ما، فصل فصلِ قصّهی خونینِ شهر را، با خون هر شهید نوشتیم یادگار، افراشتیم، رایتِ، سبزِ سپاس را،
باغ ما، به سر آورد، انتظار آزادی مقدمت مبارک باد، ای بهار آزادی عذر نالة دل را، دلبرا پذیرا شو...
ای شهید ظهر بیدار نماز خونت از محراب حق، جوشید، باز گشت ما را خون تو اندرزگو...
ای خلق بهپا خاسته مردانه بجنگید با دشمن این خانه و کاشانه بجنگید این جغد کند خانه آباد تو ویران...
ساقی شبی برافروز ما را شراب دیگر از میکده برآید تا آفتاب دیگر با یک نگاه، آتش در جان ما فکندی...