست؟

سفارت از دوره تصدی دولت نظامی چه انتظاری دارد؟ آیا احتمال دارد دولت نظامی در سراسر ماه محرم روی کار بماند؟ آیا شاه به تماس خود با رهبران سیاسی غیرنظامی در مورد تشکیل نهایی دولتی ائتلافی ادامه می‌دهد یا اینکه او این مذاکرات را در حال حاضر مسکوت گذاشته است؟ نظر افسران ارشد راجع به انتخابات از جمله امکان برگزاری انتخابات در اوایل سال آینده چیست؟»[17]

سرانجام کابینه ازهاری به مجلس معرفی شد. ناظر سفارت در مورد فضای مجلس شورای ملی و وزرای کابینه این‌گونه گزارش می‌دهد: «کلیه وزراء (بر اساس اظهارات شفاهی در جلسه غیرعلنی مجلس) به خوبی مورد استقبال واقع شدند و ازهاری هم تشکر خود را با تعظیم به نمایندگان قبل از آغاز نطق خود نشان داد.

هشت چهره جدید کابینه (که سهم افراد نظامی را نسبت به غیرنظامیان کاهش می‌دهد) عبارتند از: محسن فروغی وزیر فرهنگ، محمدحسن مرشدی وزیر بهداری، مصطفی پایدار وزیر مشاور در امور اجرایی، عزت‌الله همایونی وزیر مشاور در امور سیاسی و اجتماعی، احمد ناظمی وزیر مشاور در امور پارلمانی، منوچهر بهرون وزیر مسکن و شهرسازی، شمس‌الدین مفیدی وزیر علوم و آموزش عالی

 چهار نفر اول از کابینه شریف امامی به جای مانده‌اند. پایدار و همایونفر پست خود را تغییر داده‌اند و بهرون کارمند عالی‌رتبه وزارت مسکن است.»[18]

در متن بعدی به فعالیت کمتر از 40 روز دولت نظامی ازهاری و سرنوشت آن خواهیم پرداخت.

دولت ازهاری-بخش دوم

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. اسناد لانه جاسوسی آمریکا: کتاب نهم، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، 1387، ص 260، سند شماره 131، 5 نوامبر 1978- 14 آبان 1357.

[2]. همان، ص 258 الی 260، سند شماره 129، 5 نوامبر 1978- 14 آبان 1357.

[3]. همان، ص 258، سند شماره 128، 5 نوامبر 1978- 14 آبان 1357.

[4]. همان، ص 257، سند شماره 127، 5 نوامبر 1978- 14 آبان 1357.

[5]. همان، ص 263، سند شماره 134، 6 نوامبر 1978- 15 آبان 1357.

[6]. همان، صص 264 و 265، سند شماره 136، 6 نوامبر 1978- 15 آبان 1357

[7]. همان، ص 266، سند شماره 138، 7 نوامبر 1978- 16 آبان 1357.

[8]. همان، ص 273، سند شماره 143، 7 نوامبر 1978- 16 آبان 1357.

[9]. همان، ص 283، سند شماره 149، 8 نوامبر 1978- 17 آبان 1357.

[10]. همان، ص 284، سند شماره 150، 8 نوامبر 1978- 17 آبان 1357.

[11]. همان، ص 286، سند شماره 152، 8 نوامبر 1978- 17 آبان 1357.

[12]. همان، ص 108، سند شماره 52، 3 سپتامبر 1978- 12 شهریور 1357.

[13]. همان، ص 288، سند شماره 153، 8 نوامبر 1978- 17 آبان 1357.

[14]. همان، ص 290، سند شماره 154، 6 نوامبر 1978- 18 آبان 1357.

[15]. همان، صص 301 و 302، سند شماره 166، 11 نوامبر 1978- 20 آبان 1357.

[16]. همان، ص 321، سند شماره 180، 14 نوامبر 1978- 23 آبان 1357.

[17]. همان، صص 323 و 324، سند شماره 183، 15 نوامبر 1978- 24 آبان 1357.

[18]. همان، ص 336، سند شماره 192، 18 نوامبر 1978- 27 آبان 1357.



 
تعداد بازدید: 31


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: