انقلاب اسلامی :: اینها هم ضد انقلابند و هم دست‌نشانده اغیار و اجانب
سخنان امام خمینی(ره) در 24 فروردین 1358 درباره فجایع گنبد

اینها هم ضد انقلابند و هم دست‌نشانده اغیار و اجانب

24 فروردین 1399

الهام صالح

اندکی پس از پیروزی انقلاب اسلامی (روز 23 بهمن 1357)، اعضای سازمان چریکهای فدایی خلق به شهربانی گنبد حمله کردند و مدتی بعد نیز ستاد خلق ترکمن را تشکیل دادند. این گروه در گنبد به آشوب و تفرقه‌افکنی دست می‌زدند. سازمان چریک‌های فدایی خلق در فروردین 1358 نیز با لشکرکشی‌های خیابانی به مردم حمله کردند و به روی آنها آتش گشودند.

امام خمینی در 24 فروردین 1358 در حضور پاسداران و مردم شهرستان گنبد کاووس درباره این فجایع فرمودند: «اینها به دلیل اینکه ما برای این ملت می‌خواهیم یک آزادی، یک استقلال، یک رفاه پیدا بشود و آن جمعیت مُفْسِد می‌خواهند نباشد و شلوغ بشود و به هم بخورد اوضاع تا اینکه اربابانشان برگردند. از این جهت ما اینها را متهم می‌کنیم به اینکه اینها، هم ضد انقلابند و هم دست‌نشانده اغیار و اجانب. اینها اگر هوادار ملت هستند، چرا در موقعی که برای ملت، دولت و ما، کارهایی که رفاه آنها هست می‌خواهیم انجام بدهیم اینها مانع می‌شوند؟ چرا از رفراندمی که همه ملت با او موافق است اینها مخالفت می‌کنند؟»[1]

امام خمینی، با خرابکاری نامیدن اتفاقات گنبد کاووس، این‌طور ادامه دادند: «این رفراندم مگر چیست که همه ملت موافق و این عده خرابکار مخالفند؟ اینها طرفدار مردمند؟ طرفدار ملتند؟ طرفدار خلقند؟! اگر طرفدار خلقند، تمام خلقْ اسلام را می‌خواهد، تمام ملت به جمهوری اسلام رأی می‌دهد، چرا اینها مخالفت می‌کنند؟ چرا برادرهای ما را برای اینکه می‌خواهند به «جمهوری اسلامی» رأی بدهند، رگبار مسلسل به سوی آنها می‌بندند؟ این جز این است که اینها می‌خواهند خرابکاری بکنند؟»[2]

امام، این خرابکاری‌ها را وسیله‌ای برای شکست خوردن رأی به جمهوری اسلامی عنوان کردند: «اینها می‌خواستند که رأی جمهوری اسلام به شکست بربخورد و ما نتوانیم جمهوری اسلامی را در اینجا درست بکنیم؛ و آنها یا برگردانند رژیم منحوس شاهنشاهی را، و یا به جای آن یک چیز دیگری - فرم دیگری که - باز برای آنها کار بکند، برای اجانب کار بکند، در ایران به ثمر برسانند.»[3]

ایشان، اشرار گنبد را مخالف اسلام، مردم و آزادی دانستند: «اینها مخالف اسلام هستند، اینها مخالف ملت هستند، اینها مخالف آزادی هستند، اینها مخالف استقلال هستند. اینها می‌خواهند که باز همان کارهایی که - همان مطالبی که - در رژیم سابق بود اعاده کنند ولو به صورت دیگر. این معنا که در گنبد محقق شده در خیلی جاها از مملکت ما بوده، و همه آنها هم زیر سر این اشرار بوده است که دست‌نشانده‌های آمریکا یا جای دیگر هستند.»[4]

امام خمینی، ضمن قدردانی از پایداری اهالی گنبد کاووس، لزوم پایداری در برابر اشرار را خواستار شدند: «پشتیبانی کنید از قوای انتظامی. اگر قوای انتظامی در آنجا مستقر شد شما هم پشتیبانی کنید و به کمکِ هم، اشرار را کنار بزنید. این اشرار که حمله می‌کنند به مسلمین، واجب است آنها را دفع کنند ولو به قتل آنها منجر بشود. و هر کسی پایداری کند ثواب دارد، و هر کس کشته بشود ثواب شهید دارد. من اخطار می‌کنم به این اشرار که اگر دست از شرارتشان برندارند ما با آنها معامله دیگر خواهیم کرد.»[5]

امام در همین تاریخ در حضور خانواده شهدای گنبد، از فجایع رخ داده در این شهر، اظهار تأثر کردند. در ابتدای این جلسه نیز، مادر یکی از شهدای گنبد چنین گفت: «ای امام! ما در گنبد هیچ امنیت نداریم، ناموس و مالمان در خطر است. من دختر چهارده ساله‌ام را در آنجا گذاردم تا به حضور شما برسم. وقتی حرکت می‌کردم دخترم گفت: مرا هم به خدمت امام ببر، مرا به چه کسی می‌سپاری؟ آیا من از خود و ناموسم چگونه دفاع کنم؟»[6]

امام خمینی در این سخنرانی فرمودند: «ای مادر! برای من مرگ بهتر از این است که این مصیبت‌ها را بشنوم. ای مادرها و خواهرهای من! جوان‌های شما جوان‌های ما بودند. مولا امیر‌المؤمنین – سلام‌الله علیه - برای ربوده شدن یک خلخال از پای یک کسی که یهودیه بود فرمود که اگر انسان بمیرد بهتر از این است که بشنود این را. من اگر بمیرم بهتر از این است که [این مصیبت‌ها را بشنوم‌]. ای مادرها و خواهرهای من! ای برادرهای من! اسلام از این شهیدها بسیار داشته است.»[7]

امام خمینی برای مردم گنبد، از خدا طلب صبر کردند و گفتند: «همه باید در راه اسلام شهید بشویم. اسلام عزیزتر از هر چیز است. من راجع به مصیبت‌هایی که به شما مادرها و خواهرها وارد شده است بسیار متأثرم به طوری که نمی‌توانم دیگر صحبت کنم. من مطالب شما را با دولت در میان می‌گذارم و امیدوارم که ان‌شاء‌الله امنیت آنجا برقرار بشود و شما با برادران سربازتان و برادران پاسداران با هم دست به هم بدهید و این اشرار را از آن ناحیه عقب بزنید.»[8]

 

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. خمینی(س)، روح‌الله، صحیفه امام خمینی(س)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، چ سوم، زمستان 1379، ج 7، ص 8.

[2]. همانجا.

[3]. همان، ص 9.

[4]. همانجا.

[5]. همانجا.

[6]. همان، ص 10.

[7]. همانجا.

[8]. همان، ص 11.



 
تعداد بازدید: 186


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: